موتیف در موسیقی به چه معناست ؟

موتیف در موسیقی

در این نوشته از وبلاگ ندابلاگ، قصد داریم یکی دیگر از اصطلاحات دنیای موسیقی به نام «موتیف» را به شما معرفی کنیم. موتیف در واقع کوچک‌ترین بخش با معنا در یک قطعه موسیقی است. برای آشنایی بیشتر با این مفهوم، تا پایان این مطلب با ما همراه باشید.

مقاله وحید ابوالقاسمی مدرس آواز سنتی ایرانی حاوی اطلاعات جامعی است.

موتیف در موسیقی

همانطور که پیش از این بیان شد، موتیف کوچک‌ترین بخش معنادار در موسیقی به شمار می‌رود. حتی برای ساختن جمله‌های ساده موسیقایی نیز باید از موتیف استفاده کرد، هرچند گاهی این کار به صورت ناخودآگاه انجام می‌شود.

وقتی موتیف به شکل ناخودآگاه به کار می‌رود، باید باعث ایجاد پیوند، یکپارچگی، منطق، و روانی در موسیقی شود. درست شبیه به زبان که هر جمله از چند کلمه تشکیل می‌شود، در موسیقی نیز هر جمله شامل چندین موتیف است. با این حال تفاوت‌هایی نیز وجود دارد؛ برای مثال، همیشه به آسانی نمی‌توان تشخیص داد که یک موتیف دقیقاً در کدام بخش از قطعه موسیقی قرار گرفته است.

تفاوت موتیف و تِم

تفاوت بین موتیف و تم (یا زمینهٔ اصلی موسیقی) در یک قطعه این است که موتیف کوتاه‌تر از تم است و در واقع بخشی از آن به شمار می‌رود. معمولاً موتیف را کوچکترین بخش یک تم یا عبارت می‌دانند که همچنان هویت خود را به عنوان یک ایدهٔ موسیقایی حفظ می‌کند.

در اغلب موارد، موتیف در شروع قطعه با ترکیبی از فواصل و الگوهای ریتمی به شکلی اثرگذار و به یاد ماندنی ظاهر می‌شود و معمولاً به یک هارمونی قوی نیز اشاره دارد. از آنجایی که تقریباً همهٔ الگوهای موجود در قطعه به نوعی به موتیف وابسته هستند، معمولاً آن را منبع اصلی ایده‌های موسیقایی می‌دانند.

برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب آشنایی با پنج تنظیم کننده معروف دنیا را بخوانید.

اگر موتیف شامل بخش‌هایی از الگوهای بعدی قطعه باشد، می‌توان آن را کوچکترین عامل مشترک در نظر گرفت؛ و اگر در تمام الگوهای بعدی تکرار شود، به عنوان بزرگترین عامل مشترک اثر شناخته می‌شود.

برای نمونه، در سمفونی پنجم بتهوون، یک الگوی چهارنتی نقش مهم‌ترین موتیف قطعه را دارد و از نظر هارمونی و ملودی گسترش می‌یابد تا زمینهٔ اصلی موومان اول را شکل دهد.

در آهنگ‌سازی، برای ادامه دادن قطعه معمولاً لازم است موتیف چندین بار تکرار شود یا موتیف‌های دیگری به آن اضافه گردد. اگرچه تکرار بخش‌های به هم پیوسته ضروری است، اما تکرار بیش از حد باعث یکنواختی می‌شود. بنابراین آهنگسازان با خلاقیت سعی می‌کنند تغییرات گوناگونی ایجاد کنند تا هم وحدت اثر حفظ شود و هم تنوع لازم در قطعه وجود داشته باشد.

تناوب موتیف در قطعه ها

به طور کلی، نقش‌های موسیقی (موتیف‌ها) در طول قطعه تغییر چندانی نمی‌کنند و گسترش پیدا نمی‌کنند، بلکه معمولاً به صورت پشت سر هم یا نوبتی در بخش‌های مختلف قطعه ظاهر می‌شوند و نقش مهمی در ایجاد حس یکپارچگی و وحدت دارند.
اما در نهایت، همه چیز به نحوه استفاده از این نقش‌ها بستگی دارد. چه یک نقش ساده باشد و چه پیچیده، و چه ویژگی‌های کمی یا زیادی داشته باشد، معنای نهایی یک قطعه فقط با شکل اولیه آن مشخص نمی‌شود، بلکه به چگونگی کاربرد و گسترش آن نقش بستگی دارد.
به طور خلاصه، نقش‌های موسیقی معمولاً در طول قطعه تکرار می‌شوند، اما تکرار بی‌تغییر آن‌ها ممکن است باعث یکنواختی شود و تنها با ایجاد تغییرات ظریف و متنوع (واریاسیون) می‌توان از این یکنواختی جلوگیری کرد.

استفاده از موتیف نیاز به واریاسیون دارد

واریاسیون به معنای ایجاد تغییر است. اما اگر همه‌ی ویژگی‌های یک موتیف عوض شود، باعث می‌شود پیوند بین بخش‌های اثر از بین برود و حس بی‌معنایی و گسستگی به وجود آید. در نتیجه، شکل اصلی موتیف نابود می‌شود. به همین دلیل، هنگام واریاسیون باید برخی از بخش‌های کم‌اهمیت تغییر کنند و بخش‌های مهم و کلیدی دست نخورده باقی بمانند.

نگه داشتن الگوهای ریتمیک به حفظ ارتباط بین قسمت‌های موسیقی کمک زیادی می‌کند. البته حتی در این حالت هم برای جلوگیری از یکنواختی، ایجاد تغییرات کوچک اجتناب‌ناپذیر است.

این را هم باید افزود که تشخیص اینکه کدام بخش‌ها مهم‌تر هستند، به عهده آهنگساز است و بستگی به هدفی دارد که از ساختن آن قطعه در ذهن دارد. در طول این تغییرات و جابجایی‌ها، شکل‌های گوناگونی از موتیف پدید می‌آید که معمولاً با یکی از قالب‌های شناخته‌شده همخوانی دارد.

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً روزی چند ساعت تمرین موسیقی کنیم؟ (مبتدی تا پیشرفته) را بخوانید.

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً ۸ فایده گوش دادن به موسیقی هنگام مطالعه! را بخوانید.

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً آشنایی با سید جواد ذبیحی را بخوانید.

بسط و گسترش واریاسیون

موسیقی چندصدایی را می‌توان به شیوه‌ای تشبیه کرد که در آن یک ایده اصلی گسترش و تنوع پیدا می‌کند. در این روش، با تغییر دادن یک نغمهٔ اصلی، فرم‌های گوناگونی از آن پدید می‌آید. این فرآیند شبیه به باز کردن و بزرگ کردن یک طرح اولیه است. البته تغییرات کوچک در نت‌های تزئینی یا جزئیات فرعی، تنها تأثیر محدودی دارند و ساختار کلی را دگرگون نمی‌کنند. به این نوع تغییرات کوچک معمولاً «واریانت» گفته می‌شود.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه سلفژ و روش های تقویت آن.

×

نظر شما در مورد این مقاله چیست؟

اگه حال کردی این پست رو با دوستات به اشتراک بذار:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *