بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!
ترجمه کلمه Describe به فارسی با مثالهای کاربردی
وقتی جزئیات چیزی را برای کسی توضیح میدهید، در واقع دارید آن را توصیف میکنید. این کار شبیه گفتن و تعریف کردن است.
سامانتا از سفرش به پاریس تعریف کرد. (یعنی جزئیات سفرش را برایمان گفت.)
میتوانی بگویی خانهات چه شکلی است؟
سخت است که طعم قهوه را برای کسی که تا به حال آن را نچشیده، توصیف کرد.
یک صفت، چگونگی و ویژگی یک اسم را بیان میکند.
یک قید، چگونگی انجام یک فعل، ویژگی یک صفت یا حالت یک قید دیگر را نشان میدهد.
زیبایی دریاچه امروز آنقدر زیاد است که نمیتوان با کلمات آن را بیان کرد.
او چهره مهاجمش را برای پلیسی توصیف کرد که سپس صورت آن مرد را کشید.
وقتی describe به صورت اسم به کار رود، میشود description (توصیف):
او توضیحاتی درباره فرد مهاجم به پلیس ارائه داد.
این کتاب، توصیف خوبی از منظرههای کبک در تابستان دارد.
به فروشنده بگو چه چیزی میخواهی تا کمکت کند آن را پیدا کند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی ندابلاگ، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی بههمراه معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.
نظر شما در مورد این مقاله چیست؟
