معنی کلمه Puzzle به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of puzzle word

امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

ترجمه کلمه Puzzle به فارسی با مثالهای کاربردی

پازل یک نوع سرگرمی و چالش فکری است. در بیشتر معماها، باید قطعه‌های مختلف اطلاعات را کنار هم بچینیم تا به جواب برسیم یا یک مسئله را حل کنیم.

هم بچه‌ها و هم بزرگسالان از پازل خوششان می‌آید.
ما یک پازل هزار تکه را کامل کردیم.
حل کردن جدول کلمات متقاطع که در روزنامه‌ها چاپ می‌شود، کار جالبی است.
تمام روزم را صرف کردم تا جدول کلمات متقاطع روزنامه نیویورک تایمز را تمام کنم.
پلیس نمی‌توانست بفهمد که دزدان آثار هنری چطور توانستند وارد موزه شوند. این موضوع واقعاً یک معما بود.
پلیس وقتی قطعه گمشده پازل را پیدا کرد، توانست پرونده جنایت را حل کند.
یکی از همکاران ما برای بقیه مثل یک معماست. هیچ‌کس نمی‌داند او کجا زندگی می‌کند یا بعد از ساعت کار چه کارهایی انجام می‌دهد.

 
همچنین می‌توانید از کلمه «puzzle» به عنوان فعل استفاده کنید:

ناپدید شدن هواپیما بر فراز اقیانوس، کارآگاهان را سردرگم کرد.
بستن بند کفش می‌تواند برای یک کودک نوپا سخت و گیج‌کننده باشد.
منشأ جهان، ذهن و تخیل آدمی را به چالش می‌کشد.

 
کلمات «puzzled» و «puzzling» صفت هستند و به معنی «گیج‌شده» و «گیج‌کننده» به کار می‌روند:

وقتی لورا سفارشش را دریافت کرد، چهره‌اش نشان می‌داد که گیج شده، چون سفارشش اشتباه بود.
چهره متعجب آن مرد جوان نشان می‌داد که نمی‌داند چطور از دستگاه بلیط فروشی فرودگاه استفاده کند.
به نظر گیج می‌رسی. سوالی داری؟
شترمرغ یک حیوان عجیب است که رفتار و ظاهرش در مقایسه با بقیه پرندگان، غیرمعمول و سؤال‌برانگیز است.
این شرایط واقعاً عجیب و نامعلوم است.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی ندابلاگ، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
 

×

نظر شما در مورد این مقاله چیست؟

اگه حال کردی این پست رو با دوستات به اشتراک بذار:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *