همانطور که میدانید، ضربالمثلها بخش مهمی از فرهنگ و ادبیات ما هستند و هر کدام داستان و مفهومی پشت خود دارند. یکی از این ضربالمثلها میگوید: “قسم حضرت عباس را باور کنم یا دم خروس را؟” این مثل زمانی به کار میرود که فردی قصد فریب دیگری را دارد و حرفهایش قابل اعتماد نیست. در چنین شرایطی، مردم میگویند نه به قسم آن فرد میشود اعتماد کرد و نه به نشانههای کوچکی که ممکن است دروغش را لو دهد.
**داستان کوتاه:**
روزی روزگاری، مرد کشاورزی بود که یک خروس بسیار زیبا و باوقار داشت. این خروس هر صبح، با آواز خواندنش، همه را از رسیدن روشنایی روز باخبر میکرد. یک روز، مرد کشاورز به خانه همسایهاش رفت. همساده با چهرهای جدی و متعهد گفت: “قسم به حضرت عباس که من خروس تو را ندیدهام و از آن خبری ندارم.”
کشاورز که آدم سادهای بود، اول حرف همسایه را باور کرد. اما وقتی به خانه برگشت، چشمش به چند پر قرمز و طلایی افتاد که روی زمین ریخته بود. این پرها، در واقع همان “دم خروس” خودش بودند. در این لحظه بود که فهمید همسایه به او دروغ گفته و خروسش را پنهان کرده است.
از آن روز به بعد، هر وقت کسی با قسم و سوگندهای سنگین چیزی میگفت که نشانههای کوچکی خلاف آن را نشان میداد، مردم این داستان را به یاد میآوردند و میگفتند: “آیا باید قسم او را باور کنم، یا دنبال ‘دم خروس’ بگردم؟”

در این نوشته، میخواهیم ببینیم این ضربالمثل کهن ایرانی چه معنایی دارد و از کجا آمده است. در ادامه با ما همراه باشید.
قسم حضرت عباس را باور کنم یا دم خروس را کنایه از چیست؟
۱- یعنی چیزی که کاملاً آشکار است را نمیتوانی پنهان کنی!
۲- معمولاً این ضربالمثل را خطاب به کسانی به کار میبرند که میخواهند خود را بیگناه نشان دهند و واقعیتی را پنهان کنند، اما نمیدانند که کارشان برملا شده و همه به اشتباه آنها پی بردهاند و دیگر جایی برای مخفیکاری باقی نمانده است.
ریشه ضرب المثل دم خروس
یک دزد به روستای آرامی رفت، اما پس از جستجوی زیاد، چیزی باارزش برای دزدیدن پیدا نکرد. خسته و ناامید بود که ناگهان صدای مرغ و خروسها از خانهای به گوشش رسید. با خوشحالی از دیوار خانه بالا رفت و یکی از خروسها را زیر لباسش پنهان کرد و به سرعت فرار کرد.
همینکه از دیوار پایین پرید، صاحب خانه او را دید و فریاد زد: “دزد! دزد!” همه همسایهها به دنبال او دویدند و در یک کوچه بنبست، او را گرفتند. دزد بیچاره شروع به قسم خوردن کرد: والله، به حضرت عباس قسم که من چیزی ندزدم! آنقدر گریه و زاری کرد تا شاید دل مردم نرم شود.
اما او نمیدانست که دم خروس از زیر لباسش بیرون زده است. مردم گفتند: قسم حضرت عباس را باور کنیم یا این دم خروس را؟!
یعنی باید باور کنیم تو بیگناهی و چیزی ندزدی، یا این دم خروس را نشانه دزدی تو بدانیم که شکی در آن نیست؟
دزد وقتی فهمید دیگر چارهای ندارد و آبرویش رفته، سریع خروس را از زیر لباسش درآورد و به صاحبش پس داد و به سرعت از آنجا دور شد.
♦ به همین دلیل، هرگاه کسی دستش رو شود اما همچنان اصرار کند که دیگران را نادان و خود را باهوش بداند و حقیقت را پنهان کند، این ضربالمثل را به کار میبرند.
پیشنهادی: ضربالمثل با خروس
اختصاصی-ندابلاگ
نظر شما در مورد این مقاله چیست؟
