این ضربالمثل در مورد موقعیتی به کار میرود که کسی برای انجام کاری یا حل مشکلی، با تلاش و برنامهریزی خودش اقدام میکند، اما نتیجه موفقیتآمیز و نهایی آن، با لطف و کمک خداوند به دست میآید.
به بیان ساده، این مثل میگوید که ما باید برای رسیدن به خواستههایمان تلاش کنیم و از هیچ کوششی دریغ نکنیم (این بخش “رفتنش با خودش” است)، اما در نهایت، این خواست و یاری خدا است که کار را به نتیجه خوب میرساند (این هم بخش “آمدنش با خداست”).
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” هر گلی زدی سر خودت زدی “ را بخوانید.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره معنی ضرب المثل ” آرزو را به گور بردن “ بیابید.
**مثال برای درک بهتر:**
– تصور کنید یک کشاورز را که میخواهد محصول خوبی داشته باشد. او تمام کارهای لازم را انجام میدهد: زمین را شخم میزند، بذر میکارد، آبیاری و از گیاهان مراقبت میکند.所有这些努力، “رفتنش با خودش” است. اما در آخر، اگر باران لازم نبارد یا آفت به مزرعه حمله کند، همه زحماتش ممکن است به نتیجه نرسد. وقتی فصل برداشت میرسد و محصولش پربار و سالم است، کشاورز باور دارد که این برکت، “آمدنش با خدا” بوده است.
پس این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که در عین سختکوشی و مسئولیتپذیری، توکل به خدا را فراموش نکنیم و موفقیت نهایی را از او بدانیم.

در این نوشته، میخواهیم مفهوم یکی از ضربالمثلهای کهن و پرمعنی ایران را با هم مرور کنیم. امیدواریم این مطلب برایتان مفید و جالب باشد.
ضرب المثل رفتنش با خودشه آمدنش با خدا یعنی چه؟
در گفتگوهای روزمره، افراد معمولاً از ضربالمثلهای مختلفی استفاده میکنند. منظور از ضربالمثل این است که:
معانی ظاهری
یعنی او قصد سفر دارد، اما هنوز برای بازگشت خود برنامهریزی نکرده است، مگر اینکه خداوند بخواهد و او را به خانه بازگرداند!
یعنی او با اراده و انتخاب خود به جایی میرود، اما به دلیل طولانی شدن مدت سفر، تنها خداوند است که میداند چه زمانی بازخواهد گشت. (یا باید خداوند او را بازگرداند!)
برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی “ سری سر بزنید.
معنای کنایی
معمولاً این ضربالمثل را در مورد افرادی به کار میبرند که وقتی به جایی میروند، دیر بازمیگردند. گاهی این جمله با ناراحتی و به نشانه شکایت به آنها گفته میشود.
چند مثال:
◊ شکایت: منتظرم خریدهایی که لیست کرده بودم را برایم بیاوری. الان سه ساعت است که به بازار رفتی و هنوز بازنگشتهای! تصمیم گرفتن برای رفتن با تو بود، اما زمان برگشتن را خدا تعیین میکند!
◊ از روی محبت: تصور کنید مهمان عزیزی پس از مدتها به خانه شما آمده است. وقتی قصد خداحافظی دارد، شما با دلتنگی میگویید: تصمیم رفتن با خودت، اما برگشتن دوبارهات را از خدا میخواهیم! لطفاً زود به زود به دیدارمان بیا و این دوری طولانی را بر ما تحمیل نکن…
◊ آگاه کردن خانواده از تأخیر: میخواهم با دوستانم به کتابخانه بروم. زمان برگشتم نامشخص است و در اراده خداست! لطفاً پشت سر هم به من تماس نگیرید!
ضربالمثل با خدا
اختصاصی-ندابلاگ
نظر شما در مورد این مقاله چیست؟
