معنی ضرب المثل ” دعوا سر لحاف ملا بود “

دعوا سر لحاف ملا بود

همه چیز در مورد مفهوم ضرب‌المثل «جدال بر سر پتوی ملا نصرالدین» 🤼 + داستان

این ضرب‌المثل برای زمانی به کار می‌رود که دو یا چند نفر بر سر چیزی بی‌ارزش یا پیش‌پاافتاده با هم بحث و جدال می‌کنند، در حالی که اصل موضوع فراموش شده است.

**داستان پشت این ضرب‌المثل چیست؟**

روزی ملا نصرالدین مهمان یکی از دوستانش بود. شب هنگام که می‌خواست بخوابد، صاحبخانه پتوی نازکی به او داد. هوا سرد بود و ملا پتو را به سختی روی خود می‌کشید، اما باز هم گرمش نمی‌شد.

نیمه‌های شب، ملا از خواب بیدار شد و دید که پتو کاملاً از روی او کنار رفته است. با خودش فکر کرد: «اگر این پتو اینقدر کوچک است که نمی‌تواند مرا گرم کند، پس بهتر است آن را به مهمان دیگرم، ‘هوا’، بدهم!» بعد پتو را به گوشه‌ای از اتاق پرتاب کرد و خودش را به خواب زد.

صبح که شد، صاحبخانه وارد اتاق شد و دید ملا نصرالدین در حالی که می‌لرزد، خوابیده است و پتو نیز روی زمین افتاده. با تعجب پرسید: «ملا، چرا از پتو استفاده نکردی؟»

ملا با عصبانیت پاسخ داد: «استفاده برای چه؟ من و پتو تمام شب را در حال کشمکش بودیم! من می‌گفتم پتو مال من است و باید مرا گرم کند، و پتو هم ادعا می‌کرد که مال او است و باید او را گرم کند! در پایان، ما تصمیم گرفتیم که اگر نمی‌توانیم به توافق برسیم، هیچ‌کدام از آن استفاده نکنیم!»

از آن روز به بعد، این داستان تبدیل به ضرب‌المثلی شد که هرگاه افراد به جای حل یک مشکل کوچک، آن را به موضوعی برای جر و بحث بزرگ تبدیل می‌کنند، استفاده می‌شود.

دعوا سر لحاف ملا بود

در این بخش، به بررسی معنی، مفهوم و پیشینه این ضرب‌المثل ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

دعوا سر لحاف ملا بود یعنی چی؟

۱- یعنی در کاری که به او ربطی نداشت، دخالت کرد و به خاطر این کار، صدمه دید.

۲- اغلب از این ضرب‌المثل زمانی استفاده می‌کنند که فردی که آسیب دیده است، احساس می‌کند آن آسیبی که به او رسیده، سزاوارش نبوده است.

داستان و ریشه ضرب المثل

در داستانی از ملا نصرالدین نقل شده که او در خواب بود و پتو را دور خودش پیچیده بود. ناگهان صدای بلندی از خانه همسایه شنیده شد. همسرش به او گفت: بلند شو و برو بیرون ببین چه اتفاقی افتاده است! آدم نباید نسبت به مشکل همسایه خود بی‌توجه باشد.

ملا پتو را روی شانه‌هایش انداخت و به کوچه رفت. متوجه شد که دزدی به خانه همسایه رفته، اما چون چیزی نبرده، فرار کرده است. هوا بسیار سرد بود و ملا در گوشه‌ای ایستاده بود. دزد که پشت دیوار قایم شده بود، همین که پتوی ملا را دید، آن را ربود و فرار کرد.

وقتی ملا به خانه برگشت، همسرش پرسید: چه خبر شد؟ آن سر و صدا برای چه بود؟ ملا گفت: هیچی! بحث بر سر پتوی خودم بود! یعنی دقیقاً از جایی آسیب دیدم که هیچ ارتباطی به من نداشت!

ضرب المثل‌های ایرانی بیشتری بخوانید
اختصاصی-ندابلاگ

×

نظر شما در مورد این مقاله چیست؟

اگه حال کردی این پست رو با دوستات به اشتراک بذار:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *