در دنیای ضربالمثلها، برخی جملهها آنقدر پرمعنی هستند که گویی یک دنیا حرف در خود جای دادهاند. یکی از این ضربالمثلهای عمیق و شناختهشده، این است: **”تا کور شود هر آنکه نتواند دید”**.
اما واقعاً منظور از این جمله چیست؟
در نگاه اول، شاید به نظر برسد که درباره یک مشکل بینایی صحبت میکند. اما مفهوم اصلی آن بسیار عمیقتر است. این ضربالمثل در واقع میخواهد بگوید که گاهی اوقات **علت اصلی یک مشکل، خود فرد است**، نه چیزی خارج از او.
به زبان سادهتر:
اگر کسی نتواند زیباییها، خوبیها یا حقیقتِ یک چیز را درک کند، مشکل از ناتوانی خود او در “دیدن” است، نه از آن چیز. مثل این میماند که فردی کور باشد و به جای اینکه بپذیرد چشمانش نمیبینند، دنیا را مقصر بداند و بگوید: “دنیا تاریک است!”
این ضربالمثل معمولاً در شرایطی به کار میرود که کسی به خاطر کمدانشی، تعصب یا کوتهفکری، واقعیتی را انکار میکند و دیگران یا شرایط بیرونی را سرزنش میکند.
### داستان پشت این ضربالمثل
روزی روزگاری، مردی زندگی میکرد که بسیار ثروتمند بود و خانهای مجلل با تزئینات بسیار زیبا داشت. در یکی از دیوارهای خانهاش، پردهای بزرگ و نفیس آویزان بود. پشت این پرده، نقاشیای خارقالعاده و ارزشمند قرار داشت که چشم هر بینندهای را محو خود میکرد.
یک روز، مهمانی به خانه این مرد ثروتمند آمد. این مهمان اما آدمی بود که دانش و فرهنگ چندانی نداشت و ذوق هنری او پایین بود. وقتی مرد ثروتمند با غرور پرده را کنار زد تا آن اثر هنری بینظیر را به مهمان نشان دهد، او با بیتفاوتی به نقاشی نگاه کرد و با بیادبی گفت: “این دیگر چه نقاشیِ بیمزهای است؟ ارزش یک ریال هم ندارد!”
مرد ثروتمند که از این حرف بسیار ناراحت و عصبانی شده بود، در پاسخ به او گفت:
**”تا کور شود هر آنکه نتواند دید”**
یعنی مشکل از نقاشی نیست؛ مشکل از چشمان توست که توانایی دیدن زیبایی و ارزش آن را ندارد. چون تو نمیتوانی ببینی، گناه را به گردن اثر هنری میاندازی.
از آن روز به بعد، این جمله به یک ضربالمثل تبدیل شد تا هر زمان که کسی به خاطر ناتوانی خودش در درک یک موضوع، دیگران یا چیزهای خوب را مقصر میداند، آن را به یاد او بیاورند.

در این بخش، به بررسی معنی، مفهوم و داستان پشت این ضربالمثل ایرانی میپردازیم. با ما همراه باشید.
معنی تا کور شود هر آنکه نتوان دید چیست؟
۱- یعنی اگر کسی آنقدر بدقلق است که از خوشبختی و پیشرفت دیگران ناراحت و عصبانی میشود، بهتر است کور بماند و اصلاً چیزی نبیند!
۲- معمولاً این ضربالمثل را در پاسخ به کسانی به کار میبرند که با کنایه و سرزنش در زندگی دیگران دخالت میکنند و خوشحالی آنها را برنمیتابند.
داستان ضرب المثل
کنار یک برکه قشنگ، لاک پشت کوچولویی با چند پرنده زندگی میکرد. بعد از مدتی، هوا خیلی گرم شد و آب برکه خشکید. پرندهها تصمیم گرفتند به جای دیگری بروند. برای لاک پشت، زندگی در خشکی سخت نبود، اما او از این که از دوستان پرندهاش جدا شود ناراحت بود.
پرندهها هم دوست نداشتند لاک پشت را تنها بگذارند. پس فکری کردند تا او را هم با خود ببرند. یک چوب به لاک پشت دادند و گفتند: «این چوب را با دهانت محکم بگیر و تا مقصد حرف نزن. ما دو طرف چوب را میگیریم و تو را با خود میبریم.»
پرندهها از دو طرف چوب را گرفتند و لاک پشت را به آسمان بردند. در راه، مردم وقتی لاک پشت پرنده را دیدند، شروع کردند به خندیدن و مسخره کردن: «لاک پشت که پرواز بلد نیست! مگر میشود لاک پشت در آسمان باشد؟»
حرفهای ریشخندآمیز مردم آنقدر زیاد شد که لاک پشت عصبانی شد و دهانش را باز کرد تا بگوید: «تا کور شود هر آنکه نتواند دید!» اما همین که دهانش را باز کرد، از آسمان افتاد روی زمین… و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
این داستان برای کسانی است که دیگران را مسخره میکنند و پیشرفت آنها را نمیتوانند ببینند.
ضرب المثل درباره حسودی
نظر شما در مورد این مقاله چیست؟
