همه چیز درباره مفهوم این ضرب المثل: “آنقدر ریز است که از سوراخ سوزن هم رد میشود، اما آنقدر بزرگ است که از دروازه عبور نمیکند!”
این ضربالمثل موقعی به کار میرود که بخواهیم درباره کسی بگوییم که برای کارهای کوچک و پیش پا افتاده، خیلی سختگیری و دقت به خرج میدهد؛ اما در کارهای بزرگ و مهم، به راحتی اشتباه میکند یا مسئولیتش را نمیپذیرد. مثل کسی که برای خرجهای روزمره زندگی، دقیق و محاسبهگر است، اما در یک معامله بزرگ مالی، با بیدقتی سرمایه زیادی را از دست میدهد.
**داستان پشت این ضربالمثل:**
در روزگاران قدیم، بازرگان ثروتمندی زندگی میکرد که به خساست و سختگیری در محاسبات مالی شهرت داشت. روزی یکی از شاگردانش را صدا زد و گفت: “برو در بازار، بهترین و مرغوبترین پارچه ابریشمی را برایم بخر. اما حواست باشد؛ حتی یک دینار هم بیشتر از پولی که میدهم خرج نکنی!”
شاگرد با پول مشخص شده به بازار رفت و پس از چانهزنی زیاد، توانست پارچهای عالی بخرد. وقتی به خانه بازرگان برگشت، دید دروازه اصلی بسته است. نگهبان گفت: “آقا برای صرفهجویی، دستور دادهاند فقط از در کوچک کنار دروازه استفاده شود.”
شاگرد سعی کرد از در کوچک عبور کند، اما بستهی پارچه آنقدر بزرگ بود که از آن رد نمیشد. چندبار تلاش کرد، اما موفق نشد. در همین حال، بازرگان از پنجره صدایش را شنید: “چرا پارچه را از آن در کوچک رد نمیکنی؟!”
شاگرد با تعجب گفت: “آقا، این در برای عبور یک نفر است، نه یک بسته بزرگ! لطفاً دروازه اصلی را باز کنید تا پارچه را وارد کنیم.”
بازرگان عصبانی شد و فریاد زد: “این چه حرفی است؟! مگر نمیدانی باز کردن دروازه اصلی هزینه دارد؟ چرا پارچه را تا نمیزنی و از لای در عبور نمیدهی؟!”
شاگرد با خودش فکر کرد: “عجب آدم عجیبی! برای خرید این پارچه گرانقیمت، پول زیادی پرداخت کرده، اما حالا برای باز کردن دروازه، که هزینه ناچیزی دارد، اینقدر سختگیری میکند.”
این رفتار باعث شد که شاگرد به راحتی از خساست و کوتهفکری اربابش آگاه شود. از آن روز به بعد، هرگاه کسی را میدیدند که برای کارهای کوچک، حساسیت زیادی نشان میدهد اما در کارهای بزرگ، اشتباهات فاحش مرتکب میشود، این داستان و این ضربالمثل را برایش تعریف میکردند.

در این بخش، به بررسی معنی و مفهوم این ضربالمثل ایرانی میپردازیم. در ادامه همراه ما باشید.
معنی از سوراخ سوزن رد میشه اما از در دروازه رد نمیشه چیست؟
۱- یعنی کاری که برای دیگران دشوار است را به سادگی انجام میدهد، اما کاری که برای همه آسان است را پیچیده و سخت میکند!
۲- معمولاً این ضربالمثل را در مورد کسانی به کار میبرند که کارهای سخت و غیرممکن را به راحتی انجام میدهند، اما در انجام کارهای ساده و پیش پاافتاده ناتوان هستند و آنها را مشکل و غیرقابل انجام میدانند.
داستان ضرب المثل
مردی ثروتمند در شهر به دلیل دست و دل بازی و بزرگواری شهرت داشت. گروهی برای گرفتن کمک مالی به خانهاش رفتند. همین که وارد شدند، دیدند که او دارد خدمتکارش را به خاطر دور انداختن یک چوب کبریت که میشد دوباره از آن استفاده کرد، دعوا میکند. این صحنه باعث شد آنها کمی در قصد خود برای درخواست کمک، دچار تردید شوند.
وقتی مرد ثروتمند متوجه حضور آنها شد، با روی خوش از آنان استقبال کرد و پرسید که برای چه کاری آمدهاند. آنها گفتند: «راستش ما با مشکل مالی روبرو شدهایم و میخواستیم از شما کمک بگیریم؛ اما وقتی دیدیم شما حتی از یک چوب کبریت کمارزش هم به سادگی نمیگذرید، شک کردیم که چطور ممکن است از دارایی و ثروت خود به دیگران ببخشید.»
مرد ثروتمند پاسخ داد: «آنچه شما دیدید، مربوط به زندگی شخصی و مدیریت امور خودم است. من در زندگی شخصیام هرگز اسراف نمیکنم و همیشه قناعت و صرفهجویی را رعایت میکنم. اما درخواست شما مربوط به بخشش و کمک به نیازمندان است، که من هیچ وقت از آن خودداری نکردهام.»
سپس او به اتاق دیگری رفت و با یک کیسه پول بازگشت. مراجعان با خود فکر کردند: عجیب است! او از سوراخ سوزن رد میشود، اما از در دروازه نه! یعنی بخشیدن پول به دیگران که کاری دشوار است را به راحتی انجام میدهد، اما کارهای ساده و پیش پاافتاده زندگی را برای خود سخت میگیرد.
اختصاصی-ندابلاگ
ضرب المثل با کلمه دروازه
نظر شما در مورد این مقاله چیست؟
