یک ضرب المثل قدیمی میگوید: آدم عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود. این مثل به ما یادآوری میکند که اگر یک بار در زندگی اشتباه کردیم یا تجربه تلخی داشتیم، نباید دوباره همان اشتباه را تکرار کنیم.
انسان خردمند از اتفاقات گذشته درس میگیرد. وقتی میبینیم کاری به ضررمان تمام شده، عقل حکم میکند که دیگر سراغ آن نرویم. مثل کسی که یک بار دستش به اجاق گاز داغ میسوزد، برای بار دوم بیشتر مراقب است و دستش را نزدیک آتش نمیبرد.
این ضرب المثل به ما میآموزد که تجربیات گذشته میتوانند راهنمای خوبی برای آینده باشند. اگر در رابطه با کسی، در کاری یا در تصمیمی نتیجه مطلوب نگرفتیم، بهتر است در برخوردهای بعدی هوشمندانه عمل کنیم و رویه خود را تغییر دهیم.
در زندگی واقعی، این حکمت را میتوان در موقعیتهای مختلف به کار برد. چه در انتخاب دوست، چه در مدیریت مالی یا حتی در برنامهریزی برای آینده. عاقل کسی است که از گذشته عبرت بگیرد و اجازه ندهد یک اشتباه را دوباره تکرار کند.

در این نوشته میخواهیم ببینیم این ضربالمثل قدیمی و اصیل ایرانی چه معنایی دارد و چه مفهومی را میرساند.
معنی آدم عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود
عاقل کسی است که اشتباه خود را دوباره تکرار نمیکند.
این ضربالمثل به زبان ساده میگوید: اگر یک بار از سوراخ موش گزیده شدی، بار دوم نزدیک آن نرو. اما انسان نادان، دوباره کنار همان سوراخ مینشیند و باز هم آسیب میبیند.
انسانهای خردمند از خطاهای خود درس میگیرند و آنها را تبدیل به تجربه میکنند، نه اینکه دوباره همان اشتباه را انجام دهند.
حدیث مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود
این روایت از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ پس از پایان جنگ احد نقل شده است. داستان اصلی را شیخ طوسی در کتاب خود به نام «الخلاف» این گونه بیان کرده:
در جنگ بدر، مردی از قبیله جمح به نام اباعزه اسیر شد. او به پیامبر گفت: من خانواده دارم و مسئولیت زیادی بر دوشم است، به من لطف کن و آزادم کن. او قول داد که دیگر به جنگ برنگردد. پس آزاد شد و به مکه بازگشت. اما در آنجا شروع به مسخره کردن پیامبر کرد و در جنگ احد دوباره برای جنگیدن بازگشت.
در جنگ احد، پیامبر خدا دعا کرد که او بار دیگر نجات پیدا نکند. این بار هم اباعزه اسیر شد و دوباره همان بهانه را آورد که خانوادهدار است و تقاضای بخشش کرد. اما این بار پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: تو آزاد میشوی تا به مکه برگردی و در میان قریش فخر بفروشی که دو بار محمد را مسخره کردهای؟! اما یک مومن نباید دو بار از یک سوراخ گزیده شود. سپس پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ او را با دست خود اعدام کرد.
[1]
ترجمه:
ابو عزه الجمحی در جنگ بدر به اسارت مسلمانان درآمد. او به پیامبر اکرم گفت: من خانوادهدارم و مسئولیت سنگینی بر دوش دارم؛ لطف کن و مرا آزاد کن. پیامبر نیز او را به شرطی که دیگر به جنگ با مسلمانان برنگردد، آزاد کرد.
اما ابو عزه پس از بازگشت به مکه، به عهد خود وفا نکرد و حتی گفت که پیامبر را فریب داده است. سپس در جنگ احد دوباره در صف دشمنان اسلام حاضر شد. در این جنگ، پیامبر دعا کردند که او فرار نکند و بار دیگر اسیر شد.
این بار هم ابو عزه نزد پیامبر آمد و با همان بهانهی پیشین تقاضای آزادی کرد. اما رسول خدا فرمودند: آیا تو را آزاد کنم تا به مکه برگردی و بگویی که دو بار محمد را فریب دادی؟ سپس افزودند: «مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود.» آنگاه حضرت، خود او را مجازات کردند.
این روایت با اندکی تفاوت در عبارت، در منابع معتبر دیگر نیز نقل شده است. با توجه به اینکه جنگ احد در سال سوم هجرت رخ داده، این سخن پیامبر نیز مربوط به همان سال است. همچنین نقل این روایت در کتابهای روایی معتبر، نشان از درستی و اعتبار آن دارد.
[1] . طوسی، الخلاف، موسسه نشر اسلامی، چاپ اول، ج4، ص193.
**ضربالمثل: عاقل تکیه به دیوار شکسته نمیکند.**
اختصاصی-ندابلاگ
نظر شما در مورد این مقاله چیست؟
