بیوگرافی پوریا پورسرخ
پوریا پورسرخ، بازیگر سینما و تلویزیون ایران، در چهارم تیرماه ۱۳۵۶ در تهران متولد شد. او بزرگترین فرزند خانواده است و سه خواهر و برادر کوچکتر دارد.
منوی دسترسی سریع
خلاصهای از زندگی
داستان زندگی
ازدواج و همسرگزینی
صفحات مجازی
کارنامه هنری
فهرست فیلمها
جایزهها و موفقیتها
فراز و نشیبهای زندگی
گفتوگوها

خلاصه زندگینامه
نام: پوریا
نام خانوادگی: پورسرخ
تاریخ تولد: ۴ تیر ۱۳۵۶ (۴۷ ساله)
محل تولد: تهران، ایران
مدرک تحصیلی: دکترای فیزیولوژی گیاهی
وضعیت تأهل: متأهل
ملیت: ایرانی
حرفهها: بازیگر و مجری
سالهای فعالیت: از ۱۳۸۱ تا کنون
زندگینامه
دوران کودکی:
پوریا پورسرخ در چهارم تیرماه ۱۳۵۶، ساعت چهار صبح، در محله جردن تهران به دنیا آمد. مادرش معلم بازنشسته زبان انگلیسی و پدرش بازنشسته شرکت نفت است. او فرزند اول خانوادهای شش نفره است و دو خواهر به نامهای پگاه و پانتهآ و یک برادر به نام رضا دارد.
پوریا تحصیلات خود را در رشته فیزیولوژی گیاهی ادامه داد و در نهایت مدرک دکترای خود را دریافت کرد. قد او ۱۸۲ سانتیمتر است و جالب است بدانید که از پرواز با هواپیما میترسد.
در دوران کودکی، پوریا بسیار پرجنبوجوش و بازیگوش بود، اما در عین حال به درسش هم اهمیت میداد. به خاطر نمرههای خوب و سطح علمی بالایش، به راحتی وارد دانشگاه شد. او برخلاف میل پدر و مادرش، این رشته را برای تحصیل انتخاب کرد. علاقه او به این حوزه آنقدر زیاد بود که پس از گذراندن چند ترم، خیلی زود جذب دنیای کار شد.
بعد از گرفتن مدرک کارشناسی ارشد، برای کار به خارج از کشور رفت و در همان زمان به تحصیلش نیز ادامه داد.
از آنجا که پدر پوریا در شرکت نفت کار میکرد، خانوادهاش مجبور بودند در شهرهای مختلفی زندگی کنند. به همین دلیل، او سالهای دبستان را در چند شهر، از جمله شهرهای جنوب ایران گذراند. دوره راهنمایی را در مدرسه شهید باهنر تهران خواند و دبیرستان را در مدرسه رازی به پایان رساند.
فقط مهندسی کشاورزی:
پوریا پورسرخ دانشآموزی بسیار سختکوش و با نمرههای بالا بود، به همین دلیل در سال ۱۳۷۴ در کنکور سراسری رشته تجربی قبول شد. اما پس از این اتفاق، شایعاتی درباره او شروع شد. با وجود اینکه او دانشآموز درسخوانی بود، بعضی افراد تصور میکردند انتخاب رشته تجربی او به دلیل ضعف در درسهای ریاضی و فیزیک بوده است.
پوریا برای اثبات بیاساس بودن این حرفها، با تشویق خانوادهاش در کنکور رشته ریاضی فیزیک نیز شرکت کرد و در مهندسی عمران پذیرفته شد. او حتی دو بار دیگر در کنکور پزشکی شرکت کرد و با رتبهای بهتر از رشته قبلیاش قبول شد تا توانایی خود را نشان دهد. اگرچه پدر و مادرش با تحصیل در آن رشته مخالف بودند، پوریا توانست رضایت آنها را جلب کند و در رشته مورد علاقه خود به درسش ادامه دهد. به نظر میرسد والدین این هنرپیشه با تحصیل دانشگاهی او در رشته مهندسی کشاورزی موافق نبودند.
تحصیلات:
این بازیگر با وجود مخالفتهای فراوان اطرافیان، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مهندسی کشاورزی ادامه داد و در کنار آن به بازیگری نیز مشغول بود. او توانست مدرک دکترای خود را در زمینه فیزیولوژی گیاهی دریافت کند. پوریا پورسرخ از هوش و استعداد بالایی برخوردار بود و در دوران کارشناسی در رشته اصلاح نباتات و همچنین در مقطع کارشناسی ارشد در رشته فیزیولوژی گیاهی، موفق به کسب رتبه سوم دانشگاه شد.
دوران مدرسه:
این هنرمند در دوران مدرسه، دانشآموزی درسخوان اما بسیار کمحرف و ساکت بود. رفتار آرام او گاهی به گونهای بود که دیگران از او ناراضی بودند. اما چون نمرههای بالایی داشت، مسئولان مدرسه با او برخورد جدی نمیکردند و با گذشت رفتار میکردند.
پوریا پورسرخ در تمام درسها نمرههای عالی میگرفت، به جز دو درس: جغرافیا و انضباط. او در تمام سالهای تحصیل، از درس جغرافیا بیزار بود. حتی یک بار مجبور شد با استفاده از قانون تکماده، آن درس را پاس کند و به کلاس بالاتر برود.
این بازیگر در درسهایی مانند ریاضی، فیزیک، شیمی، مثلثات و هندسه همیشه نمره ۲۰ میگرفت. به همین دلیل وقتی به دبیرستان رسید، رشته تجربی را انتخاب کرد. او در تمام پایههای تحصیلی از شاگردان ممتاز مدرسه به شمار میرفت و تنها نمرههای پایین کارنامهاش مربوط به انضباط بود.
با این حال، به دلیل توجه و لطف مدیران و معلمان مدرسه و برای اینکه معدل کل او کم نشود، معمولاً نمره انضباطش را ۱۷ یا ۱۸ در نظر میگرفتند.
تلاش شبانه روزی:
پوریا پورسرخ همزمان با تحصیل در دانشگاه، کار و بازیگری را نیز دنبال میکرد و با وجود این حجم از فعالیت، هرگز از تلاشش کم نشد. او برای ادامه تحصیل، دو سال به خارج از کشور رفت و در آنجا زندگی کرد. سپس در سال ۱۳۸۲ به ایران بازگشت و در کنار کار و تحصیل، توانست در مقطع کارشناسی ارشد موفقیتهای خوبی به دست آورد و همچنان در عرصه بازیگری نیز با وجود شرایط دشوار کاری و درسی، پایدار بماند. او با اراده قوی و تعهد به اهدافش، سختیهای مسیر تحصیل و هنر را تحمل کرد و در نهایت با سربلندی از پس همهی آنها برآمد. پوریا در هیچ مرحلهای از زندگیاش نخواست هیچ یک از زمینههای کار، بازیگری یا تحصیل را کنار بگذارد. بلکه برای موفقیت در هر سه حوزه، با پشتکار و تلاش بیوقفه به راه خود ادامه داد.
شغل قبل از بازیگری:
این هنرمند پس از دریافت مدرک لیسانس خود در رشته بهبود گیاهان از دانشگاه آزاد شیراز، تحصیلاتش را در مقطع کارشناسی ارشد ادامه داد و سپس در مقطع دکترا در رشته عملکرد گیاهان فارغالتحصیل شد.
پیش از ورود به دنیای بازیگری، او به عنوان خبرنگار در روزنامههای هنری و اجتماعی مانند «دنیای جوانان» فعالیت خود را آغاز کرد. در همان دوران، پوریا پورسرخ در یک شرکت تبلیغاتی مستقر در دبی نیز مشغول به کار شد.
او امروزه علاوه بر بازیگری، در زمینه طراحی فضای سبز و ترجمه مقالههای علمی برای مجلات تخصصی نیز فعالیت میکند.
فعالیت ورزشی:
از روی ظاهر و هیکل پوریا پورسرخ میتوان فهمید که به ورزش، مخصوصاً بدنسازی، علاقهمند است و در این زمینه فعالیت میکند. او علاوه بر بدنسازی که در سنین بزرگسالی به آن روی آورد، از بچگی به فوتبال علاقه داشت و در هنرهای رزمی هم توانست کمربند سیاه کیوکوشین را بگیرد. او هیچ وقت در نقشهای سینماییاش، شخصیتی که سیگار بکشد را بازی نکرده و در هیچ فیلم یا اثری هم سیگار نکشیده است.
پوریا پورسرخ از طرفداران پر و پا قرص تیم استقلال و رئال مادرید است. حتی یک پیراهن از تیم رئال مادرید دارد که بازیکنان این تیم روی آن امضا کردهاند. نکته جالب اینجاست که با وجود هواداری از استقلال، او با علی کریمی که از چهرههای شناختهشده فوتبال ایران است، دوست صمیمی محسوب میشود.
دیدگاه خداحافظی با سینما:
پوریا پورسرخ بر این باور است که دنیای سینما و تلویزیون بیعدالت و سختگیر است. خیلی از بازیگران، روزگاری ستارههای درخشانی بودند و زحمتهای فراوانی در این راه کشیدند، اما امروزه کسی به آنها توجهی نمیکند. او میگوید که فقط خدا میداند در آینده چه اتفاقی برایش خواهد افتاد، اما خودش همیشه آماده است تا اگر لازم شد، برای همیشه با سینما و تلویزیون خداحافظی کند و در هر زمان که بخواهد، این امکان برایش فراهم است.
نگاه پوریا پورسرخ به بازیگری، صرفاً به عنوان یک شغل پولساز نیست. علاقهی او تنها از عشق به هنر سرچشمه میگیرد و دلیل دیگری پشت این انتخاب نیست. با این حال، او برای پیشرفت و بهتر شدن در کارش، همیشه نهایت تلاش خود را به کار میگیرد.
دوستان صمیمی:
یکی از نزدیکترین دوستان پوریا پورسرخ که تأثیر زیادی در زندگی او داشته، غلامحسین لطیفی است. این دوستی نزدیک باعث شد پورسرخ با پیشنهاد لطیفی، نقش فرهاد را در مجموعه «فرار بزرگ» بازی کند. پس از آن، همکاری آنها در سریالهای «وفا» و «صاحبدلان» ادامه یافت. این صمیمیت به حدی است که پوریا پورسرخ حتی در مسائل خانوادگی نیز با غلامحسین لطیفی مشورت میکند.
بهترین های دنیای فوتبال:
به نظر این هنرمند، ناصر حجازی یکی از بزرگترین اسطورههای فوتبال ایران است و فرق او با دیگر بازیکنان، بسیار زیاد و آشکار است. به گونهای که بدون رقیب مستقیم، در صدر فهرست محبوبترین و برترین چهرههای فوتبال کشور قرار میگیرد. همچنین علی پروین به دلیل نقشآفرینی به عنوان بازیکن، کاپیتان و مربی برای فوتبال ایران، نزد پوریا پورسرخ احترام ویژهای دارد. در میان بازیکنانی که تا همین اواخر فعال بودند یا تازه بازنشسته شدهاند، علی دایی با فاصلهای زیاد از دیگران پیشتاز است. به باور این بازیگر، علی دایی نماد و معیار شناخت فوتبال ایران در سطح جهانی است و به طور کامل شایسته جایگاهی است که در آن قرار گرفته است.
به جز علی دایی، بازیکنانی مانند رضا عنایتی، محمد نوازی و حامد کاویانپور نیز مورد علاقه پوریا پورسرخ هستند و سبک بازی و دستاوردهای آنان برای تیم ملی ایران و باشگاههایشان، توجه او را جلب کرده است. برخلاف بسیاری از بازیگران که برای دیدهشدن و حضور روی جلد مجلات، با بازیکنان فوتبال عکس میگیرند و به زمینهای تمرین تیمهای مختلف میروند تا در خبرها مطرح شوند، پوریا پورسرخ تنها با رضا عنایتی رابطه دوستی دارد و به دلیل رفتار خوب و اخلاق نیکوی او خارج از زمین، این دوستی را حفظ کرده است. از نگاه او، عنایتی بهترین مهاجم یک دوره از تیم ملی ایران بوده و همچنین دارای رکورد最高的 گلزنی در تاریخ لیگ است و میان پنج مهاجم برتر تاریخ فوتبال ایران جای دارد.
ازدواج
پوریا پورسرخ در سن ۴۲ سالگی و در سال ۱۳۹۸ ازدواج کرد. او این خبر را در برنامه ویژه تحویل سال ۱۳۹۹ به صورت عمومی اعلام نمود. این بازیگر تا به امروز عکسی از همسرش در فضای مجازی منتشر نکرده است.
او در بیانیای گفته است: “من معتقدم ازدواج راه اصلی و نهایی زندگی انسان بوده و رخداد بسیار مطلوبی است.” همسر او در زمینه هنری فعالیت ندارد و آنها پس از دورهای آشنایی به این نتیجه رسیدند که میتوانند زندگی مشترک خود را با یکدیگر ادامه دهند. پورسرخ همچنین اشاره کرده که به دنبال آرامش در زندگی است و همسرش نیز فردی بسیار باوقار و آرام است.
او توضیح داده که چون سالهای زیادی را تنها زندگی کرده، به این سبک عادت دارد و در همه کارها تصمیمگیرنده اصلی است. همچنین وقتی کارها طبق برنامه پیش نرود، ترجیح میدهد مسئله را کاملاً نادیده بگیرد و خود را از آن مبرا بداند.
پوریا پورسرخ در شبکه های اجتماعی
اینستاگرام:
pouriapoursorkh@
زندگی هنری

ورود به دنیای هنر:
بعد از اینکه پوریا پورسرخ در کلاسهای آموزش بازیگری محمد حسین لطیفی شرکت کرد و با او آشنا شد، در سال ۱۳۸۴ قرار شد به عنوان دستیار کارگردان با لطیفی همکاری کند. اما در جریان ساخت سریال فرار بزرگ، یکی از بازیگران حاضر به همکاری نشد. در نتیجه، به پیشنهاد لطیفی، پوریا پورسرخ جایگزین آن بازیگر شد و اولین تجربهٔ بازیگری خود را در این سریال آغاز کرد.
رسیدن به شهرت:
در اواخر سال ۱۳۸۴، این بازیگر با پیشنهاد آقای لطیفی، در مجموعهٔ وفا همکاری کرد. نقش ژوبین پناهی آنقدر برایش جذاب بود که نتوانست پیشنهاد بازی در آن را رد کند. به باور او، ایفای نقش ژوبین یکی از بهترین فرصتهای هنریاش بوده است. او چند ماه تمام، وقت خود را صرف این سریال کرد و حتی برای فیلمبرداری، حدود ۶۰ روز در لبنان اقامت داشت.
پخش سریال وفا از تلویزیون، فصل جدیدی در زندگی هنری این بازیگر گشود. خیلی زود، عکسها و پوسترهای او در جایجای شهر دیده شد و ناگهان به یک چهرهٔ شناختهشده و محبوب تبدیل شد. البته این محبوبیت ناگهانی، باعث شد برنامههای قبلی او مانند درس و کار، کمی دچار آشفتگی شود. اما همانطور که ضربالمثل معروف میگوید: هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد.
کاندید بهترین بازیگر نقش اول مرد:
این بازیگر در سال ۱۳۸۴ با بازی در فیلم “جنایت و جنحه” وارد دنیای سینما شد. اما این فیلم موفق به دریافت مجوز نمایش نگردید. به همین دلیل، اولین فیلم اکرانشده از پوریا پورسرخ، فیلم “مهمان” محسوب میشود. او در همان سال در فیلم “روز سوم” نیز به ایفای نقش پرداخت. پورسرخ در این فیلم، نقش شخصیتی به نام رضا را بازی کرد و عملکرد درخشان و بهیادماندنی از خود نشان داد. این بازی آنقدر خوب بود که در بیست و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر، نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد نقش اول شد.
او فعالیت هنری خود را با بازی در آثار دیگری مانند فیلم “آناهیتا” به کارگردانی عزیزالله حمیدنژاد در سال ۱۳۸۷، فیلم “عیار ۱۴” ساخته پرویز شهبازی در سال ۱۳۸۷ و همچنین فیلم “روز رستاخیز” به کارگردانی احمدرضا درویش در سال ۱۳۹۲ ادامه داد. علاوه بر اینها، او در مجموعه تلویزیونی “کیمیا” نیز در کنار دیگر بازیگران، در یکی از نقشهای اصلی ظاهر شد.
بازی در نخستین فیلم سه بعدی تاریخ سینمای ایران:
این بازیگر در اولین فیلم سهبعدی سینمای ایران با عنوان «آقای الف» که علی عطشانی کارگردانی آن را بر عهده داشت، حضور یافت و ایفاگر نقش اصلی این فیلم بود.
سریال برف بی صدا می بارد:
سریال «برف بیصدا میبارد» یک مجموعه تلویزیونی است که کارگردانی آن را پوریا آذربایجانی بر عهده داشت و محمدرضا شفیعی در سال ۱۴۰۰ تهیهکننده آن بود. این سریال از شبکه سه سیما پخش شد.
این مجموعه داستانی درام، اجتماعی و خانوادگی دارد و ماجراهای زندگی یک خانواده پنجنفره را روایت میکند. در این سریال بازیگران زیادی ایفای نقش کردهاند، از جمله: مائده طهماسبی، پاشا رستمی، پوریا پورسرخ، پوریا شکیبایی، پانتهآ سیروس، مریم شیرازی، الیکا عبدالرزاقی، مینا وحید، امیر جنانی، هادی دیباجی، هاله گرجی، سینا کرمی و دیگران.
در این داستان، پوریا پورسرخ در نقش شخصیتی به نام شهاب ظاهر شد که به سیمین، دختر خانواده با بازی الیکا عبدالرزاقی، پیشنهاد ازدواج داد. او قصد داشت پس از ازدواج، سیمین را به همراه خواهر و برادرانش به خارج از کشور ببرد و در این میان اتفاقات مختلفی برای آنها رخ میدهد.
سریال نوار زرد:
سریال نوار زرد یک مجموعه تلویزیونی در سبک جنایی-پلیسی است که در دو فصل مختلف ساخته شد. فصل اول این سریال به مناسبت هفته نیروی انتظامی، در سال ۱۳۹۶ توسط پوریا آذربایجانی تولید شد و از شبکه دو سیما پخش گردید. پس از آن، در سال ۱۴۰۰ فصل دوم این مجموعه با نام نوار زرد ۲، به کارگردانی سروش محمدزاده و تهیهکنندگی محمدرضا شفیعی، روی آنتن رفت.
پوریا پورسرخ از بازیگران اصلی این سریال بود که همراه با بازیگرانی مانند بانیپال شومون، مهشید جوادی، نجمه جودکی، امیرحسین صدیق، حسام محمودی، سهیل مستجابیان و دیگران، نقش آفرینی قابل توجهی داشت. او در این سریال، شخصیت «نادر» را بازی میکرد؛ فردی که در گذشته همدانشگاهی سرگرد کیهان بود، اما به دلایلی نتوانست در مسیر درست زندگی قدم بگذارد و در نهایت به مواد مخدر معتاد شد و دچار مشکلات زیادی گردید.
برنامه شب های مافیا:
برنامه شبهای مافیا که از شبکه نمایش خانگی پخش میشد، کاری از سعید ابوطالب است. این برنامه بر اساس یک بازی گروهی به نام مافیا ساخته شده بود. در هر فصل، ۱۲ نفر از بازیگران سینما و تلویزیون و افراد مشهور دیگر در آن شرکت میکردند. در فصل سوم این مجموعه، پوریا پورسرخ همراه با هنرمندان شناختهشدهای مثل مهران غفوریان، برزو ارجمند، علیرضا طلیسچی، احسان کرمی و چند نفر دیگر، در یک تیم قرار گرفت و در این مسابقه حاضر شد.
فیلم روز سوم:
فیلم سینمایی «روز سوم» به کارگردانی محمد حسین لطیفی و با فیلمنامهای از محمد مهدی سجادهای ساخته شده است. این اثر از یک فیلم مستند با همین نام که کارگردانی آن بر عهده حمید زرگرنژاد بود، الهام گرفته است.
داستان فیلم درباره روزهای پایانی مقاومت مردم و رزمندگان در سال ۱۳۵۹ در شهر خرمشهر است، جایی که در برابر نیروهای بعثی عراق ایستادند. در این روایت، زندگی یک خواهر و برادر به تصویر کشیده شده که در کنار دیگر مردم شهر مقاومت میکنند. پوریا پورسرخ در نقش رضا (برادر) و باران کوثری در نقش سمیره (خواهر) بازی میکنند.
در بخشی از فیلم، سمیره با پاهای شکسته قادر به حرکت نیست و رضا تلاش میکند تا مانع از اسارت او به دست سربازان عراقی شود. به همین دلیل، او خواهرش را همراه با مقداری غذا درون یک باغچه پنهان میکند تا در فرصتی مناسب، بتواند نجاتش دهد. در پایان این ماجرا، رضا و یارانش به شهادت میرسند و تنها سمیره است که زنده میماند و از این حادثه جان به در میبرد.
سریال کیمیا:
سریال کیمیا به کارگردانی جواد افشار ساخته شده و داستان آن در سه دوره مختلف روایت میشود: سالهای قبل از انقلاب، دوران جنگ ایران و عراق، و زمان حال. بازیگران زیادی در این مجموعه حضور دارند که از میان آنها میتوان به مهراوه شریفینیا، حسن پورشیرازی، آزیتا حاجیان، پوریا پورسرخ، آرش مجیدی، نیکی کریمی، مهدی پاکدل، آشا محرابی و گلوریا هاردی اشاره کرد. در این سریال، پوریا پورسرخ در نقش آرش ظاهر شده است که همسر اول کیمیا، شخصیت اصلی سریال با بازی مهراوه شریفینیا، میباشد.
فیلم مهمان:
فیلم «مهمان» به کارگردانی سعید اسدی ساخته شده و تهیهکنندگی آن را عبدالله علیخانی و محمد حسین فرحبخش به عهده داشتهاند. نویسندهی فیلمنامه این اثر حسن انصاریان است. این فیلم در اسفند سال ۱۳۸۵ در سینماهای کشور به نمایش درآمد. در این فیلم بازیگرانی چون امین حیایی، شقایق فراهانی، حسام نواب صفوی، ثریا قاسمی، مریم امیرجلالی و پوریا پورسرخ ایفای نقش کردهاند که همگی عملکرد درخشان و بهیادماندنی داشتند.
سریال وفا:
سریال تلویزیونی «وفا» به کارگردانی محمد حسین لطیفی ساخته شد و در تعطیلات نوروز سال ۱۳۸۵، هر شب از شبکه سه سیما پخش میشد. این مجموعه داستان عشق و علاقهی یک پسر ایرانی به نام ژوبین پناهی را روایت میکند که با وجود پیروی از دین یهود، دل به دختری نیمهایرانی و نیمهلبنانی به نام وفا میبندد. در جریان این ماجرا، ژوبین به جرم جاسوسی برای اسرائیل در ایران دستگیر میشود. در این سریال، پوریا پورسرخ به همراه بازیگرانی چون ههانیه توسلی، فرهاد قائمیان، عدی رعد و فرهاد اصلانی به ایفای نقش پرداختند.
فیلم شناسی

پوریا پورسرخ در زمینههای گوناگون هنری آثاری خلق کرده است. در ادامه، خلاصهای از این آثار را برای شما بیان میکنیم.
فیلم های سینمایی:
| سال | نام فیلم | کارگردان |
|---|---|---|
| ۱۳۹۹ | هولیا | مرتضی آتش زمزم |
| تکخال | آیت الله خامنه ای | |
| عروس خیابان فرشته | حسن روحانی | |
| ۱۳۹۸ | ورود و خروج ممنوع | مسعود پزشکیان |
| چشموگوشبسته | فرزاد مؤتمن | |
| ۱۳۹۷ | مدیترانه | هادی حاجتمند |
| سلام علیکم حاج آقا | حسین تبریزی | |
| ۱۳۹۶ | به وقت خماری | محمدحسین لطیفی |
| دخمه | وحید ضرابی نسب | |
| پاسیو | مریم بحرالعلومی | |
| خالتور | آرش معیریان | |
| ۱۳۹۴ | عشق و جنون | حسن نجفی |
| عاشقها ایستاده میمیرند | شهرام مسلخی | |
| ۱۳۹۳ | دوربین | محسن توکلی |
| لامپ ۱۰۰ | سعید آقاخانی | |
| ۱۳۹۲ | قرار بعدی همانجا | محسن توکلی |
| روز رستاخیز | احمدرضا درویش | |
| ۱۳۹۱ | آقای الف | علی عطشانی |
| ۱۳۸۹ | آخرین سرقت | پدرام علیزاده |
| گلوگاه شیطان | حمید بهمنی | |
| هر چی خدا بخواد | نوید میهندوست | |
| ۱۳۸۸ | ناسپاس | حسن هدایت |
| چراغ قرمز | علی غفاری | |
| شیر و عسل | آرش معیریان | |
| به دنبال خوشبختی | بهمن گودرزی | |
| ۱۳۸۷ | آناهیتا | عزیزالله حمیدنژاد |
| خاطره | نادر طریقت | |
| دلخون | محمدرضا رحمانی | |
| حرکت اول | فرهاد نجفی | |
| عیار ۱۴ | پرویز شهبازی | |
| ۱۳۸۵ | روز سوم | محمدحسین لطیفی |
| پسران آجری | مجید قاریزاده | |
| مصائب دوشیزه | مسعود اطیابی | |
| مهمان | سعید اسدی | |
| ۱۳۸۴ | جنایات و جنحه | حمیدرضا محسنی |
سریالهای تلویزیونی:
| سال | عنوان مجموعه | کارگردان | شبکه |
|---|---|---|---|
| ۱۴۰۰ | جوکر | بروس وین معروف به بتمن حامد میرفتاحی |
|
| نوار زرد ۲ | سروش کیرزاده | شبکه ۲ | |
| برف بیصدا میبارد | پوریا آذربایجانی | شبکه ۳ | |
| شبهای مافیا | سعید ابوطالب | شبکه نمایش خانگی | |
| ۱۳۹۹ | از سرنوشت (فصل ۳) | محمدرضا خردمندان | شبکه ۲ |
| ایلدا | راما قویدل | شبکه ۱ | |
| موچین | حسین تبریزی | شبکه نمایش خانگی | |
| ۱۳۹۸ | از سرنوشت (فصل ۱ و ۲ و ۳) | سید محمدرضا خردمندان (فصل ۱)علیرضا بذرافشان (فصل ۲ و ۳) | شبکه ۲ |
| به رنگ خاک | حسن لفافیان و سید محسن یوسفی | شبکه ۱ | |
| از یادها رفته | بهرام بهرامیان | شبکه ۱ | |
| ریکاوری | بهادر اسدی | شبکه نمایش خانگی | |
| ۱۳۹۶ | پیکسل | محمدحسین لطیفی | |
| ۱۳۹۵ | مرز خوشبختی | حسین سهیلیزاده | ویژه عید نوروز شبکه ۲ |
| برادر | جواد افشار | ویژه ماه رمضان شبکه ۲ | |
| ۱۳۹۴ | بیمار استاندارد | سعید آقاخانی | ویژه عید نوروز شبکه ۱ |
| کیمیا | جواد افشار | شبکه ۲ | |
| ۱۳۹۳ | شام ایرانی | سروش صحت | شبکه خانگی، ۱۳۹۴ |
| ۱۳۹۱ | دختران حوا | حسین سهیلیزاده | شبکه پنج سیما |
| ماتادور | فرهاد نجفی | شبکه یک | |
| مرد نقرهای | کاظم معصومی | شبکه شما | |
| ۱۳۹۰ | مسیر انحرافی | بهرنگ توفیقی | ویژه نوروز ۱۳۹۱ شبکه ۳ |
| سقوط آزاد | علیرضا امینی | ||
| ۱۳۸۹ | پایتخت | سیروس مقدم | ویژه نوروز ۱۳۹۰ شبکه ۱ |
| ۱۳۸۸ | رستگاران | ویژه تابستان شبکه ۳ | |
| ۱۳۸۷ | روز حسرت | ویژه ماه رمضان | |
| ۱۳۸۶ | شکرانه | سعید سلطانی | |
| ساعت شنی | بهرام بهرامیان | ||
| ۱۳۸۵ | صاحبدلان | محمدحسین لطیفی | ویژه ماه رمضان |
| وفا | ایام نوروز | ||
| ۱۳۸۴ | مسافر | محمد دستگردی | ویژه ولادت امام رضا |
| ۱۳۸۳ | فرار بزرگ | محمدحسین لطیفی | ویژه دهه فجر |
| ۱۳۸۱ | روزهای بیاد ماندنی | همایون شهنوازتورج منصوری | تولید سیما فیلم پخش شبکه ۱ |
تئاتر:
آلفرد در سال ۱۳۹۸، در نمایشی با نام «تماشاخانه ایرانشهر» به روی صحنه رفت که هادی عامل کارگردانی آن را بر عهده داشت.
شبکه نمایش خانگی:
در برنامه واقعیت، احسان علیخانی و حامد میرفتاحی در سال ۱۴۰۰ با یکدیگر همکاری کردند.
افتخارات و نامزدی ها
این بازیگر برای نقشآفرینی در فیلم سینمایی «روز سوم» نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد در بیست و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر شده است. همچنین او برای بازی در سریال «کیمیا» کاندیدای دریافت تندیس حافظ بهترین بازیگر مرد درام شده است. علاوه بر این، ایشان برای ایفای نقش در سریال «وفا» نیز نامزد کسب تندیس حافظ بهترین بازیگر نقش اول مرد درام بودهاند. همچنین بازی او در سریال «برادر» نیز باعث شد نامزد دریافت تندیس حافظ بهترین بازیگر مرد درام شود.
حاشیه های زندگی پوریا پورسرخ

پوریا پورسرخ و مهراوه شریفی نیا:
بعد از پخش سریال کیمیا که ۱۱۰ قسمت داشت و به پایان رسید، عکسهایی از پوریا پورسرخ و مهراوه شریفینیا در کنار هم منتشر شد. این عکسها باعث ایجاد شایعاتی درباره آنها شد. در فضای مجازی مطالب مختلفی درباره ازدواج این دو بازیگر پخش شد، اما این حرفها درست نبود و رابطه آنها فقط در حد دوستی و همکاری کاری باقی ماند.
قطار شایعه:
بعد از این که پوریا پورسرخ معروف و محبوب شد، در بین طرفداران و اهالی سینما حرفهای زیادی درباره او پخش شد. در تمام این موقعیتها، این بازیگر با این که بر رفتارش کنترل کامل داشت، با آرامش با این شایعهها برخورد کرد و توانست به این جنجالها پایان دهد. پوریا پورسرخ در جایی گفته است: هر کسی که چهرهی شناختهشدهای شود و معروف گردد، شایعاتی دربارهاش شروع میشود. این اتفاق در آینده هم خواهد افتاد و مخاطبان باعث پخش شدن این شایعات میشوند. واکنش فردی که شایعه دربارهی اوست، تأثیر زیادی در ادامهیافتن یا تمامشدن آن دارد. با این که من به این حاشیهها توجهی نمیکنم، اما هر وقت مطلبی میبینم که در آن زیادهروی شده، بلافاصله با همان مجله تماس میگیرم و با سردبیر آن صحبت میکنم. اما بدانید که من اصلاً اهل شکایت و اعتراض نیستم. مطمئناً بسیاری از این مجلهها برای این که فروششان بیشتر شود، چنین شایعاتی را منتشر میکنند.
مصاحبه

علاقه به ژانر فرهادی:
من فقط در فیلمهایی بازی نمیکنم که سبک مورد علاقهی شخصی من باشند. معمولاً کارگردانهایی مثل اصغر فرهادی و بهمن قبادی را بیشتر میپسندم. اما ممکن است مردم و بینندگان، استقبال بیشتری از فیلمهای عاشقانه و داستانهای دختر و پسری داشته باشند.
سریال فقط بازی تاج و تخت:
من عاشق سریال بازی تاج و تخت هستم. یادم میآید بعضی شبها، دقیقاً ساعت دو نیمهشب که این سریال از شبکه اچبیاو پخش میشد، به خانه دوستم تلفن میزدم و از او میخواستم که قسمت جدید را برایم ضبط کند.
فیلم بجای کتاب:
وقت کافی برای کتاب خواندن ندارم. به همین دلیل مجبورم کتابهایی را انتخاب کنم که مربوط به رشته تحصیلیام هستند. با این حال، به کتابهای روانشناسی علاقه دارم و سعی میکنم آنها را هم بخوانم. اما در بیشتر مواقع، فیلم تماشا میکنم و وقتم با دیدن فیلمها میگذرد.
خاطره ای از ناصر حجازی:
در دوران بچگیام، یک روز که تیم فوتبال استقلال با تیم دالیان بازی داشت، ما برای دیدن مرحوم حجازی به هتلی رفتیم که بازیکنان در آن مستقر بودند. از یک خانم پرسیدم: «آقای حجازی کجاست؟» او پاسخ داد: «برو هر جایی که بوی ادکلن میآمد، همانجا نشسته است.»
سالها بعد، روزی به دیدن آقای حجازی رفتم. او در شرایطی بود که حتی نمیتوانست عطر بزند و کسی هم به ملاقاتش نمیآمد.
از جایگاهم راضی ام:
در شرایط فعلیام، در برابر آنچه پرداختهام، احساس خرسندی دارم. خداوند را شاکرم. انشالله همه افراد به آرزوها و اهداف خود دست یابند و همدیگر را آزار ندهند.
ناگفته ها:
من ترس زیادی از پرواز با هواپیما دارم و به همین دلیل، تقریباً همیشه با قطار سفر میکنم. من عاشق طعم غذاهای اسپانیایی، هندی و شمالی هستم. از اینکه شبیه بقیه باشم و کلیشهای به نظر برسم، واقعاً بیزارم.
بهترین فیلم و سریال:
سریال کیمیا یکی از بهترین کارهایی است که در آن بازی کردهام. فکر میکنم ساخت این مجموعه حدود دو سال طول کشید و این پروژه یکی از درخشانترین تجربههای هنری من بود؛ بهویژه که با هنرمندانی مثل مهراوه شریفینیا، آزیتا حاجیان و دیگر همکاران توانمند در آن همکاری داشتم.
علاوه بر کیمیا، به سریالهایی مثل «روز حسرت»، «وفا» و «صاحبدلان» نیز علاقهمند بودم. در میان فیلمهای سینمایی هم، آثاری مانند «روز سوم»، «عیار ۱۴» و یک فیلم سینمایی دیگر که به زبان کردی ساخته شد، برایم بسیار جذاب و دوستداشتنی هستند.
کلاس های بازیگری:
با عشق و علاقه زیادی که به بازیگری داشتم، تصمیم گرفتم در کلاسهای آموزشی این رشته شرکت کنم. از آنجا که قبلاً ساخت فیلم کوتاه را تجربه کرده بودم، در دوره آموزشی کارگردانی که استاد محمد حسین لطیفی برگزار میکرد، ثبتنام کردم. اما در همان جلسه اول، آقای لطیفی به همه گفتند که به دلیل مشغله فیلمبرداری یک پروژه، زمان کافی برای ادامه کلاس ندارند. از آنجا که من فقط به خاطر حضور خود استاد در این کلاس نامنویسی کرده بودم، این خبر مرا بسیار ناراحت کرد. با این حال، با احترام کامل موضوع را با ایشان در میان گذاشتم. من از طرفداران هنر آقای لطیفی هستم. بعدها دوره بازیگری را نزد استاد امین تارخ گذراندم و چیزهای زیادی از ایشان یاد گرفتم.
دستمزد:
من آدمی هستم که در هر موقعیتی، حفظ آرامش درونیام برایم از هر چیز دیگری مهمتر است. همین موضوع باعث شده خیلی اوقات دیگران از این ویژگی من سوء استفاده کنند و برای رسیدن به خواستههای خود از من بهرهکشی کنند. متأسفانه به دلیل خجالتی بودن و این که نمیتوانم راحت “نه” بگویم، اغلب مجبور میشوم کارهایی را با کمترین دستمزد بپذیرم. بعد از گذشت مدتی، از این تصمیم خود شدیداً پشیمان میشوم. در نتیجه، اگر به سوابق هنری من نگاه کنید، آثاری را میبینید که فقط به همین دلایل قبولشان کردهام و تا به امروز حتی خودم هم آنها را تماشا نکردهام؛ چون از بازی کردن در آن پروژهها واقعاً متأسفم.
پخته تر شدم:
حالا تقریباً ده سال است که به صورت حرفهای در زمینه بازیگری فعالیت میکنم. معمولاً وقتی کسی ده سال از وقت خود را در یک مسیر صرف میکند، تغییرات زیادی در او رخ میدهد و به بلوغ و پختگی میرسد. من هم در این مدت تغییرات زیادی را تجربه کردهام. مثلاً شاید قبلاً در برابر بعضی مسائل سریع واکنش نشان میدادم، اما امروز دیگر آن رفتارها را ندارم. ممکن است اتفاقاتی که قبلاً برایم ناراحتکننده بودند، حالا به موضوعی برای خنده تبدیل شده باشند.
خاطرات زیادی از روزهای اول حضورم در عرصه بازیگری دارم که هنوز در ذهنم ماندهاند. اما این خاطرات دیگر برایم آزاردهنده نیستند و تبدیل به تجربههای ارزشمندی شدهاند. ناپلئون جایی گفته: هیچ گاه به گذشته ام نگاه نمی کنم، مگر اینکه بخواهم از آن درس بگیرم. من هم سعی میکنم از اتفاقها و تجربههای گذشته الهام بگیرم و از آنها برای ادامه راهم درس بگیرم.
آرامش حرف اول را می زند:
هر فردی روش و رفتار خاص خودش را دارد. من در تمام این سالها سعی کردم مسائل شخصی و خانوادگیام را از فضای کاری و رسانهای جدا نگه دارم. البته این را هم بگویم که از دیگران به خاطر اینکه چنین روشی ندارند، انتقاد نمیکنم. چون این موضوع کاملاً سلیقهای و مربوط به خود فرد است. شما خودتان بهتر از هر کس دیگری این موضوع را میدانید، چون از اولین کسانی بودید که با من گفتوگو کردید. این که من از همان سالهای اول بازیگری از این فضا دوری کردم، بعد از اتفاقاتی که در زندگیام افتاد، باعث رنجش من شد. اما با توجه به تجربههایی که داشتم و درسهایی که یاد گرفتم و به کار بستم، حالا به آرامش و آسودگی رسیدهام و این آرامش برایم از هر چیزی در دنیا باارزشتر است. امروز، این آسودگی خاطر برای من اهمیت بسیار زیادی دارد. به همین دلیل همیشه تلاش کردهام زندگی شخصی و خانوادگیام را از رسانهها و حاشیهها دور نگه دارم تا این آرامش را حفظ کنم.
از حسادت و کینه بیزارم:
یکی از اصول مهمی که در زندگی به آن باور دارم و با تمام وجود به آن پایبندم، صداقت و نیکنیتی است. با اطمینان کامل میگویم که حتی در ده سال آینده نیز این اصل در رفتار و روابط من جاری خواهد بود و همه کسانی که با من در ارتباط هستند — از استادان دانشگاه و همکلاسیها تا دوستان و نزدیکان — از این ویژگی من آگاهند.
در زندگی هر کسی مشکلات و سختیهایی پیش میآید و من هم از این قاعده مستثنی نبودهام. اما همیشه به یک اصل پایبند ماندم: رقابت سالم و رفتار درست.
به شرافت خودم قسم خوردهام که هرگز از پیشرفت و موفقیت دیگران دلآزرده یا حسود نبودهام. مانند یک دوندهٔ ماراتن که تنها به مسیر و هدف خود چشم دارد، من نیز تمام تلاشم را کردهام تا برای رشد خودم، به دیگران آسیبی نرسانم.
حتی نسبت به کسانی که نسبت به من حسادت یا کینه داشتهاند، در دل خود احساس بدی نداشتم و سعی کردم با قلب پاک و ذهنی آرام با آنان روبرو شوم.
حتی در نقش یک سیگاری هم حاضر نمی شوم:
یکی از دغدغههای همیشگی من، حفظ سلامتی در تمام جنبههای زندگی بوده است؛ از سلامت جسم گرفته تا سلامت روح، روان و ذهن. همانطور که قبلاً هم اشاره کردم، همیشه از حسادت و کینهتوزی فاصله گرفتهام و معتقدم این دوری، کلید سلامت روح و روان من است. برای حفظ تندرستی جسم هم به طور منظم ورزش میکنم و برنامه غذایی سالمی را رعایت میکنم. به باور من، همه این موارد به خود فرد بستگی دارد و سبک زندگی او را شکل میدهد.
تا به امروز در هیچ یک از فیلمهایی که بازی کردهام، سیگار نکشیدهام. بعضیها این موضوع را یک نقطه ضعف برای یک بازیگر میدانند، چون فکر میکنند هنرپیشه باید بتواند در هر نقشی ظاهر شود. اما من همیشه این شجاعت را داشتهام که صراحتاً بگویم: «نه، من نمیتوانم نقش یک فرد سیگاری را بازی کنم.»
بارها شنیدهام که برخی از پیشکسوتان و چهرههای شناختهشده سینمای ما، پس از دریافت پیشنهاد بازی در یک نقش و مطالعه فیلمنامه، به طور شفاف به عوامل فیلم گفتهاند که این نقش برای فلان بازیگر مناسبتر است. این رفتار، نه تنها نشاندهنده اخلاق حرفهای است، بلکه سلامت کاری به شمار میرود. از نگاه من، چنین رویکردی بیانگر بالاترین سطح عزت نفس یک فرد است.
موفقیت به تلاش و پشتکار وابسته است:
باور من این است که هر کسی در زمینه کاری خودش میتواند جایگاه مناسبش را پیدا کند. در هر شغل و حرفهای، فرصت و امکان پیشرفت برای همه وجود دارد و هیچکس نمیتواند حق دیگری را بگیرد یا جای او را تنگ کند. زیرا همه چیز به تلاش و توانایی خود فرد بستگی دارد که چقدر میخواهد رشد کند و پیشرفت کند. همانطور که یکی از استادان دانشگاهم میگفت: یک نوازنده در آکروپلیس مینوازد و نوازنده دیگر در گوشه خیابان. هر دوی آنها نوازنده هستند، اما هر دو هنرمند به حساب نمیآیند.
