بیوگرافی و زندگینامه داریوش فرضیایی (عمو پورنگ)

عکس زیبای داریوش فرضیایی

بیوگرافی داریوش فرضیایی

داریوش فرضیایی، که با نام عمو پورنگ شناخته می‌شود، در اول مرداد ۱۳۵۲ به دنیا آمد. او مجری، بازیگر و سازنده برنامه‌های کودک و نوجوان در تلویزیون ایران است و محبوبیت زیادی میان مردم و مخاطبان دارد.

منوی دسترسی سریع

**خلاصه‌ای از زندگی**
در این بخش، نگاهی کوتاه و کلی به مسیر زندگی و مهم‌ترین رویدادهای آن خواهیم داشت.

**درباره زندگی**
اینجا داستان کامل زندگی، از آغاز تا به امروز، به تفصیل بیان شده است.

**پیمان زناشویی**
این قسمت به چگونگی تشکیل خانواده و جزئیات این پیوند مهم می‌پردازد.

**در فضای مجازی**
صفحات و کانال‌های رسمی برای تعامل و دنبال کردن اخبار و فعالیت‌ها در پلتفرم‌های مختلف در اینجا معرفی شده‌اند.

**عرصه فعالیت حرفه‌ای**
در این بخش، مسیر شغلی، شروع کار، فراز و نشیب‌ها و دستاوردهای مهم در زمینه کاری بررسی می‌شود.

**کارهای به‌جا مانده**
لیست و توضیحاتی درباره پروژه‌ها، تولیدات و آثاری که خلق شده یا در دست اقدام است، در اینجا گردآوری شده.

**حواشی و گفت‌وگوها**
این بخش به رویدادها و بحث‌های پیرامونی که در اطراف این زندگی شکل گرفته است، اختصاص دارد.

**گفت‌وگوهای اختصاصی**
متن کامل یا خلاصه‌ای از مصاحبه‌های انجام شده با رسانه‌های مختلف در اینجا قابل دسترسی است.

عکس زیبای داریوش فرضیایی

خلاصه زندگینامه

نام: داریوش
نام خانوادگی: فرضی
تاریخ تولد: ۱ مرداد ۱۳۵۲
محل تولد: تهران، ایران
تحصیلات: کارشناسی گرافیک
وضعیت تأهل: مجرد
شغل‌ها: مجری تلویزیون، قصه‌گو و گوینده شعر برای کودکان، بازیگر
سال‌های فعالیت: از ۱۳۷۳ تا امروز
کارهای شناخته‌شده: برنامه عمو پورنگ
محل کار: سازمان صدا و سیمای ایران
حوزه فعالیت: برنامه‌سازی برای کودکان و نوجوانان
قد: ۱۶۷ سانتیمتر
پدر و مادر: سیده فاطمه گیلان‌پور

زندگینامه

زندگی شخصی و خانواده:

داریوش فرضیایی در اول مرداد ۱۳۵۲ در محله جوادیه تهران متولد شد. خانواده‌ی او پرجمعیت بود. پدرش اصالتاً اهل شهر خلخال و آذری‌زبان بود و مادرش، سید فاطمه گیلان‌پور، که متولد سال ۱۳۱۵ است، از مردم استان گیلان به شمار می‌رود. به همین دلیل، داریوش گاهی در برنامه‌هایش به زبان‌های گیلکی یا ترکی صحبت می‌کند.

او پنج برادر و دو خواهر دارد و خودش ششمین فرزند خانواده محسوب می‌شود. سال‌ها پیش، یکی از برادرانش به دلیل بیماری از دنیا رفت. علاقه‌ی عمیق داریوش به مادرش برای همه آشکار است و در چند برنامه‌ی تلویزیونی که مهمان شد، مادرش را نیز همراه خود برد.

داریوش پس از گرفتن دیپلم، در رشته گرافیک به دانشگاه رفت و توانست مدرک لیسانس خود را دریافت کند. چهار روز قبل از فوت پدرش، او عکسی از خود در کنار پدرش که وضعیت جسمانی نامناسبی داشت، در فضای مجازی منتشر کرد. برخی از کاربران به این عکس، “سلفی عمو پورنگ با جنازه پدرش” گفتند. از آنجا که پدرش در شرایط دشوار و دردناکی به سر می‌برد، این کار داریوش با انتقادهای زیادی روبرو شد. پدر این هنرمند در ۲۹ خرداد ۱۳۹۳ درگذشت.

با این حال، اجراهای جذاب او باعث شد بر اساس نظرسنجی‌ها، حدود ۹۸ درصد از بینندگان تلویزیون به برنامه‌هایش علاقه‌مند شوند. عمو پورنگ در شهریور ۱۳۹۳ به همراه گروهی از همکاران برنامه و امیر محمد متقیان، با رهبر جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله خامنه‌ای که در آن زمان در بستر بیماری بودند، دیدار کرد.

سفر حج:

داریوش فرضیایی در گذشته به همراه گروهی از بازیگران سرشناس مانند محمدرضا شریفی‌نیا، محمدرضا گلزار، حسام نواب صفوی، الهام حمیدی، نیوشا ضیغمی و همسرش به سفر حج در عربستان رفتند. عکس‌های زیادی از این سفر در فضای مجازی و وب‌سایت‌های مختلف پخش شد.

کشف استعداد امیرمحمد:

در یکی از بخش‌های برنامه کودک با اجرای عمو پورنگ که در سال ۱۳۸۴ پخش شد، امیر محمد متقیان هم در میان دیگر بچه‌ها به عنوان مهمان حاضر بود.
در همین برنامه، عمو پورنگ و دستیارانش متوجه استعداد خارق‌العاده این کودک شدند و پس از آن، از او دعوت کردند تا در برنامه همکاری کند.

دیدار با شاهرخ خان:

در سفر هند در سال ۱۳۹۶، داریوش فرضیایی با شاهرخ خان، بازیگر بزرگ و مشهور این کشور، دیدار کرد و عکسی به یادگار با او گرفت. او در این باره گفت: شاهرخ خان بسیار فروتن و فرد بزرگ‌واری است و روحیه‌ی نیکوکاری دارد.

ازدواج

داریوش فرضیایی تا امروز مجرد زندگی کرده و هنوز ازدواج نکرده است. در این سال‌ها، چندین بار در فضای مجازی شایعه شده که او با بازیگران زن ازدواج کرده، اما خودش همه این حرف‌ها را رد کرده است.

در برنامهٔ «بعضیا» که علی ضیا مجری آن بود، یک بار عمو پورنگ مهمان برنامه شد. علی ضیا از او پرسید: «کی می‌خواهیم دامادی تو را ببینیم؟ بچه‌ها منتظرند، من هم دوست دارم رفیقم داماد شود.»
عمو پورنگ با لبخند پاسخ داد که آرزو می‌کند هر دو با هم ازدواج کنند و باجناق یکدیگر شوند!
علی ضیا با اشاره به سن عمو پورنگ، سعی کرد خودش را از این ماجرا کنار بکشد. در این لحظه فرضیایی با خنده گفت: «هیچ‌کس حق ندارد در برنامه زنده سن مرا بالا ببرد! من تنها مجری‌ام که در هر برنامه ۱۸ ساله می‌مانم!»
او سپس اضافه کرد: «البته اگر موقعیت و شرایطش پیش بیاید، حتماً ازدواج خواهم کرد.»
فرضیایی در ادامه گفت: «در حال حاضر با مسائل خانوادگی مربوط به مادرم درگیرم. ایشان مشکل قلبی دارند و نمی‌توانند زیاد راه بروند.»

سه خواستگاری ناموفق!

داریوش فرضیایی در جوانی، حدوداً بیست یا بیست و یک سال داشت، قبل از اینکه مشهور شود و مردم او را بشناسند، سه بار برای خواستگاری رفت. اما به دلیل اختلافی که در وضعیت خانوادگی و سطح زندگی آنها وجود داشت، هر سه بار جواب رد شنید.

پیشنهاد ازدواج به دختر هندی:

اخباری درباره ازدواج و همسر عمو پورنگ مدتی در فضای مجازی پخش می‌شد. یکی از این شایعات، ازدواج او با دختردایی آمیتا باچان بود. عمو پورنگ خودش در برنامه «فرمول یک» با اجرای علی ضیا، این موضوع را به طور کامل توضیح داد.
علی ضیا گفت که پورنگ از طریق یک پزشک ایرانی مقیم هند، با یک دختر هندی آشنا شده و صحبت‌هایی برای ازدواج بین آن‌ها انجام شد. اما چون هیچ‌کدام از آن‌ها تمایل نداشتند در کشور دیگری زندگی کنند، این پیشنهاد ازدواج در نهایت به نتیجه نرسید و کنسل شد.

ازدواج با نعمیه نظام دوست:

یک شایعه که در فضای مجازی پخش شده بود، ادعا می‌کرد عمو پورنگ با نعیمه نظام‌دوست، بازیگر سینما و تلویزیون ایران، ازدواج کرده است. اما نعیمه نظام‌دوست در یک لایو اینستاگرامی این خبر را تکذیب کرد.

ازدواج با ملیکا شریفی نیا:

یک شایعه دیگر درباره ازدواج داریوش فرضیایی و ملیکا شریفی‌نیا به وجود آمده بود. این دو بازیگر قبلاً در سریال گل و بلبل با هم همبازی بودند. به نظر می‌رسد پخش شدن چند عکس مشترک از آن‌ها در فضای مجازی، دلیل اصلی این شایعات شده باشد. بعداً ملیکا شریفی‌نیا خودش این خبر را رد کرد.

داریوش فرضیایی در شبکه های اجتماعی

اینستاگرام:

dariushfarziaee@

زندگی هنری

عکس قدیمی داریوش فرضیایی

شروع فعالیت هنری:

داریوش فرضیایی در سال ۱۳۷۳ و در ۲۱ سالگی، کار خود را در رادیو شروع کرد و به عنوان گزارشگر مشغول به فعالیت شد. پس از آن، در برنامه «عصر جمعه» حاضر شد و با خلق شخصیت‌های طنز مختلف، توانست استعداد خود را نشان دهد. از معروف‌ترین این شخصیت‌ها می‌توان به «گل پسر» و «ننه بلقیس» اشاره کرد.

در سال ۱۳۷۶، او همکاری با برنامه «ما و شما» را آغاز کرد. این برنامه در زمینه پویانمایی و بر اساس درخواست کودکان فعالیت می‌کرد و همین مسئله باعث شد داریوش فرضیایی پا به عرصه تلویزیون بگذارد. دو سال بعد، در سال ۱۳۷۸، با بازی در سریال «تورنگ و پورنگ» به چهره‌ای آشنا و دوست‌داشتنی برای بچه‌ها تبدیل شد.

در ماه مبارک رمضان سال ۱۳۸۱، اجرای برنامه کودک و نوجوان را بر عهده گرفت و نام هنری «عمو پورنگ» را برای خود انتخاب کرد. از آن زمان، او بیش از پیش میان کودکان و خانواده‌ها محبوب شد.

از دیگر کارهای داریوش فرضیایی در تلویزیون می‌توان به برنامه‌هایی مانند «شبکه بی‌طرف»، «یکی و تکی» و «باز باران با طراوت» اشاره کرد. همچنین او به همراه امیر محمد متقیان، برنامه «همیار پلیس» را اجرا کرد که با همکاری صدا و سیما و اداره راهنمایی و رانندگی ساخته شده بود. عمو پورنگ در این برنامه علاوه بر اجرا، نقش‌آفرینی نیز می‌کرد.

ادامه همکاری با بازیگران دیگر:

داریوش فرضیایی به همراه امیر محمد متقیان، علاوه بر برنامه همیار پلیس، آثار دیگری را نیز تولید و پخش کردند. از جمله این آثار می‌توان به مجموعه‌های بوستان دوستان پورنگ و هزار و شصت و شونزده و همچنین کتابخانه عمو پورنگ اشاره کرد.
در این برنامه‌ها، او با همکاری امیر محمد متقیان در نقش امیر محمد، گلدون خان، آقا نگهدار و آقا ممنون حضور داشت. همچنین محمدرضا خوارزمی در نقش‌های جوجه و دود دو، امیر سهیلی در نقش سلطان و ابراهیم شفیعی در نقش پهلوان پنبه با آن‌ها همکاری کردند و این آثار با استقبال و موفقیت روبرو شد.

سلطان و عمو پورنگ و پهلون پنبه در کتاب خانه عمو پورنگ:

در نوروز سال ۱۳۹۴، گروه سازندهٔ برنامهٔ «عمو پورنگ» یک ویژه‌برنامه به نام «عیدانه عمو پورنگ» ساخت. این برنامه به مدت هفت روز پشت سر هم، با همکاری شهرداری منطقه ۵ تهران در بوستان جوانمردان ایران ضبط و پخش شد.

محله گل و بلبل:

مجموعه “گل و بلبل” یک برنامه کودک است که از بزرگترین و وسیع‌ترین استودیوها استفاده کرده است. مساحت این فضای اختصاص‌یافته به برنامه، حدود ۱۵۰۰ متر مربع بوده است.

این برنامه با کمک شهرداری تهران در نود قسمت ساخته شد. مدت زمان هر قسمت بین چهل و پنج تا شصت دقیقه بود و از شبکه دو سیما پخش می‌شد.

فعالیت در شبکه نمایش خانگی:

داریوش فرضیایی، که با نام هنری عمو پورنگ شناخته می‌شود، مجری، تولیدکننده و بازیگری در حوزه کودک و نوجوان است. او بعداً با ساخت یک مجموعه برای شبکه نمایش خانگی، کار هنری خود را ادامه داد. این سریال که مخصوص کودکان و نوجوانان است، با نام «آرزوهای چیکی» در پلتفرم فیلیمو پخش شد.
همچنین مجموعه «لالایی» از جدیدترین کارهای داریوش فرضیایی است که در پاییز سال ۱۴۰۳ به صورت اختصاصی از طریق فیلیمو به بینندگان ارائه شد.
تهیه‌کنندگی هر دو مجموعه «لالایی» و «آرزوهای چیکی» بر عهده پژمان لشکری‌پور بوده است.
سریال «آرزوهای چیکی» مانند بسیاری از آثار دیگر فرضیایی، توسط محمد درویش علی‌پور نوشته و احمد درویش علی‌پور کارگردانی شده است. این دو پیش از این نیز مجموعه‌های «محله گل و بلبل» و «بچه محل» را تولید و پخش کرده بودند.
پیش از این آثار، سریال «کلبه عمو پورنگ» در صد قسمت از شبکه دو سیما پخش شد. اما در بازپخش این مجموعه، برخی از ترانه‌های آن حذف شد که باعث ایجاد حاشیه‌هایی گردید.
در این مجموعه، داریوش فرضیایی در نقش اصلی، همراه با هنرمندانی مانند امیرمحمد متقیان، حامد وکیلی، نعیمه نظام‌دوست، هدیه بازوند و سیاوش چراغی‌پور بازی کرده و اثر زیبایی را خلق کرده‌اند.
سریال «آرزوهای چیکی» که برای شبکه نمایش خانگی تولید شده، در پانزده قسمت و در سبک کمدی فانتزی ساخته شده و در حال حاضر مراحل پایانی پس از تولید را طی می‌کند.

مجری برتر سال:

در ویژه برنامه نوروز سال ۱۳۹۵، برنامه‌ای به نام «سه ستاره» اقدام به معرفی بهترین مجریان سال ۱۳۹۴ کرد. در این فهرست، داریوش فرضیایی به عنوان سومین مجری برتر سال، در کنار عادل فردوسی‌پور و رامبد جوان انتخاب و معرفی شد.
همچنین در مصاحبه‌ای که علی فروتن، یکی از مجریان محبوب برنامه فیتیله‌ای، با رضا رشیدپور داشت، گفت: ما با هم رقیب نیستیم. حتی پسر من (آرتین) برنامه‌های داریوش فرضیایی را تماشا می‌کرد.

آثار

عکس جدید داریوش فرضیایی

برنامه‌های تلویزیونی:

در کارنامه هنری داریوش فرضیایی، چه در نقش بازیگر و چه به عنوان مجری، آثار گوناگونی دیده می‌شود. در ادامه، فهرستی از این آثار را با هم مرور می‌کنیم.

برنامه‌های تلویزیونی داریوش فرضیایی
سال عنوان
۱۳۷۶ ما و شما
۱۳۷۸ تورنگ و پورنگ
۱۳۸۰ کودک و نوجوان
۱۳۸۱ ویژه ماه رمضان
۱۳۸۳–۱۳۸۲ شبکه بی‌طرف
۱۳۸۵–۱۳۸۴ یکی و تکی
۱۳۸۶–۱۳۸۵ باز باران با طراوت
۱۳۸۷–۱۳۸۶ سفر بی‌خطر
۱۳۸۷ شبکه کودک
۱۳۸۸ فوق برنامه عمو پورنگ
۱۳۸۹ بوستان دوستان پورنگ
۱۳۹۰ شبکه کودک عمو پورنگ
۱۳۹۱ هزار و شصت و شونزده
۱۳۹۳–۱۳۹۲ کتابخانه عمو پورنگ
۱۴۰۰–۱۳۹۴ عیدانه عمو پورنگ
۱۳۹۸–۱۳۹۴ محله گل و بلبل
۱۳۹۹ بچه‌محل
۱۴۰۰ کلبه عمو پورنگ

رسانه خانگی:

مجموعه رسانه خانگی داریوش فرضیایی
سال عنوان
۱۳۹۷ بالشها
۱۴۰۳ لالایی
۱۴۰۴ آرزوهای چپکی (لالایی ۲)

حاشیه ها

داریوش فرضیایی

در زمستان سال ۱۳۹۲، داریوش فرضیایی که مجری برنامه‌ای برای کودکان و نوجوانان بود، در یکی از قسمت‌های برنامه، کلیدی به نام «کلید دروغ» را معرفی کرد. از آنجا که حسن روحانی در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری، کلیدی را به مردم نشان داده و گفته بود این کلید می‌تواند مشکلات جامعه را حل کند، به خاطر شباهت این دو کلید، برخی از شبکه‌های خبری و رسانه‌های وابسته به اصلاح‌طلبان از این حرکت انتقاد کردند و آن را توهین به حسن روحانی دانستند.

همچنین، قرار دادن تبلیغات پولی در برنامه‌های کودک و نوجوان که داریوش فرضیایی در آن حضور داشت، با واکنش و انتقاد مردم و بینندگان روبه‌رو شد.

علاوه بر این، وقتی داریوش فرضیایی در بستر بیماری پدرش، یک عکس سلفی با او گرفت و آن را در فضای مجازی منتشر کرد، این اقدام نیز با واکنش تند کاربران شبکه‌های اجتماعی مواجه شد و بسیاری از او به خاطر این کار انتقاد کردند.

شایعه اخراج عمو پورنگ از صدا و سیما:

در آذرماه سال ۱۴۰۰، شایعاتی درباره برکناری داریوش فرضیایی از صدا و سیما مطرح شد که باعث ایجاد بحث‌های مختلفی شد. اما پس از مدت کوتاهی، روابط عمومی صدا و سیما این خبر را تکذیب کرد و به این شایعات پایان داد.

مهاجرت از ایران:

وقتی شایعاتی درباره رفتن عمو پورنگ به شبکه‌های خارجی در فضای مجازی پخش شد، او در صفحه اینستاگرامش پستی گذاشت و به این شایعات پاسخ داد. او نوشت:
دروغ سیزده بدر شنیده بودیم، ولی الان ۱۹ اردیبهشت یه ماه گذشته، فکر نمیکنید کمی دیر شده..یعنی خنده دارتر از این خبر تا بحال نشنیده بودم..بابا مردم خیلی گرفتارند:واکسن یه طرف، امتحانات حضوری یه طرف، تورم یه طرف. این وسط شما اومدین چی رو نوشتین آخه ..حداقل یه چیزی بنویسید مردم امیدوار بشن ترو بخدا.

مصاحبه

داریوش فرضیایی در خارج

عمو پورنگ چند سالشه؟

هجده سال (باخنده)

داریوش فرضیایی چند سالشه؟

اون که پانزده سالشه (باخنده)

عمو پورنگ کی قراره که بزرگ بشه و از عالم کودکی دربیاد؟

شما هم که کاملاً شبیه مادرم صحبت می‌کنید! ایشان که الهی فدایش شوم پیوسته می‌گوید کی از این دنیای کودکی ات خارج می‌شوی!

سخت ترین سوال و زیباترین جمله ای که بچه ها تاکنون خطاب به عمو پورنگ مطرح کرده اند، چیست؟

چنین سوالی بوده که آیا پیش آمده بچه‌ها را از یاد ببرم؟ در جواب می‌گویم هیچ وقت چنین شرایطی نبوده و من همواره آنها را در خاطرم دارم. همچنین دلنشین‌ترین جمله‌ای که آنها خطاب به من بیان کردند، عبارت عمو پورنگ دوستت دارم، می‌باشد.

در دوران مدرسه و زمانی که دانش آموز بودید، بچه درس خوانی بودید یا نه؟

بله. در کنار دروس کلی، مهارت زیادی در نوشتن انشا و داستان نویسی داشتم.‌ همچنین درس علوم نیز از موضوعات مورد علاقه من بود. کمی نیز شیطنت داشتم، ولی همه دوستم داشتند.

کارتون مورد علاقه شما در دوران بچگی؟

کارتون های گوریل انگوری، سندباد و یوگی و دوستان.

مجری مورد علاقه شما؟

من به شدت به اجرای خانم رضایی علاقمند بودم. حتی هنوز نیز در این سن اجراهایشان برایم جالب بوده و چنانچه برنامه بگذارند، من به تماشا می‌نشینم.

با پورنگ بیشتر احساس راحتی می کنید یا با داریوش فرضیایی؟

هر دو آنها یک جور است. اوقاتی که من در کنار بچه‌ها سپری می‌کنم، بیشتر از همیشه حس آسایش و جوانی به من دست می‌دهد. در عین حال زمانی که خودم تنها باشم، تصور می‌کنم بچه‌ها در حال تماشای من هستند. در حقیقت پالایش خود است که مرا در جهت تبدیل شدن به یک سرمشق رفتاری شایسته هدایت می‌کند.

عمو پورنگ چگونه خود را به دنیای پاک و بی آلایش کودکان نزدیک می کند؟

تلاش دارم همواره صداقت، خلوص نیت، شادمانی و خرمی ایام کودکی را در وجود خودم حفظ کنم. هرچند در این میان رفتار صمیمانه و راستی گفتار از خاطرم نمی‌رود.‌ از صمیم قلب به کودکان عشق ورزیده و از بودن کنار آنها احساس خوشایندی دارم.

فکر می کنید نزد بچه ها محبوب هستید یا مشهور؟

قطع به یقین پیش از تبدیل شدن به چهره سرشناس، محبوبیت دارم. احساس محبوبیت موهبت مضاعفی دارد.‌ چرا که این موضوع ماندگاری در میان قلب‌های معصوم و پاک را به ثبات می‌رساند.‌ لذا این مرحمت الهی بوده که مرا در بر گرفته است.

در زندگی بیشتر به نام کدام یک از ائمه توسل می جویید؟

حضرت امیرالمومنین علی (ع) و حضرت ابوالفضل العباس (ع).

چه چیزی در زندگی به عمو پورنگ آرامش می دهد؟

این موضوع که آگاه باشی، مورد علاقه دیگران بوده، دعای خود را نثار تو می‌کنند و به تو یقین و باور دارند. این موارد افزون بر هر جریانی موجب تسلی و سایش خاطر می‌شود.

خاطره انگیز ترین لحظه های اجرا برای شما کدامند؟

اوقاتی که مشغول صحبت با بچه‌ها بوده و برای نمونه بیان می‌کنم: حالا یه گرم کن به تن داری و او پاسخ می‌دهد: آره، آره عمو و من می گویم موهایت هم کم است و او بلافاصله تایید کرده و تصور می‌کند من حقیقتاً در حال تماشای او هستم‌ و این موضوع که بچه‌ها احساس می‌کنند ارتباط میان ما کاملاً عادی و دوسویه بوده و من حقیقتاً آنها را می‌بینم، لذت و جذابیت زیادی برایم دارد.

از بین سرودهایی که اجرا کرده اید، کدام یک را بیشتر دوست دارید؟ چرا؟

تمام سرودهایی که برای بچه‌ها اجرا کرده‌ام، برایم دوست داشتنی هستند. ولی در میان آنها سرود اردک تک تک بیشتر نظرم را جلب می‌کند. چرا که بچه‌ها نیز به مراتب آن را بیشتر علاقه داشته و بخش‌هایی از آن را زیر لب واگویه می‌کنند.‌

تاکنون دل بچه ای را شکسته اید؟

بعید می‌دانم چنین اتفاقی افتاده باشد. تلاشم بر این بوده که چنین رخدادهایی شکل نگیرد.

کار با بچه ها و اجرا برای کودکان سخت است یا آسان؟

فعالیت برای گروه سنی کودک بسیار دشوار بوده و لازم است شما از جزئی‌ترین موقعیت‌ها بیشترین بهره را ببرید. چرا که به این ترتیب قادر هستید آموزش‌های کارساز و مطلوبی را به واسطه رسانه پر وسعت و پر هوادار تلویزیون به کودکان انتقال دهید.

آیا همه بچه ها و مخاطبانتان شما را دوست دارند؟

به طور حتمی نمی‌توانم چنین ادعایی کنم. ولی اکثریت آنها به من علاقه دارند. در عین حال لازم است بگویم که عمو پورنگ به تمامی بچه‌ها علاقه داشته و دوستشان دارد، حتی کودکانی که هیچ علاقه‌ای به عمو پورنگ ندارند!

کودکان تا زمانی که در سنین بچگی هستند، عواطف و احساسات شان از هر نوع آلودگی به دور بوده و پاک‌ترین و برترین مخلوقات خدا بر روی زمین به شمار می‌روند.‌ لازم است در رفتار با آنها صداقت داشته باشیم.

تا به حال خودتان را برای اجراهایی که داشته اید تحسین کرده اید؟

این موضوع که از فعالیت و کار خود احساس رضایت و خشنودی کنم، به کرات پیش آمده است. ولی تعریف و ستایش لازم است از سوی دیگران باشد، نه خود انجام دهنده.

موفقیت تان را بیشتر مدیون چه کسانی هستید؟

در وهله اول خداوند بزرگ و حمایت جد مادرم و در درجه دوم شخص مادرم، (مادر عمو پورنگ سید فاطمه گیلانپور از نسل سادات می‌باشند.) همچنین تمام دست‌اندرکاران برنامه به ویژه رفیق عزیزم مسلم آقاجان‌زاده که در همین موقعیت تشکر و سپاس خود را به او اعلام می‌کنم.

دوست دارید بچه ها برای شما چه دعایی کنند؟

این موضوع که تندرستی داشته و قادر باشم برای آنها خدمت و فعالیت کنم، از خطا دور بمانم، وسوسه شیطان در من اثر نکرده و با نهایت صداقت همچون دوران پیشین بتوانم برای آنها برنامه اجرا کنم.

شما در «محله گل و بلبل» که در این دو سال درگیر آن بودید، بازی متفاوتی نسبت به باقی شخصیت ها داشتید و بیشتر یک شخصیت واقعی را ایفا کردید تا اینکه بخواهید مثل دیگران نمایش بازی کنید. آیا عامدانه این نوع حضور در مجموعه را انتخاب کرده بودید؟

در این مجموعه تمامی هنرپیشگان شخصیت‌های تیپیکال را به نمایش گذاشته و دشوارترین آنها نقشی بود که من در مجموعه محله گل و بلبل عهده‌دار بودم. چرا که در حال ایفای نقش شخصیت خودم بودم.

زمانی که شما در یک تیپ نقش آفرینی می‌کنید، کار شما آسان‌تر است. زیرا برنامه و مسئولیت شما آشکار می‌باشد. ولی در عین حال مشکل است که بخواهید نقش خودتان را در برابر بازی‌های دیگران به نمایش بگذارید.

از این و لازم است هم بازی واقعی داشته و در عین حال هنرپیشه باشید. در مجموعه گل و بلبل عمو پورنگ نیز همان خطاهای معمول و رایج استودیو، شوخی و مزاح، رفتارهای شیطان آمیز و غیره را دارد.‌ سرانجام بهتر است بگویم من در آنجا ایفای نقش نکرده و مخاطبین فقط خود پورنگ را تماشا می‌کردند.

فکر می کنید شخصیت عموپورنگ چقدر می تواند پتانسیل سینمایی شدن داشته باشد؟

پورنگ شخصیتی نیست که متعلق به من باشد و در حقیقت کودکان مالکش هستند. در عین حال شرکت در برخی آثار و تشکل‌ها همچون قدم برداشتن بر روی لبه تیغ می‌باشد.

من تعصب ویژه‌ای بر روی شخصیت عمو پورنگ دارم. چرا که خصوصیات و رفتارهای این نقش به آسانی حاصل نشده است که بگذارم با یک رویکرد و انتخاب نادرست به فنا رود.

چنانچه مقرر شد با همین گروهی که همواره در کنار آنها فعالیت می‌کنیم یک کار سینمایی تهیه شود، صد البته چرا که نه، لذا کسی قادر است این نقش را به زیبایی شخصیت پردازی کند که در کنار من زندگی کرده همانند فیلم‌های سینمایی که بر مبنای شخصیت کلاه قرمزی و به واسطه اعضای همان گروه تهیه شده است.

در طی این سال‌ها گروه هنری ما به وضوح آشکار کرده، از قابلیت و توانمندی‌های مورد نیاز برخوردار بوده و تجارب کافی دارد که تصمیم بگیرد فعالیت گسترده‌تری از کارهای فعلی را داشته باشد.

بعد از حضور در «محله گل و بلبل» در مسیر کاری شما تفاوتی ایجاد نشد که به طور مثال بخواهید بیشتر به ایفای نقش بپردازید؟

نکته ظریفی در اینجا وجود داشته و خاطرنشان می‌کنم، سرانجام من در هر تیپ و شخصیتی که حضور یابم، مربوط به حوزه کودک و نوجوان خواهد بود.‌ من از نظر حرفه‌ای دارای هویتی هستم که گویی مهر کودک بر روی آن درج شده و من این شخصیت را رها نمی‌کنم.

به عقیده من این یک رویکرد بسیار دشوار و خطر پذیری است که من حوزه تخصص و فعالیت خود را کنار گذاشته و به زمینه دیگری وارد شوم.

غیر از تخصص چه ویژگی دیگری هست که دوست دارید این شناسنامه را حفظ کنید؟

شور و شوق فعالیت در کنار کودکان. نه فقط من بلکه تمامی افرادی که به هنگام کار به استودیوی برنامه کودک وارد شده و بچه‌ها در آنجا حاضر هستند، به این موضوع اذعان داشته و زندگی در آنجا جاریست.

من سی دقیقه پیش از آغاز برنامه به استودیو آمده و با بچه‌ها زندگی می‌گذرانم. لذا در این مدت تا حدودی با بچه‌ها سر و کار داشته و به این ترتیب آنها بیش از قبل به من اطمینان می‌کنند. در عین حال این تعامل و ارتباط دوسویه بوده و تاثیر زیادی در اجرای برنامه من خواهد داشت. چرا که از روی قلب و احساس ارتباط خوبی را با آنها برقرار می‌کنم.

اگر یک روز بچه ها علاقه ای را که اکنون به شما دارند، ابراز نکنند ممکن است افسرده شوید؟

مطمئن باشید که روح و روان خود را از دست داده و افسرده می‌شوم. در نهایت صداقت اعتراف می‌کنم ما کسانی که در زمینه اجرا توده و با کودکان ارتباط داریم، دارای شخصیتی بسیار عاطفی یا احساسی بوده و لازم است از سوی آنها مورد توجه قرار بگیریم.

من حقیقتاً به بچه‌ها علاقه داشته و هرچند این علاقه و دوست داشتن معیاری دارد. اینطور نیست که بدون پشتوانه عقلانی بوده و برای نمونه حتی هنگامی که در حال ضبط برنامه هستیم، من به بچه‌ها پیشنهاد می‌کنم صاف ایستاده و یا بنشینند. چرا که کودکان لازم است فرا بگیرند، چه حالتی مناسب ایستادن و نشستن بوده و رفته رفته ستون فقرات آنها تغییر شکل و آسیب پیدا نکند.

یا هنگامی که من برای یک کودک شرح می‌دهم فرصتی جهت عکس گرفتن با او ندارم به این معناست که من به سطح فهم و عقل او حرمت گذاشته و به او ارج می نهم. لازم است ما کاملاً مفهوم دوست داشتن را برای خود آشکار کنیم.‌

لذا دوست داشتن تنها به منزله بیان عباراتی همچون فدایت شوم و قربان رفتن‌های پشت سر هم نیست.

ممکن است با توجه به حوزه کاری تان احساسات شما هم مثل کودکان باشد و زودرنج و حساس باشید؟

بله کاملاً دقیق گفتید، من اینطور هستم. با جزئی‌ترین بی‌توجهی و کم لطفی احساس ضعف و شکنندگی پیدا کرده و لازم است به سرعت آن را بازیابی کنم. همکاران و اطرافیانم شناخت زیادی از من دارند، چنانچه احوالم مساعد نباشد، به هیچ وجه نمی‌توانم در موقعیت کار وارد شده و در چنین شرایطی به خودم تسلط ندارم.

چقدر فرهنگ کنونی ما درباره قضاوت افرادی مثل شما و یا انتظاراتی که از شمای نوعی دارد، اذیت تان می کند؟

هنوز که هنوز است، آیین رفتاری و فرهنگ صحیحی در این زمینه وجود ندارد. با کمال تاسف من نیز قادر به تغییر آن نیستم. پیش از من افراد زیادی بوده‌اند که از این موضوع دچار رنج و آسیب شدند.

هرچند مناسب است یکسویه به سنجش و قضاوت نپردازیم. مردم ما بسیار پر محبت و هنردوست بوده و الحق والانصاف لطف و مرحمت زیادی را نسبت به ما نشان می‌دهند.

چنانچه این مردم وجود نداشتند، متعاقباً ما نیز در اینجا نبودیم. همان گونه که پیش از این بیان کردم یکی از آرزوها و اهداف من از سنین کودکی چنین بوده که برای همه مردم به چهره شناخته شده‌ای تبدیل شوم.

از این رو کسی که پا به داخل آب می‌گذارد، نباید نسبت به خیس شدن بهراسد. با همه این مراتب معتقدم، امورات زندگی فردی و شخصی من هیچ ارتباطی به دیگران ندارد. این موضوع که برخی از افراد در پی کنجکاوی بوده و یا پرس و جو کنند شیوه زندگی عمو پورنگ چگونه می‌گذرد و یا چه هنگامی ازدواج خواهد کرد، در زمره امورات فردی من محسوب می‌شود.

این افراد پس از آنکه ازدواج کنم نیز به طور پیوسته سعی دارند متوجه شوند، همسر من چه کسی بوده و یا چه زمانی صاحب فرزند می‌شوم. حفاظت از امورات زندگی شخصی من، از جمله حقوق مسلم من محسوب می‌شود.

هرچند عامل دیگری که احتمالاً موجب می‌شود مردم و مخاطبین خود را مجاز برای چنین رفتارهایی دانسته و از زندگی شخصی افراد مشهور پرس و جو کنند، چنین است که آنها مطالب متعددی از امورات فردی و زندگی شخصی خود را در برابر اطرافیان و دیگران بیان کرده و هیچ محدودیت و حریمی را برای خود قائل نیستند.

احتمال دارد این مورد برای برخی از هنرمندان فعال در حوزه بزرگسالان نیز شکل بگیرد. ولی این جریان برای من تفاوت دارد. زمینه فعالیت من مربوط به کودکان بوده و ابراز و یا مطرح کردن پرسش‌هایی در خصوص امورات شخصی به هیچ وجه صحیح نیست. خودم نیز تاکنون با میل و اراده، مطلبی را در این زمینه به زبان نیاورده ام.

تا به حال پیش آمده که کودکی را که مخاطب برنامه تان بوده است در موقعیت ویژه و خاصی ببینید و یا به دلیل کارتان و تاثیرگذاری که داشته اید از اتفاقی لذت ببرید؟

مدتی قبل کودکی را به پیش من آوردند که بر روی ویلچر نشسته و با حرکات اشاره، نشاط و علاقه خود را به من بروز می‌داد. چنین مواردی را من به کرات مشاهده کرده‌ام.

برخی اوقات به یک بیمارستان می‌روم و یک مرتبه یکی از پرسنل پرستار آنجا خطاب به من بیان کرد: زمانی که شما به این بیمارستان مراجعه می‌کنید مراحل شیمی درمانی کودکان آسان‌تر از قبل انجام می‌شود. چرا که در این حالت بچه‌ها روحیه مضاعفی پیدا می‌کنند.‌

شنیدن این مطلب برایم بسیار جالب و حیرت آور بود. در عین حال خاطرنشان می‌کنم تقریباً هر دو ماه یک بار به این بیمارستان می‌روم. چرا که دیدن این بچه‌ها تاثیر عمیقی بر روی روح و روان من به جا گذاشته و حتی تا هفت روز پس از آن احساس ناراحتی دارم.

یکی از ویژگی اجرا در کودکی ما این بود که بسیار تحت تاثیر مجریان بودیم مثالی هست که اگر مجری می گفت بچه ها عقب تر بروید همه عقب تر می رفتند اما در زمان شما تغییرات زیادی در نحوه اجرا ایجاد شد مثلا پیام های مستقیم آموزشی به شکل نمایشی اجرا شد و برای ارتباط با بچه ها تلاش بیشتری هم باید صورت می گرفت.

به نظرم می‌رسد دورانی که ما کودک بودیم چنانچه شخصی مطلبی را مستقیم بیان می نمود، طرف مقابل به سادگی آن را قبول می‌کرد. ولی تصور می‌کنم در حال حاضر دیدگاه‌ها و نسل‌ها تغییر و تحول زیادی پیدا کرده است.

برای نمونه نسل دهه ۷۰ نسبت به نسل دهه ۸۰ و ۹۰ تغییرات عمده‌ای دارند.‌ از این رو لازم است شیوه آموزش و مطالب آن برای افراد متولد شده در این دهه‌ها نیز متمایز شده و همچنین ما طرز فکر و دیدگاهمان را در قبال این نسل‌ها عوض کنیم. این موضوع در زمینه نمایش، موسیقی و دکور نیز شامل می‌شود.

آیا قرار است شما در ادامه کار خود تغییری داشته باشید؟

چنانچه تغییری در ما صورت نمی‌گرفت، هم اکنون در این شیوه از اجرا و نمایش حضور نداشتیم.

یکی از تغییرات این سال ها هم این است که کودکان فعالانه تر وارد عمل می شوند، نقاشی و یا آثار خود را در فضای مجازی می گذارند و حتی وارد برنامه های تلویزیونی شده اند و دیگر آدرس استودیوهای تلویزیونی برایشان یک رویا نیست.

در یک دوران همه آرزو و رویای کودکان چنین بود که سعی داشتند نقاشی‌هایشان را به تلویزیون ارسال کرده و از آنجا پخش شود. ولی هم اکنون قادرند آثار و فعالیت‌های خود را به واسطه شبکه مجازی به نمایش گذاشته و در عین حال برخی کودکان عصر حاضر در زمینه تولید برنامه نیز دخالت دارند.

از این رو من قادر نیستم همانند گذشته فعالیت کنم. از آنجا که کودکان خودشان را همکار و شریک برنامه دانسته و بسیاری از فعالیت‌ها و مطالب خود را برای ما ارسال می‌کنند، لذا این امور تولید برنامه را دشوارتر می‌کند، در عین حال که دلچسب بوده و خطرات خود را دارد. در حال حاضر بچه‌های فعلی با شبکه‌های مجازی طوری ارتباط نزدیک و زیادی دارند که بسیاری از بزرگترها نیز به پای آنها نمی‌رسند. لذا تسلط و مهارت آنها در این حوزه به مراتب بیشتر است.

شما به عنوان یک مجری چقدر هر روز موسیقی گوش می کنید یا فیلم های مرتبط با کارتان می بینید؟

اغلب به شنیدن آهنگ و موسیقی می‌پردازم، ولی برخی اوقات به تماشای فیلم‌های کودک خارجی می‌نشینم. حتی چنانچه فیلم‌های جشنواره کودکان را نیز تماشا کنید، متوجه می‌شوید که آثار زیادی در زمینه کودک تولید نمی‌کنیم.

آیا همکاران خود شما می پذیرند که این همه شعرهای مختلف بخوانید و جنب و جوش و تحرک در کارتان داشته باشید؟

احتمال دارد از نظر آنها قابل قبول نباشد. ولی چه اشکالی دارد، آنچه اهمیت دارد، چنین است که شیوه و طرز فعالیت من به این صورت بوده و هیچ چیزی را از دیگران دنبال روی نمی‌کنم. لذا ممکن است برخی افراد این موضوع را نپذیرند. ولی همان گونه که قبلاً بیان کردم، در زمینه کار کودک این یک سبک محسوب می‌شود.

در افقی که برای خود ترسیم کرده اید ممکن است جایگاه متفاوتی نسبت به امروز را بخواهید؟

من همواره علاقه دارم در حرفه خود مطلبی را جهت ارائه داشته و دچار تکرار و کلیشه نشوم. در صورتی که کارهایم تکراری شود، قطع به یقین از این فعالیت دست می‌کشم. چرا که هیچ حظ و بهره‌ای را از آن نبرده و تمایل ندارم تکرار خودم را به نمایش بگذارم.

تست در حضور منوچهر نوذری:

جهت کار اجرا تستی را نزد مرحوم منوچهر نوذری انجام دادم، پس از اجرای تست، ایشان به من گفت تو قادر نیستی در کار خود به موفقیت برسی و مرا از اتاق خود بیرون انداخت. ولی بلافاصله من به اتاق بازگشته و بیان کردم من حرف‌هایی را برای ارائه در کارم خواهم داشت.

پس از گذشت ده سال ایشان من را به عنوان مهمان به برنامه صندلی داغ دعوت کرده و من به عنوان آخرین مهمان در این برنامه حاضر شدم. در آنجا اظهار نمود که به کار من علاقه دارد.

شبکه های مجازی:

لازم است مردم و جامعه ما آموزش ببینند چگونه در شبکه‌ها و فضای مجازی، اخلاق و رفتار صحیحی را در پیش بگیرند.

چرا که در وهله اول به این نکته آگاه باشند، در فضای مجازی نیز هر یک از افراد دارای حریم شخصی مربوط به خود می‌باشند. اگر من تاکنون تن به ازدواج نداده‌ام، قطع به یقین در زمره موضوعات شخصی من بوده و دلیل نمی‌دانم که آن را برای دیگران شرح دهم.

همچنین گاهی اوقات مردم و کاربران صفحات مجازی رفتارهای بسیار نامطلوب و تندی را با یکدیگر انجام می‌دهند. توصیه من این است که در وهله اول از قضاوت اجتناب کنید.

چنانچه من پستی را در زمینه باورها و اعتقادات دینی به اشتراک می‌گذارم، صحیح نیست که آن را به حساب ریا و تظاهر بگذارند! چرا که به این ترتیب حس کنجکاوی بیش از حد خود را در قالب دل نگرانی و آشفتگی، موجه جلوه داده و انتظار پاسخ‌دهی از سوی من را نیز داشته باشند!

انتقاد به مطالبی که من درج می‌کنم، موضوع عادی محسوب می‌شود. ولی اهانت قابل قبول نیست! چنانچه در دنیای مجازی قادر نباشیم رویکرد اخلاقی را توسعه دهیم، متعاقباً در جهان حقیقی نیز این امر میسر نمی‌شود!

همکاری با امیر محمد:

داریوش فرضیایی در خصوص دعوت به همکاری امیر محمد متقیان چنین بیان کرد:

من به مدت سه سال به تنهایی اجرای برنامه را بر عهده داشته و اغلب دغدغه لحاظ کردن تنوع و داشتن جو پرنشاط از موارد مهم ما بود. همواره متداول بوده که در این گونه برنامه‌ها عروسک‌هایی را جهت نمایش در کنار مجری اضافه می‌کردند و من نیز پیش از این چنین کاری را انجام داده‌ام. ولی هیچگاه یک عروسک را برای همیشه در برنامه‌های خود استفاده نکرده‌ام.

ولی امیر محمد کودکی بود که می‌توان آن را به عنوان یک عروسک حقیقی در نظر گرفت. به طوری که ارتباط خوبی را با سایر کودکان برقرار کرده و به واسطه او می‌توان آموزش‌های غیر مستقیم را به کودکان ارائه کرد. من و گروه برنامه سازی باور داشتیم، کودکی که دارای چنین استعداد و توانمندی‌هایی باشد، همکاری با او بسیار مناسب‌تر از گنجاندن عروسک می‌باشد. چرا که از این طریق بسیاری از کودکان در برنامه با امیر محمد ایجاد ارتباط کردند.

لذا امیر محمد با وجودی که در سنین کودکی بود، ولی دارای توانمندی و قابلیت‌های متعدد بوده و در عین حال لازم است مورد آموزش قرار بگیرد تا از این طریق استعداد و توانمندی‌های او شکوفا شود.

من در همین جا بیان می‌کنم، در فصل‌های آتی نیز هیچ وقت امیر محمد از برنامه کنار گذاشته نمی‌شود. یکی از رفتارهای غلطی که اغلب ما انجام می‌دهیم، چنین است که فردی را با دورانی تجربه از برنامه کنار گذاشته و اشخاص تازه‌ای را جایگزین می‌کنیم.

این رویکرد نادرست بوده و من کاملاً با آن مخالفت دارم. چنانچه مقرر بود پس از مدتی اجرا، امیر محمد از گروه ما خارج شود، پس به چه علت او را تحت آموزش قرار داده و زحماتی را برای او تقبل کردیم؟ ولی هم اکنون امیر محمد با فهمیدگی و درایت بیشتری در کنار ما ماندگار شده و فعالیت می‌کند. ممکن است چگونگی و مدت زمان حضور او در برنامه کم و زیاد شود، ولی حالا با تبحر در برابر دوربین حاضر شده و سایر کودکان نیز این گونه‌اند.

من تلاش دارم در آینده کودکانی همچون امیر محمد و همچنین شخصیت‌های پورنگ بیشتری را آموزش دهم. بهتر است واقعی به این جریان نگاه کنیم. روزگاری خواهد رسید که دوران فعالیت من نیز خاتمه می‌یابد.‌ یا امسال یا سال‌های آتی و لازم است کسانی در این عرصه حضور یابند که با تخصص و مهارت بیشتری به این مسیر ادامه دهند. از این رو من آموخته‌ها و تجارب خود را به اشخاصی منتقل می‌کنم که برای آینده تلاش می‌کنند.‌

دوست دوران کودکی:

من در سال‌های کودکی تا حد زیادی خیال پردازی می‌کردم. قوه تخیل من به قدری شدت گرفت که همواره یک دوست خیالی را برای خودم تصور کرده و اغلب، زمان‌هایم را در کنار او صحبت کرده و بازی می‌کردم.

حتی این موضوع خیال پردازی به قدری در من شدت گرفت که پدر و مادرم اظهار ناراحتی کرده و نگران من شدند. ولی پس از آنکه متوجه شدم من و دوست خیالیم به دیگران کاری نداریم، خیالشان راحت شد.

بابای خوبی می شوم:

برخی مواقع احساس نگرانی و دلسوزی زیادی برای فرزند نداشته‌ام دارم. حتی با خودم تصور می‌کنم ممکن است قادر نباشم متناسب با زمانی که برای سایر بچه‌ها صرف می‌کنم، وقتم را برای فرزندم اختصاص دهم.

ولی با همه این‌ها تصور می‌کنم در شایسته‌ای برای کودکم باشم. چرا که من از صمیم قلب به بچه‌ها عشق می‌ورزم.

دوران کودکی:

در سال‌های کودکی مادرم اجازه نمی‌داد بازی‌های خود را در کوچه انجام دهیم. لذا اغلب اوقات خود را در منزل سپری می‌کردم. اختلاف سنی من با خواهر کوچکترم در حدود ۳ الی ۴ سال می‌باشد. ولی من به همراه او در خانه مشغول انجام تکالیف مدرسه شده و رغبت زیادی برای بازی در کوچه نداشتیم.

کودکی خوبی داشتم:

دوران کودکی من بسیار خوب سپری شد. حتی بسیاری از نزدیکان و اطرافیان اذعان می‌کنند در آن سال‌ها من وجه تفاوت زیادی با کودکان هم سن و سالم داشتم.

هم اکنون که ز خاطرات و رویدادهای آن زمان برای من صحبت می‌کنند، در ادامه می‌گویند که به نوعی متفاوت و خاص بوده‌ام. این موضوع حتی در زمینه نوشتن انشا، کارهای درسی، طرز لباس پوشیدن و … نیز مشهود بود.

آدم خاطره بازی هستم:

شخصیت من به گونه‌ای است که بسیار با خاطرات زندگی می‌کنم. تصور می‌کنم این ویژگی نیز از سمت مادرم به من رسیده است، از این رو یادآوری خاطرات گذشته و زنده کردن آنها برایم دلچسب و خوشایند است.

سختی زندگی پشت دوربین:

من واقعاً به دنیا و حال و هوای بچه‌ها علاقه داشته و از اینکه اوقات خودم را به همراه آنها سپری می‌کنم، حظ و لذت زیادی کسب می‌نمایم. ولی همه مراتب به این مفهوم نیست که زندگی من تنها در این موضوعات خلاصه شده و هیچ موضوع فردی و شخصی ندارم.

من داریوش فرضیایی بیرون از قاب دوربین تصویربرداری، رویکردها و زندگی فردی خودم را در کنار همه موضوعات و جریانات دارم. لذا توقع نادرستی است که دیگران بخواهند در تمامی موقعیت‌ها پرنشاط و پرتوان ظاهر شوم.

فیلم هندی:

از سال‌های کودکی تمایل و اشتیاق زیادی برای دیدن فیلم هندی داشتم. احساسی که از تماشای فیلم‌های هندی حاصل می‌شود، به دیده من فوق العاده و بی‌همتاست.

با توجه به اینکه یکی از گرایشات اصلی من ورود به حرفه هنرپیشگی بود، بعد از دیدن چنین فیلم‌هایی سعی می‌کردم بخش‌هایی از آن را در مقابل خواهر و برادرانم به نمایش بگذارم. سپس برخی از خوراکی و تنقلات همچون پفک را به عنوان جایزه به من می‌دادند.

دوچرخه سواری:

من به هیچ وجه احساس شرمساری و خجالت ندارم، برخی از فعالیت‌هایی را انجام دهم که عده ای به خاطر نوع دیدگاه خود از آن گریزان هستند.

برای نمونه برخی اوقات در پاک به دوچرخه سواری مشغول می‌شوم، لذا برخی افراد با دیدن این صحنه‌ای به شدت حیرت زده می‌شوند که به چه علت عمو پورنگ در این فضای عمومی در حال دوچرخه سواری است.

کلام آخر …

به تمام عزیزان و مخاطبان این گفتگو پیشنهاد می‌کنم در هیچ برهه‌ای از زندگی خیرخواهی و رفتار صادقانه را از یاد نبرم. همچنین همواره خوشنودی خدای بزرگ را مد نظر داشته باشند چرا که پروردگار متعال معشوقی بی‌همتا بوده و از جنس بچه‌ها می‌باشد.

در این ایام به ندرت با کسی مواجه می‌شوید که به تماشای برنامه‌های تلویزیون نشسته و از دیدن عمو پورنگ و دنیای پرنشاط بچه‌ها گریزان باشد. او عشق و علاقه زیادی به کودکان داشته و تلاش می‌کند اوقات شاد و فرح بخشی را به کودکان هدیه دهد.

اگه حال کردی این پست رو با دوستات به اشتراک بذار:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *