بیوگرافی جمشید مشایخی
جمشید مشایخی، بازیگر سرشناس ایرانی، در ششم آذر ۱۳۱۳ به دنیا آمد و در سیزدهم فروردین ۱۳۹۸ چشم از جهان فروبست. او در ششمین دورهٔ برنامهٔ چهرههای ماندگار انتخاب شد و نشان درجه یک فرهنگ و هنر را دریافت کرد. یک سالن تئاتر نیز در محله خاوران تهران به نام او نامگذاری شده است.
جمشید مشایخی همراه با بازیگران قدیمی و تأثیرگذاری مثل داوود رشیدی، عزتالله انتظامی، محمدعلی کشاورز و علی نصیریان، در ساختن فیلمهای ایرانی نقش مهمی داشت و به عنوان یکی از پنج بازیگر مرد ماندگار در تاریخ تئاتر، سینما و تلویزیون ایران شناخته میشود.
او از نامدارترین و باتجربهترین بازیگران سینما و تلویزیون ایران بود که در طول زندگی هنری خود در ۹۸ فیلم سینمایی و ۷۰ مجموعه تلویزیونی بازی کرد. پیش از انقلاب اسلامی، بیشتر نقشهای دوم مرد را بازی میکرد و پس از انقلاب نیز به کار هنری خود ادامه داد و در زمره پیشکسوتان بازیگری سینمای ایران جای گرفت.
منوی دسترسی سریع
سرگذشت
داستان زندگی
پیوند زناشویی
عالم هنر و فعالیتهای هنری
مجموعه آثار سینمایی
دستاوردها و نشانهای افتخار
حواشی و رویدادهای پیرامون
گفتوگوها

خلاصه زندگینامه
نام: جمشید
نام خانوادگی: مشایخی
تاریخ تولد: ۶ آذر ۱۳۱۳
محل تولد: تهران، ایران
فرزندان: نادر، نازنین، سام
همسر: گیتی رئوفی
تحصیلات: ناتمام در رشته تئاتر
درگذشت: ۱۳ فروردین ۱۳۹۸ (در ۸۴ سالگی)، تهران
مدفن: قطعه هنرمندان، بهشت زهرا، تهران
پیشه: بازیگر
سالهای فعالیت: ۱۳۳۹ تا ۱۳۹۷
جوایز: دریافت نشان فرهنگ و هنر (درجه یک)
زندگینامه
زندگی شخصی:
استاد جمشید مشایخی در ششم آذر ماه سال ۱۳۱۳ در محله پاچین تهران چشم به جهان گشود. او بزرگترین فرزند در میان یک خانواده نه نفره بود. خانواده این هنرمند نامدار، اصالتاً اهل شهرستان تنکابن در استان مازندران هستند.
خانواده:
پدر جمشید مشایخی تحصیلاتش را در کشورهای آلمان و سوئد تمام کرد و به عنوان یکی از افسران بخش شیمی در یک کارخانه وابسته به ارشد کار میکرد. مادرش نیز خانهدار بود. جمشید بزرگترین فرزند خانواده است و بعد از او سه برادر به نامهای علی، فرهاد و امیر و سه خواهر به نامهای مریم، لیدا و ویدا قرار دارند. بعد از بزرگ شدن، از بین همه خواهرها و برادرها، فقط جمشید و برادرش علی در ایران زندگی میکنند. برادر دیگرش فرهاد به آمریکا رفته و بقیه خواهرها و برادرهایش در کشور اتریش ساکن هستند.
علاقه به هنر در کودکی:
این هنرمند بزرگ، از همان سالهای بچگی به هنر علاقه داشت. زمانی که در کلاس پنجم دبستان درس میخواند، شروع به نوشتن نمایشنامه کرد و حتی خودش کارگردانی آنها را نیز بر عهده میگرفت. او همچنین با بچههای هممحلهای خود بازی میکرد و شیطنت میکرد.
سربازی:
جمشید مشایخی دو سال از عمر خود را به خدمت سربازی در شهر ارومیه گذراند و در سال ۱۳۳۶ توانست کارت پایان خدمت خود را دریافت کند. پس از این دوره، با کمک یکی از دوستان داییاش، موفق شد در اداره هنرهای دراماتیک مشغول به کار شود. وقتی او توانست یک نمایش را روی صحنه ببرد، به عنوان نخستین فردی شناخته شد که به طور رسمی در این اداره استخدام شد.
تحصیلات:
این بازیگر سرشناس و محبوب سینما، تئاتر و تلویزیون ایران، با شرکت در کلاسهای آموزشی مدارس ناحیه امیریه تهران، اصول بازیگری را آموخت. او در برنامههای هنری مدرسه از جمله نمایشی به نام “مناظره شتر و موتور” نیز حضور داشت. وی تحصیل در رشته تئاتر را ناتمام گذاشت. همچنین موفق به دریافت نشان درجه یک فرهنگ و هنر شده است.
مبارزه با سرطان:
در سنین پیری، استاد دچار درد شدید معده شد. پس از مراجعه به پزشکان مختلف، مشخص شد که به بیماری سرطان معده مبتلا شده است که زندگیاش را تهدید میکرد. پس از عمل جراحی، سیوپنج درصد از رودهی او برداشته شد و سلامتی خود را دوباره به دست آورد.
ازدواج

در سال ۱۳۳۶، جمشید مشایخی با گیتی افروز رئوفی که دخترعمهی او بود، پیمان زناشویی بست و زندگی مشترک خود را شروع کردند. ثمرهی این پیوند، سه فرزند به نامهای نادر، نازنین و سام بود.
فرزندان:
فرزند بزرگ این هنرمند، نادر مشایخی، چند سال در کشور اتریش به تحصیل موسیقی پرداخت و در نهایت فارغالتحصیل شد. او در حال حاضر رهبری ارکستر تهران را بر عهده دارد و چندین گروه ارکستر مختلف را رهبری میکند. علاوه بر این، به کار آهنگسازی نیز مشغول است. نادر مشایخی ازدواج کرده و نام دخترش را سحر گذاشته است.
دومین فرزند استاد مشایخی، نازنین مشایخی نام دارد؛ البته در بعضی نوشتهها به اشتباه فقط از نام «نازنین» استفاده شده است. او در آمریکا زندگی میکند و به شغل معلمی مشغول است.
سام مشایخی، که سومین فرزند این هنرمند است، با همسری به نام لادن ازدواج کرده و حاصل این ازدواج، دختری به نام صحرا است. در برخی سایتها و شبکههای اجتماعی، عکسهای صحرا مشایخی که در مراسم مختلف حاضر شده، با استقبال زیادی روبرو شده است.
یکی از شباهتهای بازیگران قدیمی و مطرح سینمای ایران این است که فرزندان استاد مشایخی و استاد انتظامی، هر دو از آهنگسازان بسیار شناختهشده ایران محسوب میشوند.
این هنرمند نامی در تمام طول زندگی خود، در کنار همسرش گیتی افروز رئوفی، زندگیای سرشار از عشق و راستی را سپری کرد و خوشبختی آنان نزد همه مثالزدنی بود.
همسر او، گیتی رئوفی، در مورد ازدواج با جمشید مشایخی گفته است: بین من و جمشید مشایخی نسبت فامیلی وجود داشت و او پسرعموی من محسوب میشد. در ابتدا تمایلی به ازدواج با جمشید نداشتم، چون فکر میکردم در آینده نمیتواند همسر مناسبی برای من باشد.
روزی جمشید به همراه برادرش به خانه ما آمد و ازدواج را پیشنهاد داد. روز بعد، او با مادر و خواهرانش آمدند. روز بعد از آن نیز، خودش به همراه پدرش، و روز بعد هم با عمهاش به خانه ما آمدند.
من کاملاً در اشتباه بودم که فکر میکردم دلیلی برای ازدواج با او ندارم. زیرا تمام حرفها و نکتههایی که او امروز با این همه تجربه و پختگی بیان میکند، در آن زمان که فقط ۲۴ سال داشت نیز بر زبان میآورد.
زندگی هنری

فعالیت های هنری:
استاد جمشید مشایخی در سال ۱۳۳۶ در اداره تازهتأسیس هنرهای دراماتیک مشغول به کار شد و فعالیت هنری خود را به عنوان بازیگر در برنامههای نمایشی کانال سوم (که یک کانال غیردولتی بود) آغاز کرد.
اولین حضور او در یک تلهتئاتر به نام «بعد از سی سال» بود که در سال ۱۳۳۹ به کارگردانی علی نصیریان ساخته شد و نقطه شروع رسمی کار او محسوب میشود.
پس از آن، در فیلم کوتاه «جلد مار» ساخته هژیر داریوش، در کنار فخری خوروش جلوی دوربین رفت.
دو سال بعد، با بازی در فیلم «خشت و آینه» پا به دنیای سینما گذاشت.
نکته جالب اینجاست که به دلیل بازی در برخی آثار سینمایی، برای مدتی اجازه فعالیت در تئاتر از او گرفته شد.
به این ترتیب، او فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۳۴۹ دوباره دنبال کرد.
جمشید مشایخی با ایفای نقش افراد سختگیر و خشن، و همچنین با بازی در نقشهای تاریخی مانند شازده احتجاب، کمالالملک و رضا تفنگچی (در سریال هزار دستان)، استعداد و نبوغ خود را به نمایش گذاشت و بسیار درخشید.
او در طول عمر هنری خود آثار فراوانی در زمینههای مختلف خلق کرد که شامل بیش از نود فیلم سینمایی و پنجاه سریال میشود.
با نگاهی به این آثار متوجه میشویم که در بسیاری از موارد، کارگردان یا تهیهکننده اثر، اولین کار خود را تجربه میکرد یا در آن زمان هنوز شناخته شده نبود و استاد مشایخی با حضور خود از آنها حمایت کرد.
این هنرمند در طول دوران فعالیتش، نقشهای متنوع و ارزشمندی در سبکهای مختلف سینما و تلویزیون بر عهده گرفت و آثاری ماندگار را همراه با کارگردانان سرشناس سینمای ایران خلق کرد.
در کارنامه هنری او حتی نقشهای کوچک و کماهمیت نیز دیده میشود.
طبق گفتههای خود استاد، او تنها به قصد کمک و حمایت از کارگردانان در چنین نقشهایی حاضر به همکاری میشده، حتی اگر این کار به اعتبار هنری او لطمه میزد.
این موضوع نشاندهنده بزرگمنشی و روحیه بلند جمشید مشایخی در زندگی حرفهای و شخصی اوست.
در سال ۱۳۶۳، او با بازی در فیلمهای «گلهای داوودی» و «کمالالملک»، جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را از جشنواره فیلم فجر دریافت کرد.
از دیگر کارهای برجسته او میتوان به بازی در نقش «بزرگ آقا» در نمایش «میراث» اثر بهرام بیضایی اشاره کرد که در آذر ماه سال ۱۳۴۶ در تالار ۲۵ شهریور روی صحنه رفت.
این هنرمند در سال ۱۳۹۳ به عنوان سفیر سلامت چشم و بینایی انتخاب شد و سپس در سال ۱۳۹۴ نیز از طرف وزارت بهداشت و دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران به عنوان سفیر سلامت معرفی گردید و تندیس سلامت به او اهدا شد.
مستند جمشید مشایخی:
در سال ۱۳۸۵، الهام قرهخانی به همراه امیر مهرتاش مهدوی، مستندی درباره زندگی استاد جمشید مشایخی ساختند. در این مستند، حدود ۶۵ بازیگر حضور داشتند و پرویز پرستویی روایتگر داستان آن بود. موسسه رسانههای تصویری نیز این مستند را بر روی لوح فشرده منتشر کرد.
این فیلم مستند دو بار به نمایش عمومی درآمد: نخست در مراسم «پنجاه سال سایه دوست داشتنی جمشید مشایخی» که در خانه هنرمندان ایران برگزار شد، و بار دوم در جشنواره فیلم شهر، باز هم در خانه هنرمندان ایران. این اثر با استقبال چشمگیر مردم و بینندگان روبرو شد.
حقایق در خصوص استاد جمشید مشایخی:
در ادامه به بخشهایی جالب از زندگی استاد جمشید مشایخی و نکاتی که شاید کمتر شنیده باشید، اشاره میکنیم.
او در میان بازیگران ایرانی، به نقشآفرینیهای پرویز پرستویی علاقه داشت و در نسل جوانتر، شهاب حسینی را بسیار میپسندید.
از میان کارهای فراوانی که در طول عمر هنری خود بازی کرده، آثاری مانند «احتجاب»، «سلطان صاحبقران»، «قیصر»، «سوتهدلان»، «کمالالملک»، «پدربزرگ» و «آوار» برایش خاطرهانگیز و ویژه بودند.
همچنین در مراسمی به نام «شب حافظ» که در شهر پاریس، فرانسه برگزار شد، جمشید مشایخی به نمایندگی از ایران حضور یافت.
در این برنامه، از او و شارل هانری دوفوشه کور، که از برجستهترین حافظشناسان غربی است، تقدیر و تشکر به عمل آمد.
مروری بر آثار:
فیلم پدر آن دیگری:
فیلم سینمایی “پدر آن دیگری” داستان پسر بچهای را روایت میکند که با گذراندن شش سال از زندگیاش، هنوز نمیتواند حرف بزند و به همین دلیل مورد تمسخر اطرافیان قرار میگیرد. در خانواده، فقط مادرش از او حمایت میکند و بقیه اعضا بیشتر به پسر بزرگتر توجه نشان میدهند. این شرایط باعث میشود پسر کوچک، بدون اطلاع خانواده، از خانه فرار کند و ماجراهای فیلم شکل بگیرد. این فیلم را یدالله صمدی کارگردانی کرده و یک اثر درام است که در سال ۱۳۹۳ در سینمای ایران تولید شده است. بازیگران مطرحی مانند حسین یاری، هنگامه قاضیانی، مریم سعادت، اکبر عبدی، ثریا قاسمی، شمسی فضل الهی، فریده سپاه منصور، جمشید مشایخی، سعید کریمی و بنفشه صمدی در این فیلم نقش آفرینی کردهاند و داستان زیبایی را خلق کردهاند.
فیلم کوچه ها و مردها:
فیلم سینمایی «کوچهها و مردها» در سال ۱۳۹۳ به کارگردانی حبیب الهیاری ساخته شد. این اثر در ژانر خانوادگی و درام تولید شده و متعلق به سینمای ایران است.
داستان فیلم دربارهی یک ورزشکار است که همسرش نمیتواند صاحب فرزند شود و این موضوع باعث ایجاد مشکلات و تنشهایی در زندگی مشترک آنها میشود.
در این فیلم بازیگرانی مانند حبیب الهیاری، شهره لرستانی، مریم کاویانی، جواد انصافی و جمشید مشایخی ایفای نقش کردهاند.
فیلم سیزده ۵۹:
یکی از کارهای به یاد ماندنی استاد جمشید مشایخی، فیلم سینمایی “سیزده ۵۹” است. این فیلم داستان یک جانباز را روایت میکند که برای مدت طولانی در حالت کما به سر میبرد و پس از سالها دوباره به هوش میآید. او پس از بیداری با دنیایی کاملاً جدید و متفاوت روبرو میشود.
فیلم “سیزده ۵۹” به کارگردانی سامان سالور، در سال ۱۳۸۹ ساخته شد. این اثر سینمایی ایرانی در ژانر درام و دفاع مقدس تولید شده است. در این فیلم، استاد مشایخی در کنار بازیگران سرشناسی مانند پرویز پرستویی، صابر ابر، فرهاد اصلانی، شاهرخ فروتنیان، مهران احمدی، افسانه چهره آزاد و حسین سلیمانی به ایفای نقش پرداخته است.
فیلم یک گزارش واقعی:
فیلم سینمایی “یک گزارش واقعی” داستان دو دوست صمیمی را روایت میکند که پس از سه سال رابطه نزدیک، ناگهان در شرایطی غیرمنتظره رو در روی یکدیگر قرار میگیرند. این اثر سینمایی به کارگردانی داریوش فرهنگ در سال ۱۳۸۷ تولید شده است. این فیلم که در دسته آثار خانوادگی و درام از سینمای ایران قرار دارد، با بازی هنرمندانی همچون جمشید مشایخی، کامبیز دیرباز، سید مهرداد ضیایی، رحیم نوروزی، گلاره عباسی، داریوش فرهنگ و کوروش سلیمانی همراه است.
فیلم بادام های تلخ:
فیلم «بادامهای تلخ» داستان مردی به نام مهندس زرین را روایت میکند که در یک کارخانه با نام پارس الکتریک، برای ساخت قطعات داخلی تلاش میکند و گامهای بزرگی در راه خودکفایی کشور برمیدارد. در این مسیر، او با گروهی از قاچاقچیان ارز درگیر میشود که با کارهای غیرقانونی خود، صادرات محصولات داخلی و واردات قطعات ضروری را با مشکل مواجه کردهاند. این درگیری آنقدر جدی میشود که حتی سه تن از همکاران مهندس زرین توسط این قاچاقچیان مورد حمله قرار میگیرند.
کارگردانی این فیلم سینمایی بر عهده کاظم معصومی بوده و تولید آن در سال ۱۳۸۷ به پایان رسیده است. «بادامهای تلخ» یک اثر ایرانی و در گونه درام ساخته شده است. در این فیلم، استاد مشایخی همراه با بازیگرانی مانند فریبرز عرب نیا، بهاره رهنما، حسن جوهرچی، امین حیایی، فرهاد خانمحمدی، پرویز شفیعزاده و شهلا ریاحی به ایفای نقش پرداختهاند.
فیلم می زاک:
حسینعلی لیالستانی در هفتمین فیلمی که کارگردانی کرد، فیلمی با نام “میزاک” ساخت که به “میزاک نیر” هم معروف است. این فیلم در سال ۱۳۸۷ تولید شد و یک اثر سینمایی ایرانی در سبک درام است. داستان فیلم درباره پسربچهای است که میخواهد پا به این جهان بگذارد و در این راه با مشکلات و سختیهایی روبهرو میشود. در این فیلم بازیگران سرشناسی مانند محمدرضا فروتن، باران کوثری، داریوش ارجمند، فاطمه معتمدآریا، علیرضا خمسه، رابعه اسکویی، طناز طباطبایی، کامران فیوضات و انوش نصر به همراه مرحوم جمشید مشایخی نقشآفرینی کردهاند.
فیلم غریب آشنا:
فیلم سینمایی «غریب آشنا» به کارگردانی کریم آتشی، در سال ۱۳۸۶ ساخته شد. این اثر که در گونهٔ اکشن جای میگیرد، محصول سینمای ایران است. داستان فیلم دربارهٔ پزشکی به نام رضا است که در یک کشور خارجی زندگی میکند. او وقتی از شروع جنگ تحمیلی در ایران باخبر میشود، بدون اینکه به خانوادهاش خبر دهد، به وطن بازمیگردد و راهی منطقههای جنگی میشود. پس از گذشت مدتها، خانوادهاش که از او بیخبر ماندهاند، با نگرانی و دلشوره به جستوجوی او میپردازند. این در حالی است که رضا در خط مقدم جبهه، با خطرهای فراوانی روبرو است. از بازیگران این فیلم میتوان به جمشید مشایخی، حمیده خیرآبادی، مرجانه گلچین و حسن رجبیان اشاره کرد.
فیلم یک بوس کوچولو:
فیلم سینمایی “یک بوس کوچولو” داستان زندگی یک نویسنده مرد را روایت میکند که پس از سالها زندگی در خارج از کشور، به ایران بازمیگردد و در خانه یکی از دوستانش اقامت میکند. آنها با هم سفری را به شهرها و مناطق مختلف ایران آغاز میکنند و ماجراهایی را پشت سر میگذارند.
کارگردانی این فیلم را بهمن فرمانآرا بر عهده داشته و آن را در سال ۱۳۸۴ ساخته است. این اثر یکی از تولیدات سینمای ایران به شمار میرود که در سبک خانوادگی و درام تهیه شده است.
بازیگران زیادی در این فیلم ایفای نقش کردهاند، از جمله: رضا کیانیان، مرحوم جمشید مشایخی، هدیه تهرانی، جمشید هاشمپور، فاطمه معتمدآریا، فخری خوروش، مریم سعادت، مهدی صفوی، بابک حمیدیان، هدایت هاشمی، پیام دهکردی و عباس گنجوی.
فیلم کاغذ بی خط:
یکی دیگر از فیلمهای به یاد ماندنی زندهیاد جمشید مشایخی، فیلم سینمایی «کاغذ بیخط» است. این فیلم را ناصر تقوایی ساخته و در سال ۱۳۸۰ منتشر شده است. این اثر سینمایی ایرانی در سبک درام و معمایی جای میگیرد.
داستان فیلم درباره زن و شوهری به نامهای جهانگیر و رویا است که به همراه دو فرزندشان، شنگول و منگول، خانوادهی چهارنفرهای را تشکیل دادهاند و زندگی عادی خود را سپری میکنند. اما رویا به شکل پیوستهای در دنیای خیال و داستانسرایی غرق است. وقتی جهانگیر متوجه علاقه شدید همسرش به داستاننویسی میشود، به او پیشنهاد میدهد در کلاسهای آموزشی داستاننویسی شرکت کند تا این استعدادش را پرورش دهد. اما …
در میان بازیگرانی که در این فیلم نقشآفرینی کردهاند، میتوان از خسرو شکیبایی، هدیه تهرانی، جمشید مشایخی، جمیله شیخی و نیکو خردمند نام برد.
فیلم حالا چه شود:
فیلم سینمایی «حالا چه شود» به کارگردانی محمد جعفری هرندی، در سال ۱۳۷۷ ساخته شد. این اثر در گونهی خانوادگی و درام جای میگیرد و از تولیدات سینمای ایران به شمار میرود.
داستان فیلم دربارهی یک خانهی قدیمی و فرسوده است که در کنار یک هتل مدرن قرار گرفته و منظرهی نامتناسبی را به وجود آورده است. مردی تصمیم میگیرد این خانه را بخرد، اما با مخالفت شدید زن سالخوردهای که صاحب خانه است روبرو میشود، زیرا او نمیخواهد خانهاش را بفروشد.
این مرد سپس به سراغ فرزندان پیرزن میرود تا شاید آنها بتوانند مادرشان را راضی به فروش خانه کنند، اما…
از جمله بازیگرانی که در این فیلم به ایفای نقش پرداختهاند میتوان به مرحوم جمشید مشایخی، شهلا ریاحی، مرتضی احمدی، حسن رضایی، ثریا حکمت، پروین سلیمانی و محمود بصیری اشاره کرد.
فیلم حرفه ای:
فیلم سینمایی “حرفهای” داستان افسری به نام سرگرد تیموری را روایت میکند که از سوی مافوق خود مأموریت مییابد تا یک سرهنگ از نیروهای کماندو را به قتل برساند. این اثر سینمایی به کارگردانی اسماعیل فلاحپور در سال ۱۳۷۵ ساخته شد و یکی از تولیدات سینمای ایران در ژانر اکشن و پرهیجان محسوب میشود. در این فیلم بازیگران سرشناسی همچون چنگیز وثوقی، پرویز پورحسینی، حسین خانی بیک، جمشید شاه محمدی و پریسا پورشفیع در کنار هم ایفای نقش کردند و اثر جذابی را خلق نمودند.
فیلم سلام به انتظار:
فیلم سینمایی “سلام به انتظار” داستان مردی به نام دکتر رضا را روایت میکند که در کشور کانادا زندگی و تحصیل میکند. او یک پزشک و جراح مغز و اعصاب است که در کار خود بسیار موفق و شناخته شده است. دکتر رضا رویای ساختن یک بیمارستان در کانادا را در سر دارد و برای تحقق این هدف تلاش میکند.
این فیلم به کارگردانی کریم آتشی در سال ۱۳۷۴ ساخته شده و یکی از آثار سینمای ایران در ژانر خانوادگی است. بازیگران مطرحی همچون مرجانه گلچین، جمشید مشایخی، حمیده خیرآبادی، شهلا ریاحی، مهری ودادیان، مینا نوروزی، جمشید شاه محمدی و محمدعلی کشاورز در این فیلم ایفای نقش کردهاند.
فیلم روز واقعه:
فیلم سینمایی «روز واقعه» به کارگردانی شهرام اسدی، در سال ۱۳۷۳ ساخته شد و در سبکهای تاریخی، درام و ماجراجویی قرار میگیرد. این فیلم داستان جوانی مسیحی به نام عبدالله را روایت میکند که به دین اسلام روی میآورد و دل به دختری به نام راحله، فرزند زید، میبندد. درست در مراسم عروسی آن دو، عبدالله صدایی غیبی میشنود که از او کمک میخواهد. او بیدرنگ جشن عروسی خود را ناتمام رها میکند و به سوی صحرا حرکت میکند. عبدالله با شتاب به سمت کربلا میتازد و بعدازظهر روز عاشورا به آنجا میرسد. در آنجا میبیند که حقیقت را بر سر نیزهها قرار دادهاند…
از جمله بازیگران این فیلم میتوان به علیرضا شجاع نوری، عزت الله انتظامی، جمشید مشایخی، مهدی فتحی، محمدعلی کشاورز و لادن مستوفی اشاره کرد.
فیلم ماه عسل:
یکی دیگر از کارهای هنری استاد جمشید مشایخی، بازی در فیلم ماه عسل است. او در این فیلم، نقش مرد ثروتمند و تنهايی به نام مهندس زادمنش را بازی کرد که همسرش را در یک سانحه رانندگی از دست داده است. فیلم سینمایی ماه عسل را حجت الله سیفی کارگردانی کرده و تولید آن در سال ۱۳۷۱ به پایان رسید. این اثر، یک فیلم ایرانی در سبک خانوادگی و درام است. زنده یاد جمشید مشایخی در این فیلم در کنار بازیگرانی مانند ولی شیراندامی، رضا رویگری و عباس محبوب به ایفای نقش پرداخته است.
فیلم شکوه بازگشت:
دکتر امین راستین خبری درباره ویران شدن یک بیمارستان صحرایی در منطقه جنگی میشنود. او همسر باردارش، لیلی، را نزد پدرش میگذارد و خودش به سوی جبهههای نبرد حرکت میکند.
در دورانی که دکتر امین راستین در خانه نیست، لیلی وقت خود را به نقاشی و نوشتن یک کتاب اختصاص میدهد. او با کمک مدیر یک انتشارات به نام سامان، برای چاپ کتابش اقدام میکند.
فیلم سینمایی «شکوه بازگشت» به کارگردانی سیروس مقدم، در سال ۱۳۷۱ ساخته شد. این فیلم در سبک خانوادگی و درام است و محصول سینمای ایران محسوب میشود.
برخی از بازیگرانی که در این فیلم ایفای نقش کردهاند عبارتند از: جمشید مشایخی، افسانه بایگان، سیروس ابراهیمزاده، منوچهر حامدی و داریوش مودبیان.
فیلم خانواده کوچک ما:
جواد در یک خانواده بسیار ثروتمند بزرگ شده است. او دل به دختری میبندد که در خانوادهای کمبضاعت زندگی میکند و کارش بافتن فرش است. پدر و مادر جواد با ازدواج پسرشان با این دختر مخالف هستند. اما جواد بر انتخاب خود پافشاری میکند و در نهایت به خاطر این اختلافها، از خانوادهاش جدا میشود. متأسفانه حادثهای رخ میدهد و جواد سلامتی خود را از دست میدهد و…
فیلم سینمایی «خانواده کوچک ما» به کارگردانی شاپور قریب، در سال ۱۳۷۰ ساخته شد. این فیلم یک اثر سینمایی ایرانی و در سبک درام است. از بازیگران این فیلم میتوان به جمشید مشایخی، عنایت بخشی و فاطمه طاهری اشاره کرد.
فیلم ملک خاتون:
فیلم سینمایی “ملک خاتون” به کارگردانی حسن محمدزاده، در سال ۱۳۶۹ ساخته شد. این اثر که در سبک خانوادگی و درام تولید شده، متعلق به سینمای ایران است. داستان فیلم درباره زنی به نام ملک خاتون است که پس از پانزده سال زندگی در شهر، وقتی همسرش از دنیا میرود، به زادگاه خود در روستا بازمیگردد و … از جمله بازیگران این فیلم میتوان هما روستا، جمشید مشایخی، خسرو دستگیر، سعید عباسی و مهرانه مهین ترابی را نام برد.
فیلم شاخه های بید:
در حدود صد سال پیش، مردی ساده و معمولی به نام خالو مراد زندگی میکرد که بسیار باهوش و با تجربه بود. او به همراه چهار پسرش که هر کدام در یک کار مهارت داشتند، زندگی خوب و راحتی داشتند. اما خان روستا که میخواست دارایی آنها را تصاحب کند، با نیرنگ باعث شد خالو مراد و خانوادهاش از روستا فرار کنند. آنها به ناچار به روستای دیگری رفتند، اما مردم آن روستا و خان جدید هم در ابتدا با آنها رفتار خوبی نداشتند. سپس خالو مراد و پسرانش با تلاش بسیار زیاد، کمکم دل روستاییان را به دست آوردند و…
فیلم سینمایی «شاخههای بید» را امرالله احمدجو ساخته و در سال ۱۳۶۷ تولید شده است. این فیلم یک اثر ایرانی در سبک درام و خانوادگی است. در این فیلم، مرحوم جمشید مشایخی نقش اصلی را بازی میکند و هنرمندان دیگری مانند رضا کرمرضایی، جمشید لایق، هادی اسلامی، رضا رویگری، محمود پاکنیت، منوچهر آذری، حسین خانیبیک، عزتالله مقبلی، محمد فیلی، آتش تقیپور، پردیس افکاری، فرهاد فخرالدینی و حسین جعفریان نیز در آن ایفای نقش کردهاند.
فیلم شناسی

سینما:
| سال | نام فیلم |
|---|---|
| ۱۳۹۳ | پدر آن دیگری |
| ۱۳۹۲ | پایان خدمت |
| ۱۳۹۲ | رنج و سرمستی |
| ۱۳۹۰ | چک |
| ۱۳۸۹ | جرم |
| ۱۳۸۹ | سیزده ۵۹ |
| ۱۳۸۸ | زمهریر |
| ۱۳۸۷ | یک گزارش واقعی |
| ۱۳۸۵ | نسکافه داغ داغ |
| ۱۳۸۴ | این ترانه عاشقانه نیست |
| ۱۳۸۴ | یک بوس کوچولو |
| ۱۳۸۳ | پل سیزدهم |
| ۱۳۸۲ | بله برون |
| ۱۳۸۲ | شمعی در باد |
| ۱۳۸۱ | آبادان |
| ۱۳۸۱ | بانوی من |
| ۱۳۸۱ | چشمان سیاه |
| ۱۳۸۰ | خانهای روی آب |
| ۱۳۸۰ | کاغذ بی خط |
| ۱۳۷۸ | تهران روزگار نو |
| ۱۳۷۷ | کمیته مجازات |
| ۱۳۷۶ | بادامهای تلخ |
| ۱۳۷۶ | تنها |
| ۱۳۷۵ | حریف دل |
| ۱۳۷۴ | اعاده امنیت |
| ۱۳۷۴ | سلام به انتظار |
| ۱۳۷۳ | اشک و لبخند |
| ۱۳۶۹ | چون ابر در بهاران |
| ۱۳۶۹ | گالان |
| ۱۳۶۹ | ملک خاتون |
| ۱۳۶۸ | دخترک کنار مرداب |
| ۱۳۶۸ | رانده شده |
| ۱۳۶۷ | سرب |
| ۱۳۶۷ | شاخههای بید |
| ۱۳۶۶ | تحفهها |
| ۱۳۶۶ | سایههای غم |
| ۱۳۶۶ | سیمرغ |
| ۱۳۶۶ | مکافات |
| ۱۳۶۵ | تصویر آخر |
| ۱۳۶۵ | حریم مهرورزی |
| ۱۳۶۵ | سراب |
| ۱۳۶۵ | طلسم |
| ۱۳۶۵ | ملاقات |
| ۱۳۶۴ | آوار |
| ۱۳۶۴ | پدربزرگ |
| ۱۳۶۴ | ستاره دنبالهدار |
| ۱۳۶۴ | گردباد |
| ۱۳۶۴ | گمشده |
| ۱۳۶۳ | پیراک |
| ۱۳۶۳ | گلهای داوودی |
| ۱۳۶۲ | تفنگدار |
| ۱۳۶۲ | خانه عنکبوت |
| ۱۳۶۲ | کمالالملک |
| ۱۳۶۱ | دادا |
| ۱۳۵۹ | گفت هرسه نفرشان |
| ۱۳۵۶ | سوتهدلان |
| ۱۳۵۶ | شارلوت به بازارچه میآید |
| ۱۳۵۶ | ماهیها در خاک میمیرند |
| ۱۳۵۵ | بتشکن |
| ۱۳۵۵ | ماه عسل |
| ۱۳۵۴ | ذبیح |
| ۱۳۵۴ | صدای صحرا |
| ۱۳۵۳ | آب |
| ۱۳۵۳ | شازده احتجاب |
| ۱۳۵۲ | بیحجاب |
| ۱۳۵۲ | نفرین |
| ۱۳۵۱ | آبنبات چوبی |
| ۱۳۵۱ | اتل متل توتوله |
| ۱۳۵۱ | باشرفها |
| ۱۳۵۱ | پدر که ناخلف افتد |
| ۱۳۵۱ | چشمه |
| ۱۳۵۱ | مطرب |
| ۱۳۵۰ | آسمون بیستاره |
| ۱۳۵۰ | پل |
| ۱۳۵۰ | سهتا جاهل |
| ۱۳۵۰ | شکار انسان |
| ۱۳۵۰ | مردان خشن |
| ۱۳۴۹ | پسر زایندهرود |
| ۱۳۴۹ | جوانی هم عالمی دارد |
| ۱۳۴۹ | طلوع |
| ۱۳۴۸ | قیصر |
| ۱۳۴۸ | گاو |
| ۱۳۴۴ | خشت و آینه |
تلویزیون:
| سال | نام مجموعه / سریال |
|---|---|
| ۱۳۹۵ | سریال پادری |
| ۱۳۹۴ | معمای شاه |
| ۱۳۹۳ | همه چیز آنجاست |
| ۱۳۹۳ | راه شیری |
| ۱۳۹۲–۱۳۹۳ | تله فیلم «به من نگو قراضه» |
| ۱۳۹۲–۱۳۹۳ | نیلیتر از مهتاب |
| ۱۳۹۱ | تله فیلم «اولین باران پائیزی» |
| ۱۳۹۰ | تله فیلم «مأموریت غیر ممکن» |
| ۱۳۸۹ | ستایش |
| ۱۳۸۹ | تبریز در مه |
| ۱۳۸۸ | تله فیلم «غریبهها» |
| ۱۳۸۷ | پنهان، اما آشکار |
| ۱۳۸۵ | آخرین گناه |
| ۱۳۸۴ | بوی گلهای وحشی |
| ۱۳۸۴ | عشق گمشده |
| ۱۳۸۳-۱۳۸۴ | پیلههای پرواز |
| ۱۳۸۲ | مهمانپذیر طوبی |
| ۱۳۸۱ | بدون شرح |
| ۱۳۷۸-۱۳۸۱ | روشنتر از خاموشی |
| ۱۳۸۰ | هفت گنج |
| ۱۳۷۹ | سیمای پنهان آب (مجری) |
| ۱۳۷۸ | مادر |
| ۱۳۷۸ | شبزدگان |
| ۱۳۷۷ | راه سوم |
| ۱۳۷۴-۱۳۷۶ | پهلوانان نمیمیرند |
| ۱۳۷۵ | بهشت گمشده |
| ۱۳۷۴ | عیاران |
| ۱۳۷۴ | سلام به انتظار |
| ۱۳۷۳ | هدف گمشده |
| ۱۳۷۳ | بازگشت به خانه |
| ۱۳۷۲ | سنگ و شیشه |
| ۱۳۷۲ | باغ گیلاس |
| ۱۳۷۲ | تاریخ روابط ایران و انگلیس |
| ۱۳۷۱ | بیا تا گل برافشانیم |
| ۱۳۷۰ | امام علی |
| ۱۳۷۰ | مهمان |
| ۱۳۶۹ | پیک سحر |
| ۱۳۶۸ | چراغ خانه |
| ۱۳۶۶-۱۳۶۸ | با سلسله حکمت |
| ۱۳۵۸-۱۳۶۶ | هزاردستان |
| ۱۳۶۴ | پاییز صحرا |
| ۱۳۵۶ | مستنطق |
| ۱۳۵۵-۱۳۵۶ | طلاق |
| ۱۳۵۴ | سلطان صاحبقران |
| ۱۳۵۲-۱۳۵۳ | گذر خلیل ده مرده |
| — | سریال «خانه به دوش» |
| ۱۳۵۲-۱۳۵۳ | داستانهای مولوی |
جوایز و نامزدی ها
| سال | جشنواره / رویداد | اثر | عنوان |
|---|---|---|---|
| ۱۳۶۶ | نخستین دوره جشنواره جهانی فیلم پیونگ یانگ | پدربزرگ | برنده جایزه برترین هنرپیشه مرد |
| ۱۳۶۳ | سومین جشنواره بینالمللی فیلم فجر | کمالالملک و گلهای داوودی | برنده تندیس سیمرغ بلورین برترین هنرپیشه نقش اول مرد |
| ۱۳۸۲ | هفتمین دوره جشن سینمای ایران | بانوی من | برنده جایزه تندیس زرین برترین هنرپیشه نقش مکمل مرد |
| ۱۳۷۸ | سومین دوره جشن سینمای ایران | کمیته مجازات | کاندید جایزه تندیس زرین برترین هنرپیشه نقش اول مرد |
فعالیتها و آثار:
استاد جمشید مشایخی کار حرفهای خود در تئاتر را از سال ۱۳۳۶ آغاز کرد و نخستین بار در نمایشی با نام “وظیفه پزشک” به روی صحنه رفت. پس از آن، در آثار نمایشی مختلفی همچون “آی بی کلاه” و “آی با کلاه” به نویسندگی غلامحسین ساعدی، و همچنین در نمایشهای “لونه شغال” و “افعی” که کارگردانی آنها بر عهده علی نصیریان بود، حضور یافت. او در اثر دیگری به نام “مردههای بیکفن و دفن” نوشته ژان پل ساتر، که توسط حمید سمندریان اجرا شد، نیز ایفای نقش کرد.
در سال ۱۳۴۲، مشایخی با بازی در فیلم کوتاهی به نام “جلد مار” پا به دنیای سینما گذاشت. با این حال، نخستین حضور مهم و تأثیرگذار او در سینما، بازی در نقش “خان دایی” در فیلم “قیصر” ساخته مسعود کیمیایی بود.
حاشیهها

انتقاد از رضا عطاران:
در گردهمایی مربوط به فیلم سینمایی طبقه هساث که در جشنواره بینالمللی فیلم فجر صورت گرفت، رضا عطاران اعلام کرده بود:
«من برای خنداندن مردم حاضرم شلوارم را نیز پایین بکشم.»
استاد مشایخی در عکس العمل به این جملات عطاران بیان داشت:
«آقای عطاران شما میتوانستید برای خنداندن مردم بگوید؛ از بالای یک درخت تبریزی به پایین میپرم نه آنکه آن حرف زشت را که من از گفتن آن خجالت میکشم به زبان بیاورید؛ آنوقت ما بخاطر این بیاخلاقیها به او جایزه هم میدهیم»
هنگامی که رضا عطاران در ویژه برنامه نوروزی شبکه سوم سیما با اجرای احسان علیخانی حضور یافت، در خصوص مطالب اظهار شده از طرف او در نشست خبری فیلم طبقه هساث که آشفتگیهایی را در پی داشت، این موضوع را یک سوء تعبیر بیان کرد.
انتقاد از تیزرهای عزتالله انتظامی:
استاد مشایخی در یکی از جشنهای منتقدان سینما انتقاداتی را به عزت الله انتظامی بیان کرده و چنین اظهار داشت:
به چه علت در تیزرهایی که به نمایش در میآید، فقط از یک چهره به عنوان هنرپیشه یاد میشود.
او در ادامه افزود:
آموختهام همچون علی معلم مطالب خود را به صراحت بیان کرده و سخن بگویم. چنانچه من آگاه میشدم تنها یک بازیگر برای منتقدین وجود دارد، در سالهای خیلی قبل از این حرفه کنار میکشیدم.
این موضوع را با جدیت مطرح میکنم. به نظر میرسد دیگر هنرمندان در عرصه تئاتر و سینما هیچ فعالیت و زحمتی متقبل نشدهاند که همواره تنها چهره یک نفر به نمایش در میآید. بازیگر مورد نظر شما همان کسی است که در یک روزگار در برابر شهبانو شروع به نواختن تنبک کرده و در عصر فعلی خانه خود را وقف مینماید.
اعتقاد به خودکشی تختی:
استاد مشایخی در سال ۱۳۹۷ در یک گفتگویی بیان کرد:
من معتقدم غلامرضا تختی قهرمان کشتی ایران اقدام به خودکشی نموده و علت این امر، رفتارهای همسر و نزدیکانش بوده است.
عذرخواهی از لیونل مسی:
پس از آنکه برخی از کاربران اینترنتی که خود را ایرانی معرفی کرده و حملات سایبری نسبت به لیونل مسی در شبکههای مجازی انجام دادند، استاد مشایخی بر روی خط برنامه زنده ۹۰ آمده و با پوزش از لیونل مسی در خصوص عملکرد نامطلوب برخی افراد در شبکههای مجازی که اهانتهایی را به این بازیکن انجام داده بودند، گفتگو کرده و بیان نمود:
افرادی که این رفتارهایی را در شبکههای مجازی داشتهاند، قطعاً از مردم ایران نبوده و این موضوع دسیسههایی است که جهت خدشهدار کردن هویت مردم ایران صورت گرفته است.
درگذشت:
استاد جمشید مشایخی پس از آنکه در سال ۱۳۹۵ به دلیل ابتلا به ناراحتیهای گوارشی مدتی در بستر بیماری بود، رنج زیادی را تحمل میکرد. در نهایت او پس از پشت سر گذاشتن یک دوره بیماری مذکور، در روز سیزدهم فروردین ماه سال ۱۳۹۸ در سن ۸۴ سالگی بدرود حیات گفت.
پیکر ایشان در تاریخ ۱۷ فروردین سال ۱۳۹۸ از مقابل تالار وحدت مشایعت شده و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد. در مراسم تشییع پیکر او بسیاری از هنرمندان و دستاندرکاران سینما و تلویزیون همچون علی نصیریان، ایرج راد و حمیدرضا نوربخش حضور داشته و مطالبی را برای عموم بیان کردند.
جریان درگذشت استاد مشایخی از طریق صفحه شخصی او در شبکه اینستاگرام که تحت مدیریت فرزندانش اداره میشد، در ساعت ۲۱ روز ۱۳ فروردین ۱۳۹۸ این خبر را منتشر کرده و با به اشتراک گذاشتن متن کوتاهی این گونه درج شد:
«پدر ما ساعت ۹ شب امشب ۱۳/فروردین/۱۳۹۸ در نهایت آرامش به سفر ابدی رفت. تشکر ویژه از همهٔ عزیزانی که همواره به ایشان لطف و محبت داشتند. روح ایشان شاد و یادش گرامی باد. نادر، نازنین و سام مشایخی.»
پس از گذشت چهار روز از رحلت جمشید مشایخی، شورای شهر تهران با به تصویب رساندن یک طرح فوریتی، اسم خیابان «ج» که در نزدیکی محل زندگی ایشان قرار دارد را به جمشید مشایخی تغییر دادند. رویداد بازگشایی از سردیس و پلاک خیابان جمشید مشایخی در روز ۱۳ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۸ صورت گرفت.
گفتاوردها:
گفتگو با شبکه ایسنا در بیست و ششم آبان ماه سال ۱۳۸۵ مقارن با ۱۷ نوامبر سال ۲۰۰۶ میلادی:
پدرم در حرفه مهندسی شیمی تخصص داشته و به عنوان رئیس کارخانه اسیدسازی در پارچین فعالیت میکرد. پس از چندی او ریاست فنی کارخانجات آن منطقه را بر عهده گرفت. لذا من در منطقه پارچین متولد شدم.
از نظر من نخستین استادم ابراهیم گلستان بوده که فن هنرپیشگی را در سینما به من آموزش داد. به طوری که حتی از گفتگوها و مطالب بیان شده توسط او بسیار لذت و بهره میبردم.
به عبارت دیگر علی حاتمی سعدی سینمای ایران بوده که جملات دیالوگ دقیق و اصولی را در فیلمهای خود استفاده میکرد. او موضوعات حال حاضر را در داستانهای گذشته بیان کرده و تاریخ در نظر او وسیله و ابزار بود.
علی حاتمی یکی از هنرمندان با استعداد و متبحر کشورمان بود که آگاهی و تبحر زیادی در تاریخ و ادبیات ایران داشته و هر یک از آثار هنری را از پس از گذراندن از پالایش و صافی ذهن خود، بازگو میکرد …
من بسیار به همکاری با او علاقمند بوده و حاتمی نیز خودش اعتقاد داشت، بیان دیالوگهای او توسط من به مراتب بهتر از همه گفته میشود. به طوری که حتی هم اکنون نیز برخی از جملات دیالوگهای او را از بر هستم.
… برای افرادی همچون ما که در عرصه تئاتر فعالیت کردهایم، مختصر یا بزرگ بودن نقش از نظر کمی مفهوم ندارد. آنچه اهمیت دارد هنرپیشه بزرگ و کوچک است. همواره همه مخاطبان به نقش اول توجه کرده و سایر شخصیتها به نظر نمیرسد.
در صورتی که باید بدانیم نرپیشهای که در نقش اول شهرت مییابد، امکان نداشت بدون حضور و همکاری سایر بازیگران به این امر دست یابد. این مطالب باعث افسوس و تاسف میشود، این موضوع که حضور داشته و نقش مختصری را به بهترین شکل هنرنمایی کنی و کسی متوجه آن نشود!
با توجه به اینکه در ساز ویولن پردهای وجود ندارد، نواختن آن بسیار مشکل بوده و به ندرت کسی به آن گرایش مییابد. هنرپیشگی نیز به همین صورت است، چنانچه کسی تصور کند به راحتی می تواند فریاد بزند، بخندد و حرکت کند، این بازیگری نیست. از آنجا که لازم است توانمندی و قابلیت این کار در شخص وجود داشته و با آموزش این رویکردها را پرورش دهد. در عین حال که از ملزومات آن داشتن مقصد معین میباشد.
پس از آنکه در فیلم سینمایی کمال الملک ایفای نقش کردم، متوجه شدم چه بهتر بود در ازای فعالیت در حرفه بازیگری در حوزه نقاشی کار میکردم. چرا که هم زیبا و جذابتر بوده و در عین حال سکون و آرامش بیشتری را القا میکند.
قلمی که ابزار کار خبرنگاران است، حرمت داشته و پیش از این قلم مذکور در دست افراد حکیمی همچون فردوسی و مولانا بوده است. کسی که قلم در دست میگیرد، مسئولیت خطیری را به دوش کشیده و به هیچ وجه نباید حقی را نادیده بگیرد. من همواره بیان کردهام، به دست اهالی قلم بوسه میزنم.
گفتگو با ایسنا در ششم آذر ماه سال ۱۳۹۰ مقارن با بیست و هفتم نوامبر سال ۲۰۱۱ میلادی:
تنها خواسته من چنین است که پس از درگذشتم بیان کنند، خدا رحمتش کند …
مرگ و رفتن به دیار باقی یکی از قوانین خلقت و خدا بوده و همانگونه که تاکنون افراد ارزشمند و بزرگی از میان ما رحلت کردهاند، ما نیز خواهیم رفت. ولی آرزو دارم با خوشنامی از این دنیا بروم …
همواره علاقه داشتم در سالهای آخر زندگیم در یک روستا رفته و در آنجا در مجاورت افراد شرافتمند و پاک در میان طبیعت زندگیم را بگذرانم. چرا که افراد ساکن در روستاها، انسانهای بسیار خوب و نجیبی هستند که در میان آنها هیچ اثری از دروغ و ریاکاری نیست.
مصاحبه
در ادامه گفتوگویی را میخوانید که پیشتر با استاد جمشید مشایخی انجام شده است.
سلام آقای مشایخی. حالتان چطور است؟ مدتی بود به دلیل مشکلات جسمانی که داشتید، دوستدارانتان نگران بودند…
الان از نظر جسمی وضعیت خوبی دارم. اما چیزی که این روزها فکر مرا به خود مشغول کرده، وضعیت جوانان در کشورمان است. دلم میخواهد بدانم آیا جوانان این سرزمین به خواستههایشان میرسند یا اینکه آرزوهایشان فقط در حد یک رؤیا باقی میماند؟ دوست دارم شاهد خوشحالی و پیشرفت جوانان ایران باشم. گاهی اوقات آنقدر در این فکرها غرق میشوم که تمام ذهنم درگیر آینده و شرایط جوانان میگردد.
به آرزو های جمشید مشایخی هم فکر میکنید؟ آرزوهای نارسیده یا آرزوهایی که هنوز موقع تحققشان نرسیده است؟
من دیگر خواستهای از زندگی ندارم. تاکنون همه کارها و فعالیتهایی که لازم بوده را انجام دادهام. هم اکنون چنانچه یک خودرو چندین میلیاردی به من هدیه دهند نیز در آن سوار نمیشوم. من در سالهای جوانی پریشانی و افکار زیادی در سرم بود.
با خودم فکر میکردم به سر کار رفته، سپش عاشق شده، پس از آن به خانه و زندگی خودم رفته و همچنین خانهای را خریداری کنم و …. همه این موارد رویاها و خواستههای من و افراد شبیه من در سالهای جوانی است.
ولی موضوع مهم در این میان امید و انگیزهای بود که در ما روشن بوده تا زندگی ادامه یابد. هم اکنون زمانی که شاهد بچههایی هستم که به علت مأیوس شدن و بیانگیزگی به اعتیاد روی میآورند، همه وجودم مملو از ناراحتی میشود.
با آنها گفتگو کنید. اگر با این موضوع موافق هستید، فرصتی از این مصاحبه را به طور مستقیم برای گفتگو با آنها در نظر بگیرید.
متشکرم. چنانچه در یک روز به خواندن این مصاحبه بپردازند، به آنها اعلام میکنم:
عزیزانم! قربانتان بروم! لازم است شکیبایی کنید و صبر داشته باشید، امیدتان را از دست ندهید. چنانچه این چیزها وجود نداشته باشند، زندگی بسیار بی معنا، پوشالی و زجرآور خواهد شد.
بیان میکنم:
نازنینم اعتیاد موجب نابودی تو می شود. به طوری که فرو میپاشی. اعتیاد موجب میشود جواهر ارزشمند جوانی در وجود از بین برود، به خودت ظلم نکن! به هیچ وجه قادر به پذیرفتن این موضوع نیستم که یک جوان نازنین، در زیباترین سالهای زندگی خود دچار اعتیاد شود. این رخدادها به شدت موجب آزار من میشود.
این ناهمگونی که بین جوانها وجود دارد بهخاطر مسائل اجتماعی متعدد ایجاد شده است. در حوزه خود شما یعنی سینما تا چه حد به این موضوعات با نگاه دقیق و کارشناسانه پرداخته شده است؟ چقدر رفتهایم به سمت ساختن، نه خراب کردن؟
لازم است این دیدگاهها طرز فکر در حوزه سینما نیز شکل بگیرد. در شغل من افرادی که در حرفه سینما مشغول به کار هستند، اعم از کارگردان، تهیه کننده، هنرپیشه و …
از واقعیت به حقیقت دست مییابند. لذا چنانچه به واقعیت آگاهی نداشته و به رموز و ابعاد مخفی آن آشنا نباشیم، دستیابی به حقیقت امری محال است. هم اکنون و در شرایط فعلی تولید فیلم و سریالی که دلهرهها و ناراحتیهای مردم را منعکس کند، یک تکلیف است، یک تکلیف سنگین و مهم. اهمیت دارد هنرمند به اثرات فعالیتهایی که انجام میدهد، آگاه باشد.
هم اکنون مجموعههای ترکیهای بسیار فراگیر شده است. در عین حال که این سریالها هیچ مطلب آموزنده و مفیدی را ارائه نمیدهند، همچنین به بسیاری از نکات اخلاقی و مهم پشت پا می زنند. ما از این موضوع غافل شده و از تهیه مجموعههای ارزشمند، مطلوب و مردمی بازماندیم که ترکیه بخواهد برای مردم ما سریال بسازد.
لازم است مجدداً مسیر درستی را در پیش بگیریم.
مشکل کجاست که همیشه باید حسرت کارهای نکرده و مسیرهای نرفته را بخوریم؟!
هم اکنون در سینمای ما هیچ حقیقتی وجود ندارد، ولی همچنان سعی داریم به آن دست یابیم. در سالهای کودکی ما، حکایتهایی از قالیچه حضرت سلیمان بیان میکردند. پس از چندی قالیچه تبدیل به هواپیما شد.
لذا هر آنچه در افکار و رویاهای انسانها شکل بگیرد، سرانجام تبدیل به واقعیت میگردد. در خصوص سینما نیز شرایط به همین شکل است. زمانی که حقیقت برای ما آشکار میشود، حقیقت مذکور به یکی از واقعیتهای آن عصر تبدیل میگردد. هیچ چیز پایدار و ابدی نبوده و به طور یقین نمیتوان ادعا کرد ما به آن دست یافتیم.
حتی اگر کسی جرات کرده و چنین ادعایی داشته باشد، لازم است از او سوال شود به چه چیزی رسیدهای؟ در دنیای به این بزرگی پس از سالهای زیاد کاوش های علمی و تفحص، هنوز حقایق منظومه شمسی آشکار نشده است.
اگر فرض را بر این بگذاریم که به این نقطه دست یافتیم، سپس تازه متوجه میشویم منظومه شمسی تنها نقطه کوچکی از جهان هستی به شمار میرود. چرا که جهان در حال فزایندگی و رشد است.
بهتر است مجدداً از خودمان سوال کنیم ما به چه چیزهایی دست یافتیم. دریافتهای ما در قبال حقیقت واقعی بسیار اندک هستند. من ادعا نمیکنم فعالیت در جهت یادگیری و رشد مطلوب نیست. بر عکس بسیار مثبت است.
ولی در اغلب موارد آگاهی و شناخت ما منجر به زیان و آسیب به خودمان میشود. چنانچه رشد و ترقی را در حوزههای علمی انجام دادهایم، با بهرهگیری از قسمتی از این پیشرفتها، بشریت به ساخت اسید و گلوله دست یافت.
همچنین انواع سلاحهای جنگی همچون بمب و موشک نیز از این مسیر حاصل شده است. تولیداتی که به دست بشر صورت گرفته، در عین حال که موجب نابودی انسانها میشود، در عین حال سایر موجودات جهان هستی را به هلاکت میکشاند.
سینما در این بین چه نقشی دارد؟ سینمای دغدغهمندی که دغدغهاش انسان باشد و جهان ساختن و برساختن؟
دانش سینما نیز به همین شکل است که بیان کردم. در وجود هر یک از انسانها دو نیرو وجود دارد. یکی نیروی شیطانی و دیگری نیروی اهورایی. کسی که به دنبال فراگیری علم است تا موفق به ساخت موشک و بمب شود، قادر نیست انرژی و تمایل شیطانی خودش را مهار کند.
بدین ترتیب اهریمن در وجود او غالب میشود. لذا زمانی که شاهد از بین رفتن انسانهای زیادی باشد، از آن احساس لذت میکند. از طرفی عدهای از اندیشمندان سالهای زیادی به بررسی و انجام فعالیتهای علمی بر روی میکروبها و ویروسها پرداخته تا راهی را جهت نجات انسانها از انواع بیماری بیابند.
بدین ترتیب دو گروه از انسانهایی که مدارج علمی را پشت سر گذاشتهاند، میتوانند سرانجام عالم را دستخوش تغییر کنند. یک گروه هلاک کننده بوده و دیگری زندگی بخش و سازنده.
در چندوقت اخیر به خیابان رفتهاید تا ببینید شهر چه شکلی است و مردم چه حال و هوایی دارند؟
زمانی که من در روزنامه اخباری را میبینم که یک پزشک در کنار برادرزادهاش که از دانشجویان رشته پزشکی است، ماده اسیدی را بر روی چهره پزشک دیگر میپاشند،
به شدت حالم خراب و دگرگون میشود. احتمال دارد در خیابان شاهد چنین صحنهای نباشم، ولی بسیاری از اخباری که در روزنامه منعکس میشود صحت دارد. هر یک از این اخبار و رویدادها بیان کننده وضع و احوال جامعه است.
ای کاش قادر بودم به واسطه گریم و یا فرایندی هم شبیه آن، چهرهام را تغییر داده و در خیابان بروم. در آن موقعیت من جمشید مشایخی نبوده و توجه به رویدادهای جامعه بسیار آسانتر بود.
در آن حالت زمانی که به خیابان رفته و کسی نتواند مرا بشناسد، نه فقط بسیاری از علاقمندیهای مردم را مشاهده میکنم، بلکه در عین حال همه واقعیات را میبینم. هم اکنون من در نظر مردم چهره شناخته شدهای هستم. یا به من علاقه داشته و یا اینکه دوستم ندارند.
لذا بازتاب و واکنشی که آنها پس از دیدن من ارائه میکنند، صحت ندارد.
بهنظرتان چرا وضع جامعه ما این شکلی است؟ چرا باید با شنیدن این خبرها حالمان خراب شود؟
همواره بیان کردهام آن عده از جوانهایی که هم اکنون دچار خطا و اشتباه میشوند، از بدو تولد معتاد، آدمکش و بیشرف نبودهاند. سرآغاز این بدیمنی و فلاکت از منزل صورت گرفته و به تدریج گسترش مییابد. پس از آن در جامعه ادامهدار خواهد شد.
تمامی رخدادها در وهله اول در سالهای نخست زندگی، و در درون خانواده اتفاق میافتد. همکاری پدر و مادر در کنار هم، موجب شکلگیری آتیه فرزند خواهد شد.
پس از آن مدرسه نقش مهمی در زندگی دارد. در دورانی که من به عنوان دانش آموز تحصیل میکردم، آموزگار در نظر من و سایر همکلاسیها همچون پدر بود.
ولی هم اکنون رویدادهایی به وقوع پیوسته که حتی از بیان آن شرمسار هستم! در دوران ما معلم حکم پدر و مادر را داشت. یکی از عوامل عمدهای که موجب بروز بسیاری از رخدادهای نابهنجار در جامعه میشود، چنین است که عشق و دلبستگی وجود ندارد. زمانی که محبت و عشق ورزی در میان اعضای خانواده نباشد، طبیعی است که گذر عمر و شرایط طبق میل و خواسته پیش نرود.
با استناد به تک بیت حضرت مولانا که گفته است:
«همچو شمع از شرر عشق گدازان بودن / عشق دردی است که هم درد بود دایه او» همچنین حافظ شیراز بیان کرده:
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان/ قال و مقال عالمی میکشم از برای تو» من نیز در ادامه بیان میکنم، عشق منبع همه داشتههای انسان است. به این ترتیب تنها مسیری که انسان میتواند برای تکامل و پیشرفت آن را طی کند، عشق میباشد. به عبارت دیگر تنها مسیر دنیا جهت ساختن عشق است. چرا که عشق منجر به دوستی، بودن و ماندگاری خواهد شد.»
از فوتبال چه خبر. همیشه شنیدهایم آقای مشایخی از مشتاقان بازی فوتبال هستند. هنوز هم مشتاقید؟
در برخی اوقات پسرم به تماشای برنامه نود نشسته و من نیز در کنار او تماشا میکنم. برنامه نود را نگاه میکنم، چرا که فردوسی پور داری شخصیتی بسیار مودب و آقا است. در برخی زمانها نیز دیگران با گویش نامطلوبی با او سخن میگویند. ولی عادل فردوسیپور در نهایت ادب و حرمت به آنها پاسخ میدهد.
شما دوران جوانی را طی کردهاید و با این وجود در خلال این گفتوگو مدام از جوانها صحبت کردید. به نظرتان جوانها دنبال چه چیزی هستند؟
موضوعی که برای افراد جوان اهمیت دارد، روزگار آینده است. آنها تمایل دارند در حرفهای مشغول به کار شوند که مورد علاقهشان باشد. میخواهند صاحب کسب و کار دلخواهشان شوند. آنها قصد دارند با امید و انگیزه به زندگی ادامه دهند که ای کاش همینطور باشد.
رانندگی و ماشین:
من در سال ۱۳۴۹ که راانندگی میکردم، دارای یک اتومبیل آریا بودم. در یک دورانی صاحب اتومبیل پژو ۲۰۶ و ریو بودم. هرچند خودم رانندگی نکرده و اغلب اوقات پسرم سام اتومبیل را میراند.
بازیگران مورد علاقه:
بسیار به خسرو شکیبایی علاقمند بوده و هستم. همچنین پرویز پرستویی بازیگر بسیار پرقدرتی است. در میان هنرپیشگان جوان نیز دوست دار شهاب حسینی هستم.
