بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم
ترجمه کلمه Done به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمهی done به معنی “انجام شده” است و شکل گذشته و کامل فعل do به معنای “انجام دادن” محسوب میشود.
| ساده | گذشته | فعل ماضی |
| انجام دادن | انجام داد | انجام شده |
اما میتوانید از این کلمه به عنوان یک صفت استفاده کنید تا نشان دهید چیزی یا کسی به پایان رسیده است. در کل، “done” یعنی یک کار تمام شده است:
بوقلمون پخته شده. میتوانید آن را از فر بیرون بیاورید.
این همبرگرها به نظر میرسد تقریباً آماده هستند.
کارتان تمام شد؟ میتوانم بشقابتان را بردارم؟
کار بالاخره تمام شد.
پروژه ساختوساز کاملاً به پایان رسیده است.
انجام شد! (کارم را به اتمام رساندم.)
همچنین میتوانید بعد از “done” از فعلی که به ing ختم میشود استفاده کنید:
آنها شنا کردن برای امروز را تمام کردند.
حرف زدن او به پایان رسیده.
غذا خوردن من تمام شد.
پخت کلوچهها در حدود نیم ساعت دیگر تمام میشود.
بعضیها ممکن است با نحوه بیان این جملات راحت نباشند، اما این شیوه صحبت کردن معمول در بین آمریکاییها است.
کلمه “done” گاهی معانی دقیقتری پیدا میکند که با توجه به موقعیت، درک آن سادهتر میشود:
رابطه آنها به پایان رسیده. (دیگر با هم نیستند.)
او دیگر ارتباطش را با او قطع کرده. (دیگر او را دوست ندارد.)
ماموریت من در اینجا به پایان رسیده. (مشکل را حل کردهام.)
حرف زدنت تمام شد؟ (وقتی کسی مدام حرف میزند و شخص دیگری را عصبانی میکند، پس از توقف صحبت، این سوال پرسیده میشود.)
این کار در اینجا پذیرفته نیست. (این رفتار مناسب نیست. همچنین ممکن است به صورت جمله مجهول به کار رود.)
گاهی اوقات، “done” در گفتار غیررسمی و عامیانه (مثل انگلیسی محلی یا گفتوگوهای روزمره) به کار میرود. ممکن است فرد متوجه باشد یا نباشد که در چنین جملاتی از نظر دستوری اشتباه وجود دارد:
او کارش را رها کرد.
او کار خوبی انجام داد. (کاری ارزشمند انجام داد یا کاری را به خوبی به پایان رساند.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی ندابلاگ، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
