معنی ضرب المثل ” غوره نشده مویز شده “

معنی غوره نشده مویز شده

این ضرب‌المثل برای کسانی به کار می‌رود که در سن و موقعیتی هستند که باید ساده و کودکانه رفتار کنند، اما به جای آن، ادای بزرگترها را درمی‌آورند و پخته‌نمایی می‌کنند.

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” آرزو را به گور بردن “ را بخوانید.

برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” عقلش به چشمش است “ سری سر بزنید.

مثل این است که میوهٔ نارس و ترش (غوره) بخواهد خودش را به جای میوهٔ شیرین و رسیده (مویز) جا بزند. این تشبیه، نشان‌دهندهٔ فردی است که هنوز تجربه و دانش لازم را به دست نیاورده، اما ادعا دارد که کامل و داناست.

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” هر گلی زدی سر خودت زدی “ را بخوانید.

در زندگی روزمره، این اصطلاح معمولاً برای نوجوانان یا افرادی به کار می‌رود که با کوچکترین موفقیت، خود را بالاتر از دیگران می‌بینند و در حالی که تازه شروع به یادگیری کرده‌اند، ادای استادان را درمی‌آورند. این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که برای رسیدن به جایگاه واقعی، باید صبور بود و مراحل طبیعی رشد را پشت سر گذاشت.

معنی غوره نشده مویز شده

در این نوشته، به بررسی معنا، پیشینه و مفهوم بنیادی این ضرب‌المثل کهن ایرانی می‌پردازیم. با ما در ندابلاگ همراه باشید.

معنی غوره نشده مویز شده چیست؟

1- این جمله به افرادی گفته می‌شود که انتظار دارند بدون تلاش و گذراندن مراحل سخت، به موفقیت برسند. مانند کسی که می‌خواهد راهی طولانی را یک‌شبه طی کند، غافل از اینکه باید توانایی‌های خود را تقویت کند و از مشکلات به عنوان پلی برای رسیدن به هدف استفاده نماید.

2- به این معنا که انسان باید经历های زیادی را پشت سر بگذارد تا کم‌تجربگی و ناپختگی او از بین برود.

برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی “ را بخوانید.

3- گاهی این ضرب‌المثل را در مورد جوانانی به کار می‌برند که با وجود کم‌تجربگی، ادعاهای بزرگ دارند.

توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” حرف حق تلخه “ را حتماً بخوانید.

ریشه و داستان ضرب المثل

روایت شده که روزی ملک‌الشعرای بهار، شاعر نامدار، در یک جمع نشسته بود. حاضران برای امتحان کردن مهارت او، چهار کلمه انتخاب کردند تا با آن‌ها یک رباعی بسراید.
کلمات انتخاب شده این‌ها بودند: خروس، انگور، درفش و سنگ.
بهار بلافاصله گفت:

> برخاســـت خروس صبح برخیز ای دوست
> خون دل انگور فکن در رگ و پوسـت
> عشق من و تو صحبت مشت است و درفش
> جور دل تو صحبت سنگ است و سبوست

جوانی کم‌تجربه که در مجلس حاضر بود، گفت: این کلمات از قبل انتخاب شده بودند، قبول نیست! اگر راست می‌گویید، من چهار کلمه جدید انتخاب می‌کنم و شما باید آن‌ها را در یک رباعی جای دهید.
سپس این چهار کلمه را نام برد: آئینه، اره، کفش و غوره.
بی‌شک قرار دادن این کلمات نامرتبط در یک رباعی کار آسانی نبود، اما ملک‌الشعرا اینگونه سرود:

> چون آینه نور خیز گشـتی احسنت
> چون اره به خلق تیـز گشتی احسنت
> در کفش ادیبان جهان کردی پای
> غوره نشده مویز گشتی احسنــت

پیشنهادی: آشنایی با ضرب‌المثل «گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی»
اختصاصی — ندابلاگ

×

نظر شما در مورد این مقاله چیست؟

اگه حال کردی این پست رو با دوستات به اشتراک بذار:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *