معنی کلمه Dance به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of dance word

بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

ترجمه کلمه Dance به فارسی با مثالهای کاربردی

رقصیدن یعنی حرکت دادن بدن در هماهنگی با موسیقی، یا انجام حرکاتی بدنی که هدف مشخصی دارند و مفهومی را بیان می‌کنند.

ساده گذشته فعل ماضی
dance

رقصیدن

danced

رقصید

danced

رقصیده

مردم در مراسم عروسی معمولاً می‌رقصند.
در اتاق بغلی کسی مشغول رقص است.
سوفیا وقتی تنها در اتاقش است، با موسیقی می‌رقصد.
گلوریا و جولیو تمام شب را با هم رقصیدند.
به چه سبک موسیقیایی معمولاً می‌رقصی؟
دوست داری برقصی؟ (این یک پیشنهاد است.)
مایلی با هم برقصیم؟ (این هم یک درخواست برای رقص است.)

کلمه “رقص” می‌تواند به عنوان یک اسم هم به کار رود. در این حالت، منظور یک رویداد است؛ مراسمی که افراد در آن شرکت می‌کنند. یا موضوعی است که می‌توان آن را آموخت یا مطالعه کرد.
متیو از جنیفر خواست با هم به یک مراسم رقص بروند.
بیشتر دبیرستان‌ها در آمریکا مراسم رقص برگزار می‌کنند.
مراسم رقص تا ساعت ۱۱ شب ادامه پیدا کرد.
ادوارد در دانشگاه، رقص مدرن می‌خواند.
پولکا یک نوع رقص محلی و سنتی است.
بهاراتا ناتیام شکلی از رقص کلاسیک هندی است.

کلمه “رقصیدن” به صورت اسم مصدر هم به کار می‌رود:
گلوریا و جولیو برای رقص رفتند بیرون.
آنها دوست دارند آخر هفته‌ها بروند رقص.
رقصیدن نوعی ورزش مفید است.

کلمه “رقص” معمولاً به صورت صفت نیز استفاده می‌شود:
آدری به عنوان آموزش‌دهنده رقص کار می‌کند.
او در یک سالن رقص کار می‌کند.
او کلاس‌های رقص می‌دهد.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی ندابلاگ، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا** مراجعه کنید.

اگه حال کردی این پست رو با دوستات به اشتراک بذار:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *