حتماً این ضربالمثل قدیمی را شنیدهاید: «تغاری بشکند، ماستی بریزد، جهان گردد به کام کاسهلیسان». این جمله در نگاه اول ممکن است کمی عجیب به نظر برسد، اما معنی عمیق و پرمفهومی دارد.
در گذشته ظرف بزرگی به نام «تغار» داشتند که در آن ماست نگهداری میکردند. اگر این تغار میشکست، همه ماست آن روی زمین میریخت. این اتفاق برای صاحب ماست یک ضرر و ناراحتی بزرگ بود. اما در همین حین، کسی که «کاسهلیس» بود (یعنی کسی که کاسههای خالی را میلیسید تا چیزی در آن باقی نماند)، از این اتفاق خوشحال میشد. چون ماستِ ریخته شده روی زمین، به کام او شیرین میشد و میتوانست از آن بهرهای ببرد.
پس این ضربالمثل میخواهد بگوید: گاهی یک اتفاق ناگوار و ضرر برای یک نفر، باعث سود و خوشحالی فرد دیگری میشود. یعنی در جهان، ضرر و سود، شادی و ناراحتی، اغلب به هم گره خوردهاند.
**داستان کوتاه:**
روزی روزگاری، مرد کشاورز زحمتکشی بود که یک تغار بزرگ ماست داشت. او قصد داشت این ماست را به بازار ببرد و با پول آن، زندگی خانوادهاش را بچرخاند. اما در راه، ناگهان تغار از دستش لغزید و بر زمین افتاد و همه ماستها روی خاک ریخت.
کشاورز بسیار غمگین شد و با ناراحتی به خانه بازگشت. در همین حال، گروهی از کودکان فقیر که مدتی بود چیزی برای خوردن نداشتند، از آنجا رد میشدند. آنها ماستهای ریخته شده روی زمین را دیدند و با خوشحالی شروع به جمعآوری و خوردن آن کردند. این اتفاق برای آن بچههای گرسنه، یک نعمت بزرگ بود.
پس میبینیم که شکستن تغار و ریختن ماست، اگرچه برای کشاورز یک مصیبت بود، اما برای کودکان گرسنه یک موهبت و شادی به حساب میآمد. به همین خاطر است که میگویند: «تغاری بشکند، ماستی بریزد، جهان گردد به کام کاسهلیسان».

در این مطلب به بررسی مفهوم و داستان پشت ضربالمثل ایرانی “اگر تغاری بشکند، ماستی میریزد و دنیا به کام کاسهلیسان میشود” میپردازیم. با ما همراه باشید.
تغاری بشکند ماستی بریزد جهان گردد به کام کاسه لیسان کنایه از چیست؟
1- گاهی یک اتفاق بد برای یک نفر، باعث خوشحالی و سود افرادی میشود که دنبال فرصتهای اینچنینی هستند.
2- تَغار به معنی کاسه یا ظرفی گِلی است. در اینجا منظور از “کاسهلیسان”، افرادی هستند که بدون زحمت از موقعیتها استفاده میکنند و نان را به نرخ روز میخورند.
3- وقتی میگویند “دنیا به کام کسی است”، یعنی آن شخص از موفقیت و سودهای مادی خوشحال است و به خواستههایش رسیده است.
داستان ضرب المثل
در داستانی قدیمی روایت شده: روزگاری، دختر جوانی دلباخته پسر جوانی شد. این دختر هر روز کاسهای بزرگ پر از ماست را روی سرش میگذاشت و به بازار میبرد تا بفروشد. در همین رفت و آمدها، از دور به معشوقش نگاه میکرد.
یک روز، خبر رسید که آن پسر جوان از دنیا رفته است. دختر بسیار اندوهگین و پریشان شد، اما در حضور پدر و مادرش نمیتوانست آشکارا گریه کند. فردای آن روز، طبق معمول، ظرف ماست را روی سرش گذاشت و راهی بازار شد. وقتی از کنار محله معشوق درگذشت، عمداً خودش را به زمین زد تا ظرف ماست بیفتد و بشکند.
با این بهانه، شروع کرد به گریه کردن و اشک ریختن برای معشوق از دست رفتهاش. در همین حال، گدایانی که آن اطراف بودند، تکههای ظرف شکسته و ماست ریخته شده روی زمین را جمع کردند و مشغول لیسیدن آن شدند.
پیرمرد خردمندی که از آنجا رد میشد، با دیدن این صحنه گفت: «تغاری بشکند ماستی بریزد جهان گردد به کام کاسه لیسان!» مقصودش این بود که سود این همه گریه و شکستن ظرف، فقط به گدایان رسید و دل آنان را شاد کرد!
نظر شما در مورد این مقاله چیست؟
