همه چیز دربارهٔ مفهوم ضربالمثل «آهسته که آسمان نداند» به همراه داستان آن
این ضربالمثل معمولاً در موقعیتهایی به کار میرود که کسی میخواهد کاری را با آرامش و در خفا انجام دهد، طوری که کسی متوجه نشود. در واقع معنای آن این است: “چنان آهسته و پنهانی انجام بده که حتی آسمان هم نفهمد.”
—
**داستان پشت این ضربالمثل:**
در روزگاران قدیم، مرد کشاورز زحمتکشی بود که یک الاغ داشت. این الاغ برای او مانند یک عضو خانواده بود و همهٔ کارهایش را با کمک او انجام میداد. یک روز، کشاورز متوجه شد که الاغش پیر شده و دیگر توانایی کارهای سخت را ندارد. او نگران بود که اگر همسایهها بفهمند الاغش دیگر به درد نمیخورد، ممکن است آن را مسخره کنند یا خودش نزد دیگران کوچک شود.
بنابراین، به یک فکر پنهانی افتاد. تصمیم گرفت الاغ را شبانه، در تاریکی و به آرامی به جای دوری ببرد و رها کند تا کسی متوجه نشود. او با خودش گفت: ” باید این کار را چنان آهسته و بیصدا انجام دهم که گویی آسمان هم از آن بیخبر است.”
پس نیمهشب، وقتی همه در خواب بودند، کشاورز الاغ را برداشت و به آرامی راه افتاد. سعی میکرد قدمها را بیصدا بردارد و حتی نفسنفس هم نزند. اما در میانهٔ راه، ناگهان الاغ سرش را بالا گرفت و شروع به عرعر بلندی کرد! صدا به آسمان رسید و کشاورز با ناراحتی فهمید که نقشهاش خراب شد.
از آن به بعد، این داستان میان مردم زبان به زبان گشت و ضربالمثل «آهسته که آسمان نداند» برای کارهای پنهانی و محرمانهای که ناخواسته فاش میشوند، رواج یافت.

در این بخش، به بررسی معنای این ضربالمثل ایرانی میپردازیم. در ادامه همراه ما باشید.
معنی ضرب المثل آهسته که آسمان نداند چیست؟
۱- یعنی آرام و آهسته حرف بزن، طوری که دیگران متوجه حرفهایت نشوند.
۲- این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که رازهای زندگیمان را پیش خود نگه داریم. یعنی وقتی میخواهی کاری انجام دهی و هنوز در حال آمادهسازی برای آن هستی، تا وقتی کارت تمام نشده، آن را با کسی در میان نگذار. چون ممکن است افرادی از روی حسادت یا لجبازی باعث شوند کارت به نتیجه نرسد.
حدیث درباره فاش نکردن امور زندگی
در اینجا سخن پرمعنای دیگری از امام جواد علیهالسلام وجود دارد که باعث فکر کردن میشود. ایشان میفرمایند:
إظهارُ الشَّيءِ قبلَ أن يَستَحكِمَ مَفسَدَةٌ لَهُ؛
یعنی: آشكار كردن چيزى، پيش از آن كه استوار گردد، موجب تباهى آن مى شود.
این کلام به ما یادآوری میکند که اگر چیزی را که هنوز کامل و آماده نشده است، زودتر از موقع نشان دهیم یا دربارهاش صحبت کنیم، ممکن است باعث خراب شدنش بشویم. پس بهتر است برای هر کاری، تا زمانی که به طور کامل شکل نگرفته و محکم نشده، صبر پیشه کنیم و آن را پیش از وقت فاش نکنیم.
داستان ضرب المثل
مرد سالخورده ای تنها در کنار یک رودخانه زندگی می کرد و همه کارهایش، از شستن لباس و ظرف ها تا درست کردن غذا، را خودش انجام می داد. یک روز که لباس های شسته شده را روی بند آویزان کرده بود، ناگهان هوا ابری و بارانی شد و همه لباس ها دوباره خیس شدند.
روز بعد هم دقیقاً همین اتفاق افتاد. به محض اینکه لباس ها را آویزان می کرد، باران شروع می شد. با خودش فکر کرد که حتماً آسمان با او قهر کرده و هر بار که او لباس می شوید، باران می بارد. به همین خاید، دست از شستن کشید و چند روزی لباسی نشست.
در پایان هفته که هوا کاملاً آفتابی به نظر می رسید، سریع به یک مغازه رفت تا صابون بخرد و لباس هایش را بشوید. اما می ترسید که آسمان بفهمد و دوباره باران بگیرد! برای همین، با چشم و ابرو و اشاره سعی کرد به فروشنده بفهماند که صابون می خواهد. فروشنده هم هر بار به جای صابون، چیز دیگری برمیداشت و می پرسید: “این را می خواهی؟”
پیرمرد می گفت: “نه!” و دوباره با حرکات دستش صابون را نشان می داد. بالاخره فروشنده صابون را برداشت و با صدای بلند گفت: “آهان! صابون می خواستی!” پیرمرد ترسید و گفت: “آرام باش! مبادا آسمان بفهمد!”
🔹 به همین دلیل، وقتی میخواهند کاری را از کسی پنهان کنند تا به ضررشان نباشد، از این ضربالمثل استفاده میکنند.
اختصاصی-ندابلاگ
ضرب المثل با آسمان
نظر شما در مورد این مقاله چیست؟
