معنی کلمه Edge به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of edge word

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

ترجمه کلمه Edge به فارسی با مثالهای کاربردی

لبه به معنای مرز یا کنارهٔ یک چیز است؛ جایی که سطح آن شیء تمام می‌شود. معمولاً این قسمت با یک زاویهٔ تند به پایین ختم می‌شود، اما این حالت همیشگی نیست.

واژهٔ “لبه” بیشتر به شکل اسم به کار می‌رود:

پسر بچه از کنار تختش افتاد.
گربهٔ ما دوست دارد روی لبهٔ میز بنشیند.
تیغ ریش‌تراشی لبهٔ بسیار تیزی دارد.
لبهٔ چاقو هم تیز است.
در گذشته مردم باور داشتند که زمین صاف است و اگر خیلی جلو بروند، از لبهٔ آن خواهند افتاد.
ایستگاه قطار در حاشیهٔ شهر قرار دارد. (“لبهٔ شهر” یعنی نزدیک به مرز یا محدودهٔ شهر.)
تلسکوپ‌های قوی به ستاره‌شناسان امکان می‌دهند تا لبهٔ جهان را ببینند و بدانند چه شکلی است.
آلیس نسبت به دیگر داوطلبان این شغل برتری دارد، چون به سه زبان مسلط صحبت می‌کند. (“برتری داشتن” یعنی نسبت به دیگران مزیت داشتن.)
نیت علاقه دارد که زندگی پرچالشی داشته باشد و همیشه در مرز خطر قدم بزند. (“زندگی در لبه” یعنی انجام کارهای خطرناک، نو، آزمایشی یا سخت.)

 
همچنین می‌توانید از “لبه” به عنوان فعل در برخی عبارت‌ها استفاده کنید:

بیل رقبا را پشت سر گذاشت و جایزهٔ اول را برد. (edge out = بردن؛ با اختلاف کم پیروز شدن)
همهٔ ما با بی‌قراری منتظر خبر هستیم. (on the edge of one’s seat = با اضطراب منتظر نتیجهٔ چیزی بودن)
شرکت به آرامی در حال پیشبرد برنامه‌هایش برای ساختن دفتر مرکزی جدید است. (edge forward = به آرامی حرکت کردن به سمت جلو)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی ندابلاگ، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.
 

اگه حال کردی این پست رو با دوستات به اشتراک بذار:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *